• لینکهای روز ۲۲٫۰۹٫۱۳۸۷
    • متاسفانه نهاد روحانیت در جامعه ما نهادی است که کارکرد آنها چندان معلوم نیست و این کارکرد در بازار رقابت ها نمی تواند برای خود درآمدزایی کند…

      گروهی چشم به دست دولت و این فرصت زایی های جدیدشان هستند تا در بیمارستانی، مدرسه ای و یا جایی امورات بگذرانند. گروهی هم که آنقدر از این پله ها بالا رفته اند که با رانتهای بسیار بتوانند ثروتهای عجیب به جیب زنند. اینها همه کژ کارکردهای یک نهاد است. کژکارکردهایی که وقتی نمایان می شود که کارکرد اصلی شان معلوم نیست.

      جای دور نمی روم. روحانیون جایگاه و پایگاه دارند و قدرت دارند و آنقدر قدرت دارند که اگر دانشجوی دکتری بخواهد بورس شود، باید به نحوی تنه اش به روحانی ای یا روحانیتی خورده باشد. حتی در استخدام اساتید هم اولویت نه صاحب علم بیشتر که با صاحب دانش لمعه و فقه و … است. حالا ربطی ندارد که استاد، جامعه شناس باید باشد. دیگر این اولویت های بعدی است.

      وقتی کارکرد یک نهاد و یک دانش معلوم نباشد نتیجه آن به اینجا می رسد. فکر کنم که جامعه شناس جماعت هم باید بنشیند و درباره کارکردهای اجتماعی اش و نقش هایش در جامعه بیاندیشد.

    • یاد می‌گیری که هر زن سالمند خمیده‌ای، عزیز و جان نیست. می‌شود از او که گذر کردی، صدای خش‌دارش را بشنوی که به مرد پیر همراهش یک جور زشت و نامهربانانه‌ای می‌توپد که فلان چیز را یادش نرود.

      یاد می‌گیری که همه‌ی جفت‌هایی که دست در پهلوی هم راه می‌روند و خطاب‌ها‌شان این همه لطیف و عاشقانه‌ست، عاشق نیستند. می‌شود بعدها بدانی، یا باد، بی که بخواهی برایت خبر بیاورد که یکی مدت‌هاست دل‌اش با دیگری‌ست و خطاب‌های عاشقانه‌ی آن یکی، همه از همان سیلی‌ها‌ست که گونه‌ها را سرخ و خوشرنگ، اما سوزناک می‌کند.

    • فرش خاکی جزیره هرموز که به عبارتی بزرگ‌ترین فرش خاکی دنیاست دیروز (سه‌شنبه) رونمایی شد. این فرش که از خاک‌های رنگی جزیره هرموز و توسط سی نفر از هنرمندان هرمزگان ساخته شده ۱۲۰۰ متر مربع مساحت دارد. این کار بدون حمایت هیچ سازمانی و به همت هنرمندان هرمزگانی ساخته شده است.
    • در مراسم هایی چون نماز جمعه و نماز اعیاد فطر و قربان همواره دیدن این نرده ها برایم آزار دهنده است. نرده هایی که میان مسئولین اجرایی و باقی جماعت تعبیه می کنند. اصلآ کدامین الزام ایجاب می کند که کارگزاران حکومتی حتمآ باید در ردیف جلو بنشینند؟ آیا صف اول (vip) است؟ این دیوارحائل بازنمای جدایی مسئولین اجرایی از عامه مردم است. مسئولینی که به دلیلی موهوم خود را از موهبتی به نام ویژگی برخوردار کرده اند. همین ویژگی هاست که بی عدالتی را بازتولید می کند. شاید مسخره باشد که میان این همه مسائل و معضل به این مساله به ظاهر پیش پا افتاده گیر داده ام. بی عدالتی از همین ویژگی قائل شدن های پیش پا افتاده آغاز می شود. وقتی جایگاه جلوس آقایان اختصاصی شد درب ورودشان هم اختصاصی می شود و این اختصاص ها سر از اختصاص رانت ها و معادن در می آورد.

