• لینکهای روز ۲۲٫۰۸٫۱۳۸۷
    • آیه اللله جنتی هفته ی گذشته در خطبه های نماز جمعه همان موقع که به شدت از دولت حمایت میکردند و با اشاره به یک مشت روزنامه که ریخته اند سر دولت مظلوم به یک عده ای که حتما غیر آقای احمدی نژادبودند اشاره داشتند که اینها گمان کرده اند ما دو دستی ریاست جمهوری را به آنها تحویل خواهیم داد. بعد شیطان را لعنت کردند و از ادامه ی حرف منصرف شدند وگفتند به وقتش توضیح می دهند. هفته هایی که ایشان خطبه می خوانند را حتما گوش کنید. خیلی با مزه است. تصور اینکه ریاست جمهوری مثل دبیری شورای نگهبان دو دستی تقدیم میشود هم یکی از آن نمونه حرف های با مزه بود. بازم همین جوری.
    • همه می گویند بمان.
      نمی خواهم از این خاک بروم چون دوستش ندارم، می خواهم بروم چون بسیار دوستش دارم و تحمل دیدن هر روزه ی تحقیر شدن خودم و دیگران را ندارم. اوباما که پیروز شد، یاد آن روز دور خردادماه افتادم که خاتمی با رای های ما رییس جمهور ما فلک زدگان شد و حالا چه؟ روزنامه و مجله می بندند و بیشتر از کوپن ات حرف بزنی مهمان اوین شان می شوی. ایران ما هیچ گاه روی دموکراسی و آزادی را نخواهد دید. تاریخ را نگاه کن. منطقه ی استراتژیک خاورمیانه و من و تو که از سر اقبال نمی دانم بلند یا کوتاهمان این جا به دنیا آمده ایم.

      نمی خواهم بمانم چون پرم از آرزوی ابلهانه ی نوجوانان 14 ساله ی آن جایی. دویدن آزادانه در خیابان. پوشیدن دامن های رنگ وارنگ و کوتاه و بلند. تاب دادن مو در باد. رفتن به دانشگاه با شلوار کوتاه … می بینی؟ حقیر شده ام که شده ایم، همه مان. حقیر کرده اند دلخوشی هایمان را. جوانی نکردیم، همان طور که کودکی مان پر بود از صدای بمب و آهنگران.

      نمی مانم. می خواهم این لذت های کوچک را تجربه کنم. می خواهم یله باشم و نکرده ها را تجربه کنم و اگر کودکی داشته باشم، متولد این خاک نفرین شده نباشد.

    • درست نوشتن، کار خوبی است!
    • عقده حقارتی که متاسفانه خیلی از ایرانی‌ها نسبت به کشورهای عربی و ترکیه دارند در سر تا سر مطلب به چشم می‌خورد. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس سال‌ها است که فهمیده‌اند دلارهای نفتی را باید صرف سرمایه‌گذاری روی زیرساخت و نیروی انسانی و دارایی‌های جای‌گزین در سطح جهانی کرد و به همین خاطر هم روز به روز از اتکای اقتصادشان به نفت و گاز می‌کاهند. توضیحات تفصیلی‌اش بماند. واکنش ایرانی‌ها اعم از عوام و به اصطلاخ نخبه به این سیاست‌ها و پیش‌رفت‌ها مسخره کردن و بادکنکی خواندن رشد اقتصاد آن‌ها است. متاسفانه وقت ندارم که لینکش را پیدا کنم ولی یکی از افسوس برانگیزترین نوشته‌هایی که در ماه‌های اخیر خوانده‌ام مطلب یکی از نویسندگان اقتصادی مطبوعات اصلاح‌طلب (خوش‌بختانه از گروه اصلاح‌طلبان ضد اقتصاد آزاد) بود که در واکنش به صدور خاک یکی از استان‌های جنوبی برای یکی از پروژه‌های عمرانی در جنوب خلیج فارس گفته بود همین مانده است خاکمان را بدهیم به این عرب‌های مفت‌خور! جالب بود که بقیه هم تاییدش کرده بودند و کسی نپرسیده بود آیا مفت‌خور کسی است که پروژه عمرانی اجرا می‌کند یا کسی که خاکش را به صورت خام صادر می‌کند
    • حتی نمی دانسته است که به دکتر چه بگوید . مثلن بگوید :

      " دکتر. من نبودم. بیرون بودم. کس آنجا بود. سگ هم بود. آمدم خانه دیدم اینجور شده. "

      یا " جای دندانهای شوهرم است . خیلی عاشق من است "

      یا " گرفت به سیم خاردار"

      پس می سوزد و می سازد. یک روز چیان – سو را می بیند و حال سگ را می پرسد. چیان-سو می گوید : " خوب است. کمی پرخاشگر شده ولی دکترش گفته بخاطر این است که رحمش را دیر در آورده ایم. "

      نکته : همیشه از تمایلات طرف مقابلاتان سوال کنید.

    • با سیگار مقایسه شود

    Posted by وحید آنلاین @ ۱۲:۰۰ ق.ظ

  • Leave a Reply

    Your email address will not be published. Required fields are marked *

    *

    You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>