• لینکهای روز ۳۰٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
    • آیا نامزدتان (بخوانید دوست دختر) وقت آزاد بسیار دارد؟ آیا دائم به شما زنگ و اس ام اس میزند و از کار و زندگی می افتید؟

      کافیست یکبار به او بگویید : ” چقدر چاق شدی”
      قطعا وقتش با شرکت در کلاسهای ایروبیک پر خواهد شد..!

    • ین عکس را چندی پیش در عکس های خود یافتم که در سال 1995 از تراس برج غربی سازمان تجارت جهانی (WTC) در نیویورک برداشته بودم. چه کسی می توانست در آن زمان در بیمارگونه ترین رویاها و کابوس ها تصور کند که این دو برج دیگر وجود نداشته باشند و دیدن چنین منظره ای دیگر برای کسی دست کم در آینده قابل پیش بینی، امکان پذیر نباشد؟
    • فکر کنم من هم باید سه نقطه می‌گذاشتم جای اون پست :)
    • کتاب آنالیز جامع یورو 2008 با حضور جمعی از اهالی فوتبال و رسانه در سالن آمفی تئاتر شهرداری منطقه 9 تهران رونمایی شد.

      به گزارش خبرنگار مهر، در مراسم رونمایی این کتاب که شامگاه سه‌شنبه برگزار شد افرادی چون سردار مصطفی آجورلو، سعید فائقی، محمود یاوری، دکتر پرویز سیار، امیرحاج رضایی، حمید استیلی، سعید مظفری زاده، عادل فردوسی پور و … حضور داشتند.

      کتاب آنالیز جامع مسابقات فوتبال جام ملت‌های 2008 اروپا به همت بهنام مددی و کارشناسی مجید جلالی منتشر شده است. مددی برای گردآوری این کتاب از کمک جمعی از روزنامه نگاران ورزشی بهره برده است.

      این کتاب در بخش اصلی تحلیل تیم‌ها و دیدارهای مراحل مختلف گردآوری شده که در بخش پایانی آن به تک نگاری روی برترین‌های این مسابقات پرداخته شده است. ناشر کتاب، انتشارات مبتکران بوده که در 3 هزار جلد منتشر شده است.

    • هنوزنتونستم حقیقت رو پیدا کنم. در واقع همه مسلم بودن حق انسانها در استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای رو قبول دارند ولی مشکل اونجاست که بعضیها انسان بودن بعضیهای دیگر رو قبول ندارند. که البته چرای این قضیه است که مهمه.

      نمودار زیر رو در یک روزنامه آمریکائی دیدم و فارسی کردم. اگر روی آن کلیک کنید تاریخ و راه دستیابی کشورهای مختلف به این انرژی رو می‌بینید.

      دایره‌ها کشورهای دارای انرژی هسته‌ای هستند.

      شش ضلعیها کشورهایی هستند که دستیابشون به انرژی هسته‌ای متوقف شده.

      و مربعها کشورهای در حال کار و دستیابی به این انرژی هستند.

    • اصول دین اسلام همه جای دنیا سه تاست: توحید، نبوت و معاد ولی شیعیان دو گزینه بهش اضافه کردند: عدل و امامت. که سمبل هر دو «علی» است. اینجا این سؤال پیش میاد که این درصد کوچک بقیه مسلمانان رو کافر می‌دونند؟ چون اون دو شرط رو جزء اصول دین اسلام می‌دونند نه اصول شیعه بودن.
  • لینکهای روز ۲۹٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
    • ساعت ۵ صبح است و در رشت بارش برف شروع به باریدن کرد.

      مردم رشت و استان گیلان از اینکه شایعه دروست باشد میترسند . چندی پیش شایع ای در رشت به وجو آمده بود که طی آن قرار بود در ۲۸ آذر ما برف سنگینی در استان گیلان ببارد و اکثر مردم این استان جان خود را از دست بدهند .

      داستان از اینجا شروع شد که در بیمارستان آریا رشت پرستاری در حال دزدیدن بچه ای تازه متولد شده بود که ناگهان بچه لب به سخن گشود و گفت که در تاریخ قید شده قرار است در استان گیلان برف بیاید و بیشتر مردم جان خود را از دست دهند . و بنا بر شایعه : پرستار از ترس بچه را رها کرده و بچه به زمین می افتد و جان میدهد . این طور میگویند که پرستار در حال حاضر زندانیست تا این حادثه اتفاق بیفتد.

      چندی بعد شایعاتی به وجود آمد که طی آن این حرف ها همه شایعه است و همه زیر سر گروهک منافقینی است که در سبزه میدان رشت سکنا گذیده اند . و به گفته بعضی از منابع این گروهک متلاشی و دستگیرشده است.

      حال که ۲ روز به این تاریخ باقی مانده برف شروع به باریدن کرده و ترس در مردم استان گیلان افزایش پیدا کرده است .

    • نه واقعا دوست داری بدونی؟

      اون وقت شوهرم توی کرگدن نمیشد. . .