      آیا باور کنیم که این اختصاص ها و در ردیف جلو نشستن برای دیده شدن در دوربین ها نیست؟ شاید هم مسئولینی که اکثرا با هم نسبت فامیلی و بده بستان های رانتی دارند دلشان زود زود برای هم تنگ می شود که همه جا در کنار هم جمع می شوند و در جایگاه ویژه خود کارت می زنند.

    • چند روز قبل دوستی می گفت: تا کنون دقت کرده ای که نسبت تعداد علمای دینی یک جامعه با پیشرفتهای فرهنگی جامعه چگونه است. گفتم تا حدودی. گفت: به نظر من و تا آنجا که من دیده ام هر چه تعداد علمای دینی یک جامعه بیشتر باشد میزان خرافات و عقاید و رسوم زشت و غیر معقول بیشتر است. به طور نمونه نگاهی به ترکیه، ایران و افغانستان بیانداز. ترکیه با تعداد اندکی عالم دینی به این وضعیت علمی و اقتصادی و فرهنگی رسیده. ایران با تعداد بیشتر آخوند، از ترکیه عقب مانده تر است و افغانستان که سرشار و مملو از آخوند و مولوی صاحب و مسجد و منبر است چنین وضعیت اسفناک فرهنگی و علمی و اجتماعی دارد

      گفتم: شاید. اما با مثال که نمی شود چیزی را ثابت کرد. باید دلیل علمی داشته باشی.

      آهی کشید و گفت: ای بابا! مگر می شود در این مملکت علیه علمای دین تحقیق علمی کرد یا حتی صحبت و انتقاد کرد. تا حرفی بزنی یا تکفیر می شوی و مرتد اعلام می گردی و محکوم به اعدام خواهی شد یا اینکه مانند سید پرویز کامبخش بخش مفید عمرت را باید پشت میله های زندان بگذرانی.

      تنها توانستم سر خود را به نشانه اندوه و افسوس تکان دهم.

    • هر سه عبارت از سوی شرکت گوگل در فهرست 10 عبارتی اعلام شده اند که در سال 2008 میزان جستجو درباره آنها بیش از سایر عبارات و سریعتر از آنها افزایش یافته است.
    • فونت Arial برای نمایش متون فارسی در اینترنت چندان مناسب نیست. به خصوص اگر سایز آن کوچک و پس زمینه آن هم تیره باشد. حداقل در من انگیزه ای برای بازدید از وبلاگهایی با این مشخصات وجود ندارد.
    • در شرایطی که وبلاگی که هزارتاش هم برای روشنگری مردم کمه، همونقدر مشترک فید و بازدید کننده داره که وبلاگ یه دختر دانشجو که هر روز درباره این می نویسه که تو مسیر خونه تا دانشگاه چه اتفاقی افتاد و فلان کس تو اتوبوس یا مترو چی تعریف کرد و فلان خواهرزادش که تو فلان پست قبلیش خصوصیاتش رو به تفصیل شرح داده بود اخیرا به چی حساس شده ..!

      همین مردم هستند که پشت کامپیوتر ها نشستند و دارند از اینترنت استفاده می کنند … این اسامی و عناوین که توی مسنجرها و بالای وبلاگ هاشون هست ماسک هایی اند برای شناخته نشدن .. وگرنه این ها همان هایند که توی خیابان و دانشگاه ها و فروشگاه ها و توی صف ها و مطب دکترها می بینیم ..

      به این ترتیب کسی مثل من، حتی اگر هر چه می گوید درست باشد (که فرض خنده داری است) بی خود می کند توقع دارد که وبلاگش میزبان ده ها و صدها و هزاران نفر بازدید کننده و خواننده باشد ..

    • خیلی از تحقیقات نشان داده است که مردم بیشتر خاطرات دوران نوجوانی و جوانی (در حول و حوش 20 سالگی) خود را بیشتر از خاطرات سنین دیگر به یاد دارند. سئوال اینجاست که آیا مغز ما با گذشت زمان و بالارفتن سن قدرت ثبت خاطرات را از دست می‌دهد؟

    ۱۲:۰۰ ق.ظ

  • One Response

    WP_Modern_Notepad

    Leave a Comment

    Please note: Comment moderation is enabled and may delay your comment. There is no need to resubmit your comment.

دسته‌بندی