    • به گفته دفتر نخست وزیری عراق ، « منتظر الزیدی » خبرنگار تلویزیون البغدادیه، که در جریان کنفرانس خبری نوری المالکی، نخست زویر عراق و جورج بوش کفش های خود را بسوی رئیس جمهوری آمریکا پرتاب کرد ، از نوری المالکی بخاطر شرمسار کردن او در برابر مردم جهان، عذرخواهی کرده است.

      به گفته یکی از مشاوران نوری المالکی، این خبرنگار، از نخست وزیر عراق طلب بخشش کرده است.

      آقای زیدی پس از پرتاب کفش هایش به سوی جرج بوش در جریان کنفرانس خبری ِ او در بغداد در یکشنبه گذشته، تبدیل به چهره ای خبرساز در جهان عرب شد.

      کاخ سفید اعلام کرده است که جرج بوش ، از رفتار این خبرنگار، آزرده خاطر نشده و تصمیم گیری درباره او را به دولت عراق واگذار کرده است.

    • چه بی‌تابانه می‌خواهم‌ات ای دوری‌ات آزمون ِ تلخ ِ زنده‌به‌گوری!
      اگر کسی هست که دوستش داری, این جمله‌ای را که آقای شاملو آفریده برایش بگو. زنگ بزن و این را بگو و قطع کن. اس ام اس بزن. به هر زحمتی شده این را تایپ کن و بفرست برایش. ایمیل بزن. افلاین بگذار. وقت‌هایی که تنهایی, قدم که می‌زنی, رانندگی که می‌کنی، از پله‌های شرکت که بالا می‌روی, چند دقیقه هدفون‌ها را از گوش‌ات در بیاور و این جمله را تکرار کن. این‌قدر تکرار کن که ته‌نشین شود. بعد لحن شخصی‌ات را برایش پیدا می‌کنی. بعد هی به معشوق‌ات بگو. باید هی بگی. باید هی بگی که هی کیف کند.
      به حرف خانم چرک‌نویس، خانم ندا دهقانی گوش کن. مهم نیست آقای شاعر, اینها را که می‌نوشته شرافت‌اش را با کدام هرزه رمی به اتمام رسانده بوده یا سرکیف از کدام مخدر انباری‌زده بوده. مهم این است که توانسته بنویسد
      چه بی‌تابانه می‌خواهم‌ات ای دوری‌ات آزمون ِ تلخ ِ زنده‌به‌گوری!
      تو هم اگر توانستی چنین رود ابدی ای از کلمه بیافرینی, اخلاقن و منطقن اجازه داری هر خیانتی بکنی. از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک؟ هان؟ واقعن چه باک؟
    • آقا من کشته ی اون بابایی ام که وقتی شیلنگ قلیون رو می خوای
      بدی دستش در حالیکه داره با بغلیش صحبت می کنه و حواسش
      بهت نیست، تو حینی که داره قلیون رو می گیره یه آروم
      می زنه رو دستت یعنی "مرامتو" . خیلی حرکت ظریف و تخصصیه.
      میزان فشار دست، اینکه بدون نیگا کردن اشتباهی نزنی رو مچ طرف،
      گرفتن شیلنگ با دو انگشتی که ضربه نمی زنه، حفظ سرعت مناسب
      تا بردن به دهان، استایلهای شخصی هر فرد و هزار نکته ی باریکتر
      از موی دیگه اینجاست لامصب.
    • حتما‎ ‎از‎ ‎یاد‎ ‎آقای‎ ‎مهاجرانی‎ ‎و‎ ‎دیگران‎ ‎نرفته‎ ‎که‎ ‎ایشان‎ ‎حتی‎ ‎نحوه‎ ‎نورپردازی‎ ‎سالن‎ ‎حضور‎ ‎احمدی‎ ‎نژاد‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎منتخب‎ ‎ملت‎ ‎ایران‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎دانشگاه‎ ‎کلمبیا‎ ‎توهین‎ ‎دانسته اند.‏‎ ‎حالا‎ ‎اگر‎ ‎فرض‎ ‎را‎ ‎بر‎ ‎این‎ ‎بگذاریم‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎بوش‎ ‎مدعی‎ ‎دموکراسی‎ ‎و‎ ‎جنگ‎ ‎طلب‎ ‎متنفر‎ ‎هم‎ ‎باشیم، ‏‎ ‎آیا‎ ‎او‎ ‎با‎ ‎رای‎ ‎مردم‎ ‎آمریکا‎ ‎رییس‎ ‎جمهور‎ ‎نشده‎ ‎است؟‎ ‎پس‎ ‎چه‎ ‎شد‎ ‎این‎ ‎کفش‎‎ها‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎سمت‎ ‎رییس‎ ‎جمهور‎ ‎بد‎ ‎یا‎ ‎خوب‎ ‎یک‎ ‎ملت‎ ‎پرتاب‎ ‎شد؛‎ ‎نامش‎ ‎به‎ ‎نام‎ ‎آزادی‎ ‎و‎ ‎و‎ ‎نشانه‎ ‎ماندگار‎ ‎مزین‎ ‎می‎‎شود‎ ‎اما‎ ‎در‎ ‎مواردی‎ ‎دیگر‎ ‎اخلاق‎ ‎و‎ ‎رسم‎ ‎مهمانوازی‎ ‎اصل‎ ‎و‎ ‎مشق‎ ‎می شود‎ ‎و‎ ‎رییس‎‎جمهور‎ ‎خویش‎ ‎بر‎ ‎شانه‎ ‎مینشانیم‎ ‎تا‎ ‎مبادا‎ ‎از‎ ‎گل‎ ‎نازکتر‎ ‎به‎ ‎او‎ ‎بگویند‎
    • شنبه صبح زود از خواب بیدار شدم، آروم لباس پوشیدم و طوری که زنم از خواب بیدار نشه، جعبه ناهارم رو برداشتم، سگم رو صدا کردم و آروم رفتم توی گاراژ خونه، قایق ام رو بستم به پشت ماشینم و از خونه به قصد ماهیگیری رفتم بیرون…درهمین حین متوجه شدم که بیرون باد شدیدی میاد، بارونیه و رادیو رو هم که روشن کردم متوجه شدم تمام روز وضعیت هوا به همون بدی باقی خواهد موند…تصمیمم عوض شد. دوباره آروم برگشتم خونه، ماشین رو تو گاراژ پارک کردم، لباسم رو درآوردم و یواش رفتم تو رختخواب کنار زنم که هنوز خواب بود…. اون رو از پشت بغل کردم و آهسته تو گوشش گفتم: "هوا بیرون خیلی بده…" که همسر عزیزم، که الان بیست ساله با هم ازدواج کردیم، جواب داد: " آره، ولی باورت میشه که این شوهر احمق من تو همچین هوائی رفته ماهیگیری؟!!
    • نتایج تحقیقات یک موسسه تحقیقاتی آمریکایی نشان می دهد، در صورتی که ترافیک آنلاین با روند فعلی به رشد خود ادامه دهد، جستجوی اینترنت در سال ۲۰۱۰ به کندی دوره اتصال تلفنی پیش از Adsl خواهد شد.
    • کرک داگلاس، بازیگر ستاره سینما، از ماه مارس سال ۲۰۰۷ برای تبلیغ کتاب خاطرات خود به نام «بگذار با آن روبه‌رو شویم» وبلاگ نویسی را آغاز کرد. با مشاهده استقبال فراوان علاقه‌مندان این کار را ادامه داده و سایت او اکنون ۴۴۱۴ دوست و مراجع دائمی دارد.

      ستاره فیلم اسپارتاکوس در دهه ۱۹۵۰ میلادی به زمره ستارگان سینمای آمریکا پیوست و از آن زمان اصطلاحاً جزو خاندان‌های سلطنتی هالیوود بوده است.

      کرک داگلاس در وب سایت خود مطالبی هم در مورد سیاست روز می‌نویسد. از جمله در مورد پیروزی باراک اوباما نوشت: «من بسیار خوشحالم که کشورم یک چنین تصمیم تاریخی گرفته است. جهانیان از انتخاب یک رهبر سیاهپوست در آمریکا شگفت‌زده خواهند شد. من هیچگاه فکر نمی‌کردم که در طول حیات من چنین چیزی روی دهد. به اعتقاد من آمریکا از این پس در مسیر همکاری بیشتر با سایر کشورها گام برخواهد داشت.»

    • امروز دست جمعی رفتیم پارک و بادبادک هوا کردیم. خیلی کیف داشت. باد ملایمی می‌آمد و بادبادک ما تا سقف آسمان بالا رفته بود.
      این عکس را همسرم از دست من تا بادبادک گرفته:
      .
      .
      .
      چطور می‌شود فاصله‌ی بادبادک را حساب کرد؟

      شکل زیر، ساده شده‌ی اتفاقی است که در دوربین عکاسی رخ می‌دهد. صفحه‌ی صورتی، جایی است که تصویر روی فیلم عکاسی یا حس‌گر دیجیتال ثبت می‌شود.

    • در اندازه‌های بزرگ
    • هفته نامه آمریکایی «تایم»» باراک اوباما، رئیس جمهوری برگزیده آمریکا را به عنوان «مرد سال» یا «شخصیت سال» برگزیده است.
      «تایم» می نویسد: آقای اوباما به این دلیل شخصیت سال شناخته شد که «در ساعاتی دلگیر و اندوهبار، این اعتماد بنفس را داشت که آینده یی بلندپروازانه را ترسیم کند.»
      «تایم» می افزاید: باراک اوباما توجه جهانیان را به خود جلب کرده است.

      دکتر محمد مصدق نخست وزیر ایران در دوران ملی شدن نفت، و آیت الله خمینی، بنیادگذار جمهوری اسلامی، تنها ایرانیانی هستند که بترتیب در سال 1951 و 1979 «مرد سال» هفته نامه تایم شدند.

  • لینکهای روز ۲۸٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
  • لینکهای روز ۲۷٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
    • آیا بر اثر قرار گرفتن در معرض سرما، دچار سرماخوردگی می شویم؟

      تنها راه ابتلا به سرماخوردگی این است که با ویروس سرماخوردگی تماس پیدا کنید. خود سرما یا هوای سرد باعث ایجاد سرماخوردگی نمی شود. هوای سرد ممکن است باعث تنگی نفس وحالتی شبیه آسم شود که منجر به تضعیف سیستم ایمنی می شود و در نهایت بدن را برای ابتلا به سرما خوردگی(در صورت تماس با ویروس) مستعد می کند. دلیل این که در فصل زمستان سرماخوردگی شیوع پیدا می کند همین امر است.

    • مستی چیز بی‌رحمیه. دیشب همه‌ی‌ جمع مست بودن به جز یه نفر. به قول یکی از بچه‌ها همه "مست قشنگ" بودن. یعنی مهربون بودن باهم. خیلی مهربون. هیچ کس دلخوری‌هاش رو یادش نمی‌یومد. همدیگر رو بغل می‌کردن و دلشون واسه هم تنگ بود. با هم غش و ریسه می‌رفتن و به چیزای بامزه و بی‌مزه می‌خندیدن. چقدر دوستت دارم شنیده باشم که در گوشی به هم گفته می‌شد، خوبه؟ چقدر بغل کردن و زل زدن تو چشم همدیگه دیده باشم خوبه؟ بلند شده بودیم می‌رقصیدیم. از اون رقصایی که دیگه خیلی هم بستگی به آهنگه نداره. به هم نگاه می‌کنید و دستای دوتایی‌تون توی هوا پی یه چیز می گرده. پاهاتون دیگه روی زمین نیست. اصلن نمی‌فهمید که دارید به این و اون می‌خورید و لیوانی رو که روی میزه، می‌ندازید زمین و صدای شکستنش می‌یاد. اینکه چیزی بریزه زمین، چیزی بشکنه، کسی پای کسی رو لگد کنه، واسه کسی مهم نیست…. مستی یه بازیه و وای به حال کسی که بیرون از بازی باشه و هیچی از این بازی ندونه. مستی خیلی بی‌رحمه، اگه توش نباشی، باهات خیلی غریبه‌اس. فریبت می‌ده. خسیسه.
    • در عرض 25 سال گذشته گرایش غالب در روانشناسی قوای ذهنی مقایسه‌ای، در جهت پیدا کردن تشابهات بین آدم و حیوان و بی‌اهمیت دانستن تفاوت‌ها به عنوان تفاوتی در مرتبه یک درجه و نه تفاوت بنیادین بوده است. در این مقاله محققین دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس مدعی شده‌اند که داروین اشتباه کرده است به این معنا که وجود پیوستگی بیولژیکی بین آدم وحیوان به همان اندازه گسستگی بنیادین بین ذهن آدم و حیوان را تحت الشعاع قرار داده است. آنها نشان داده‌اند که این گسستگی در ادراک بین انسان و حیوان عمیق‌تر از آنی است که حتی با اشاره به قدرت تکلم و وجود فرهنگ در یک جامعه انسانی راجع به آن صحبت شده است و مدلی برای قوای ذهنی انسان و حیوان ارائه داده‌اند که تخمینی از قدرت تشخیص نمادین یک سیستم توسط انسان و یا حیوان است.

      بطور خلاصه نویسندگان این مقاله مدعی هستند که قوای استدلال منطقی آن چیزی است که بین انسان و حیوان آن گسستگی را ایجاد می‌کند.

    • مهدی مهدوی‌کیا در AOL آره‌نا هامبورگ حاضر شد و با یکی از رویدادهای نادر در فوتبال جهان روبرو شد.مهدوی کیا در این باره گفت: اتفاقات عجیبی افتاد. زمانی که توپ برای نخستین بار در زیر پای من افتاد و به سمت دروازه هامبورگ حرکت کردم تمام ورزشگاه شروع به تشویق من کردند. همین توپ تبدیل به کرنر شد و زمانی که خواستم ضربه کرنر را بزنم، ناگهان مشاهده کردم تمام حاضرین در AOL آره‌نا نام من را صدا می‌کنند که من هم به این ابراز احساسات پاسخ دادم. درواقع در تمام 82 دقیقه‌ای که در میدان بودم، هر گاه که در دفاع یا حمله صاحب توپ شدم، این تشویق‌ها ادامه داشت و حتی شدیدتر از آن زمانی بود که در دوران اوجم برای هامبورگ بازی ‌می‌کردم. حتی بازیکنان هم تیمی من در اینتراخت به من گفتند که این موضوع بسیار باور نکردنی است که تماشاگران تیم سابقم من را این‌گونه تشویق می‌کنند و حتی یکی از شبکه‌های تلویزیونی آلمان در این رابطه با من گفت‌وگو کرد. در کل اتفاق با شکوهی بود که هیچ‌گاه از یادم نمی‌رود و به عنوان یک ایرانی مایه افتخارم است که هواداران هامبورگ تا این اندازه به من لطف دارند.
    • اخیراً یکی از دانشگاهیان که سمت اجرایی داشتند نقل میکردند که مادری برای اعتراض به دانشکده مراجعه کرده بوده و شکایت ازاین داشته که دخترش با ورود به دانشکده "فاحشه" شده است. دلیل آن را هم این ذکر کرده که از وقتی دانشجو شده دیگر چادر سر نمی کند.
    • ماجرای لنگه کفش‌هایی که به سمت یک رئیس‌جمهور پرتاب شده است، چنان به صدر اخبار جهان نشست و شگفتی آفرید که انگار همه فراموش کرده‌اند مشابه همین اتفاق را ما در ایران برای احمدی نژاد داشته‌ایم

      و اما برداشت رسانه‌های رسمی ایران از این رخداد مشابه و موضعگیری مشابه جالب توجه است.
      صرف نظر از شعف و شوق رسانه ملی و خبرگزاری دولتی درپخش و انتشار چندین باره ماجرای دسامبر رئیس‌جمهور آمریکا برخلاف سکوت خبری سنگین در مورد دسامبر رئیس جمهور ایران، می‌شود به این رویکرد کاملا متفاوت آنها در برابر بهره برداری سیاسی دو رئیس جمهور از این ماجرا اشاره کرد.
      شگفتا که هر دو رئیس جمهور مهرورزی خویش را با بیان عدم ناراحتی از اعتراض کننده بروز دادند و در اقدامی همدلانه تر هر دو نیز این شیوه اعتراض را دلیلی برای وجود آزادی و دموکراسی خواندند اما شگفت تر تیتر خبرگزاری فارس است که نوشت:” وقتی لنگه کفش‌ها معنای دموکراسی می‌دهند. ”

    • _ قبول داری از دل برود هر آنکه از دیده برفت ؟

      _ نه … قبول ندارم.

      _ پس با نبودنش چه کار می کنی این روزها ؟

      _ به فرند فید سر می زنم .

  • لینکهای روز ۲۶٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
    • استاد ما خوش قیافه است، خوش زبان است، کمی خجالتی است. ماشین ندارد و پیاده سربالایی دانشکده را تند تند بالا می‏آید.
      استاد ما روحانی است، درس حوزه را در نجف خوانده ولی عاشق ادبیات آمریکای جنوبی است. تنبور می‏نوازد، انصافا هم خوب می‏نوازد.
      استاد ما خوش‏تیپ است. شنبه‏ها از آنجا که یک دست لباس آخوندی بیشتر ندارد و همان یک دست هم روی بند مانده تا خشک شود با کت و شلوار سر کلاس می‏آید.
      استاد ما برای خودش یک یوزارسیف تمام و کمال است، صدای دخترهای کلاس‏مان وقت درس جواب دادن به لرزه می‏افتد. با حوصله است، تا هروقت بخواهی و هرچندبار درس را برایت تکرار می‏کند. لهجه‏ی شیرینی دارد و لبخندی شیرین‏تر.
      عکس زنش را همیشه در جیب عبایش می‏گذارد، درست روی قلبش، این را دخترهای کلاس کشف کردند. همسرش اهل لبنان است، خودش چیزی نگفت امّا همه‏ی بچه‏ها با دیدن عکس به
      این نتیجه رسیدیم که زنش حتما ملکه‏ی زیبایی لبنان بوده است.

      از وقتی با او آشنا شده‏ایم همه‏ی دانشجوها دچار تناقض و یاس فلسفی شده‏اند. او یک مثال نقض است، وجود او برای ما جوان‏های نسل سوّم یعنی آخوند خوب هم هست.

    • من کمپانی‌‏های خصوصی بزرگی دارم و در این بخش فعالیت می‌‏کنم اما به شدت مخالف واگذاری سهام باشگاه بزرگی مثل پرسپولیس هستم. چرا که این باشگاه یک نماد ملی محسوب می‌‏شود و فروش آن وجهه خوبی ندارد. ضمن اینکه با توجه به شرایط تیم پرسپولیس به هیچ وجه نمی‌‏توان روی آن قیمت گذاشت.

      محجوب گفت:‌ من مثل دیگران نمی‌‏گویم به خاطر مردم اداره باشگاه پرسپولیس را در اختیار می‌‏گیرم چرا که هدف من از حضور در این مجموعه به دو بخش تقسیم می‌‏شود که بخشی از آن کسب درآمد برای خودم و بخش دیگرش هم درآمدزایی برای پرسپولیس است. وقتی با ضمانت 50 میلیارد تومانی می‌‏خواهم در پرسپولیس کار کنم به طور یقین راه‌‏های کسب درآمد از این باشگاه را هم می‌‏دانم.

      به هر حال من همین امروز حاضرم ده ها میلیارد برای پرسپولیس هزینه کنم و سهام هم نمی‌‏خواهم. فقط اجازه بدهند من سه سال با این باشگاه کار کنم و در پایان هم وقتی خواستم بروم 30 میلیارد تومان از من پول بگیرند. اگر هم قرار بر فروش سهام باشگاه باشد حاضر هستم همین حالا کل سهام باشگاه را به قیمت 50 میلیارد تومان خریداری کنم.

    • دروغگوترین موجودات زمین آنهایی هستن که درون قسم‌هاشون از کلمه ناموس زهرا استفاده میکنن
    • من نمی‌خواهم در جمهوری اسلامی زندگی کنم. ولی برای خروج از کشور باید 2 سال عمر خود را برای سربازی دولتی که هیچ نیازی به آن ندارم وقف کنم. بنده که نمی‌خواهم در ایران زندگی کنم چرا باید 2 سال عمر خویش را تلف کنم؟ آیا بهتر نیست با دریافت هزینه‌ای اجازه خروج از کشورم را صادر نمایند. نظر شما در این مورد چیست؟

      آیت‌الله منتظری در پاسخ نوشته‌اند:

      ایراد شما تا حدی به جا است. اصولاً اجبار افراد بر سربازی برخلاف میل و رضایت آنان کار صحیحی نمی‌باشد. و اگر نیاز به سرباز باشد باید در مقابل وقتی که از آنان تلف می‌شود امتیازی در شأن آن قرار داده شود، تا افراد با رغبت و رضایت به سربازی بروند و در هنگام نیاز کشور بتوانند از کشور دفاع نمایند.

    • مالک باشگاه استیل آذین و رئیس هیات مدیره باشگاه پرسپولیس پس از 21 ماه فعالیت در ورزش فوتبال کشور اعلام کرد دوست ندارد با این وضعیت در فوتبال سرمایه‌‏گذاری کند و اگر کار بر همین منوال باشد سرمایه خود را در جایی خارج از فوتبال هزینه خواهد کرد. اتفاقی که پیش از نیز برای برخی از سرمایه‌‏گذاران علاقمند به فوتبال و یا به طور کلی ورزش در بخش خصوصی رخ داد و حالا باز هم شاهد تکرار آن برای یکی دیگر از این افراد هستیم.

      بسیاری از این مدیران طی سال‌‏های که مدیریت تیم‌‏های بزرگ و فدراسیون‌‏ها را بر عهده گرفته‌‏اند، اغلب در فکر این بودند که به یک موقعیت اجتماعی برسند یا زمینه‌‏سازی کنند تا به مجلس یا در انتخابات شورای شهر شرکت کنند در نهایت این پست ها برای آقایان سکوی پرتابی برای رسیدن به یک پست سیاسی بوده است. بنابراین شهرت طلب آنها هستند نه اینکه یک نفر مثل من که آمده از جیب خودش خرج می‌‏کند، آنهم در این اوضاع و احوال اقتصادی کشور.

  • لینکهای روز ۲۵٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
    • - میای با هم بخوابیم؟
      - ممم… همین یه دفه ها
      - باشه. خر پف
      - خر پف
    • قیمت یازده کتاب زیر درمجموع ۳۱۸۰۰ تومان است. اگر گذارتان به میدان انقلاب افتاد و هوس کردید این‌کتاب‌ها را بخرید فراموش نکنید که می‌توانید سی‌صد تومان‌اش را بدهید و از میدان انقلاب تا چهار راه ولی‌عصر بروید و آن‌جا با ۳۱۰۰۰ تومان باقی‌مانده‌تان چهار تا پیتزای پپرونی «آپاچی» با سالاد کلم و نوشابه و مخلفات بگیرید و تشریف ببرید منزل با مادربچه‌ها و شاه‌پسرها و گل‌دخترها نوش‌جان فرمایید. دردسر کتاب‌خواندن را هم ندارد. خلاصه از ما گفتن. بعدن گلایه‌ای پیش نیاید. (سراغ آن پانصدتومان باقی را می‌گیرید؟ نکند می‌خواهید پیاده تا خانه بروید؟)
    • پسرک چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن: یک، دو، سه، چهار…
      دخترک رفت پنهان شود، آن‏طرف‏تر پسر دیگری را دید که گرگم به هوا بازی می‏کند، برّه شد و با گرگ رفت.
      پسرک قصّه هنوز می‏شمارد.
    • کیت وینسلت و لئوناردو دی کاپریو از نامزدهای این دوره جوایز گلدن گلوب هستند.فیلم های مورد عجیب بنیامین باتون و فراست- نیکسون نامزد دریافت ۵ جایزه گلدن گلوب شده اند.
    • دکتر میرشمسی به دلیل تلاش برای تولید واکسن های دامی، واکسن و سرم دیفتری، کزاز، سیاه سرفه و همچنین تولید واکسن برای بیماری های ویروسی سرخک، فلج اطفال، سرخجه و اوریون و انتقال دانش فنی ساخت این واکسن ها به ایران پدر واکسن این کشور خوانده می شود.

      او در سال ۱۲۹۵ در اصفهان به دنیا آمد و تا پایان دبیرستان در همان شهر تحصیل کرد و سپس وارد دانشگاه تهران شد و مدرک دکترای دام پزشکی گرفت.

      دکتر میرشمسی پس از مدتی کار در موسسه سرم سازی رازی، برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و از انیستیتو پاستور پاریس دیپلم تخصصی در رشته میکروب شناسی، ایمنی شناسی و سرم شناسی و از دانشگاه پاریس دکترای دام پزشکی گرفت.

      او چند سال پس از این دو مدرک ویروس شناسی خود را از مؤسسات تحقیقاتی لندن و نیویورک دریافت کرد.

    • اگر از آن دسته هستید که، مثل من، به "سوختگی نسل‌ها" اعتقاد ندارند، که هیچ… اما اگر مثل بعضی‌ها فکر می‌کنید که همه‌ی کسانی که پنج سال زودتر از شما به دنیا آمدند به جایی رسیدند و از مواهبی بهره بردند که تخم آن را ملخ خورد و چیزی برای شما باقی نگذاشت و تمام کسانی که بعداً به دنیا آمدند صاحب امکاناتی شدند که برای نسل شما فقط یک رؤیا بود و بعد با قیافه‌ای حق به جانب نتیجه می‌گیرید که مصداق بارز "نسل سوخته" هستید و متوقع‌اید تا همه برای‌تان دل بسوزانند یا کف بزنند می‌گویم که… "با شما موافق نیستم."
  • لینکهای روز ۲۴٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
  • لینکهای روز ۲۳٫۰۹٫۱۳۸۷ No Comments
    • کلاس اول همیشه بابا بود که در باران می آمد. همیشه آن مرد بود که اسب داشت. آن مرد بود که داس داشت یا سبد انار در دست داشت. همیشه فداکاران عالم مرد بودند. انگشت پترس سد را محافظ بود. برادران در کنار بالین پدر جمع می شدند و چوبها را تک تک می شکستند و یکجا نه. حسنک وزیر مرد بود. حلاج مرد بود. سنایی و مولوی و حافظ، سهراب و نیما همه مرد بودند . ریزعلی خواجوی، فداکار عرصه کتابهای ما بود. حتی حسنک چوپان بود که دروغگو می شد.
      (tags: fa زنان)
  • لینکهای روز ۲۲٫۰۹٫۱۳۸۷ ۱ Comment
    • متاسفانه نهاد روحانیت در جامعه ما نهادی است که کارکرد آنها چندان معلوم نیست و این کارکرد در بازار رقابت ها نمی تواند برای خود درآمدزایی کند…

      گروهی چشم به دست دولت و این فرصت زایی های جدیدشان هستند تا در بیمارستانی، مدرسه ای و یا جایی امورات بگذرانند. گروهی هم که آنقدر از این پله ها بالا رفته اند که با رانتهای بسیار بتوانند ثروتهای عجیب به جیب زنند. اینها همه کژ کارکردهای یک نهاد است. کژکارکردهایی که وقتی نمایان می شود که کارکرد اصلی شان معلوم نیست.

      جای دور نمی روم. روحانیون جایگاه و پایگاه دارند و قدرت دارند و آنقدر قدرت دارند که اگر دانشجوی دکتری بخواهد بورس شود، باید به نحوی تنه اش به روحانی ای یا روحانیتی خورده باشد. حتی در استخدام اساتید هم اولویت نه صاحب علم بیشتر که با صاحب دانش لمعه و فقه و … است. حالا ربطی ندارد که استاد، جامعه شناس باید باشد. دیگر این اولویت های بعدی است.

      وقتی کارکرد یک نهاد و یک دانش معلوم نباشد نتیجه آن به اینجا می رسد. فکر کنم که جامعه شناس جماعت هم باید بنشیند و درباره کارکردهای اجتماعی اش و نقش هایش در جامعه بیاندیشد.

    • یاد می‌گیری که هر زن سالمند خمیده‌ای، عزیز و جان نیست. می‌شود از او که گذر کردی، صدای خش‌دارش را بشنوی که به مرد پیر همراهش یک جور زشت و نامهربانانه‌ای می‌توپد که فلان چیز را یادش نرود.

      یاد می‌گیری که همه‌ی جفت‌هایی که دست در پهلوی هم راه می‌روند و خطاب‌ها‌شان این همه لطیف و عاشقانه‌ست، عاشق نیستند. می‌شود بعدها بدانی، یا باد، بی که بخواهی برایت خبر بیاورد که یکی مدت‌هاست دل‌اش با دیگری‌ست و خطاب‌های عاشقانه‌ی آن یکی، همه از همان سیلی‌ها‌ست که گونه‌ها را سرخ و خوشرنگ، اما سوزناک می‌کند.

    • فرش خاکی جزیره هرموز که به عبارتی بزرگ‌ترین فرش خاکی دنیاست دیروز (سه‌شنبه) رونمایی شد. این فرش که از خاک‌های رنگی جزیره هرموز و توسط سی نفر از هنرمندان هرمزگان ساخته شده ۱۲۰۰ متر مربع مساحت دارد. این کار بدون حمایت هیچ سازمانی و به همت هنرمندان هرمزگانی ساخته شده است.
    • در مراسم هایی چون نماز جمعه و نماز اعیاد فطر و قربان همواره دیدن این نرده ها برایم آزار دهنده است. نرده هایی که میان مسئولین اجرایی و باقی جماعت تعبیه می کنند. اصلآ کدامین الزام ایجاب می کند که کارگزاران حکومتی حتمآ باید در ردیف جلو بنشینند؟ آیا صف اول (vip) است؟ این دیوارحائل بازنمای جدایی مسئولین اجرایی از عامه مردم است. مسئولینی که به دلیلی موهوم خود را از موهبتی به نام ویژگی برخوردار کرده اند. همین ویژگی هاست که بی عدالتی را بازتولید می کند. شاید مسخره باشد که میان این همه مسائل و معضل به این مساله به ظاهر پیش پا افتاده گیر داده ام. بی عدالتی از همین ویژگی قائل شدن های پیش پا افتاده آغاز می شود. وقتی جایگاه جلوس آقایان اختصاصی شد درب ورودشان هم اختصاصی می شود و این اختصاص ها سر از اختصاص رانت ها و معادن در می آورد.

      آیا باور کنیم که این اختصاص ها و در ردیف جلو نشستن برای دیده شدن در دوربین ها نیست؟ شاید هم مسئولینی که اکثرا با هم نسبت فامیلی و بده بستان های رانتی دارند دلشان زود زود برای هم تنگ می شود که همه جا در کنار هم جمع می شوند و در جایگاه ویژه خود کارت می زنند.

    • چند روز قبل دوستی می گفت: تا کنون دقت کرده ای که نسبت تعداد علمای دینی یک جامعه با پیشرفتهای فرهنگی جامعه چگونه است. گفتم تا حدودی. گفت: به نظر من و تا آنجا که من دیده ام هر چه تعداد علمای دینی یک جامعه بیشتر باشد میزان خرافات و عقاید و رسوم زشت و غیر معقول بیشتر است. به طور نمونه نگاهی به ترکیه، ایران و افغانستان بیانداز. ترکیه با تعداد اندکی عالم دینی به این وضعیت علمی و اقتصادی و فرهنگی رسیده. ایران با تعداد بیشتر آخوند، از ترکیه عقب مانده تر است و افغانستان که سرشار و مملو از آخوند و مولوی صاحب و مسجد و منبر است چنین وضعیت اسفناک فرهنگی و علمی و اجتماعی دارد

      گفتم: شاید. اما با مثال که نمی شود چیزی را ثابت کرد. باید دلیل علمی داشته باشی.

      آهی کشید و گفت: ای بابا! مگر می شود در این مملکت علیه علمای دین تحقیق علمی کرد یا حتی صحبت و انتقاد کرد. تا حرفی بزنی یا تکفیر می شوی و مرتد اعلام می گردی و محکوم به اعدام خواهی شد یا اینکه مانند سید پرویز کامبخش بخش مفید عمرت را باید پشت میله های زندان بگذرانی.

      تنها توانستم سر خود را به نشانه اندوه و افسوس تکان دهم.

    • هر سه عبارت از سوی شرکت گوگل در فهرست 10 عبارتی اعلام شده اند که در سال 2008 میزان جستجو درباره آنها بیش از سایر عبارات و سریعتر از آنها افزایش یافته است.
    • فونت Arial برای نمایش متون فارسی در اینترنت چندان مناسب نیست. به خصوص اگر سایز آن کوچک و پس زمینه آن هم تیره باشد. حداقل در من انگیزه ای برای بازدید از وبلاگهایی با این مشخصات وجود ندارد.
    • در شرایطی که وبلاگی که هزارتاش هم برای روشنگری مردم کمه، همونقدر مشترک فید و بازدید کننده داره که وبلاگ یه دختر دانشجو که هر روز درباره این می نویسه که تو مسیر خونه تا دانشگاه چه اتفاقی افتاد و فلان کس تو اتوبوس یا مترو چی تعریف کرد و فلان خواهرزادش که تو فلان پست قبلیش خصوصیاتش رو به تفصیل شرح داده بود اخیرا به چی حساس شده ..!

      همین مردم هستند که پشت کامپیوتر ها نشستند و دارند از اینترنت استفاده می کنند … این اسامی و عناوین که توی مسنجرها و بالای وبلاگ هاشون هست ماسک هایی اند برای شناخته نشدن .. وگرنه این ها همان هایند که توی خیابان و دانشگاه ها و فروشگاه ها و توی صف ها و مطب دکترها می بینیم ..

      به این ترتیب کسی مثل من، حتی اگر هر چه می گوید درست باشد (که فرض خنده داری است) بی خود می کند توقع دارد که وبلاگش میزبان ده ها و صدها و هزاران نفر بازدید کننده و خواننده باشد ..

    • خیلی از تحقیقات نشان داده است که مردم بیشتر خاطرات دوران نوجوانی و جوانی (در حول و حوش 20 سالگی) خود را بیشتر از خاطرات سنین دیگر به یاد دارند. سئوال اینجاست که آیا مغز ما با گذشت زمان و بالارفتن سن قدرت ثبت خاطرات را از دست می‌دهد؟