-
آیا بر اثر قرار گرفتن در معرض سرما، دچار سرماخوردگی می شویم؟
تنها راه ابتلا به سرماخوردگی این است که با ویروس سرماخوردگی تماس پیدا کنید. خود سرما یا هوای سرد باعث ایجاد سرماخوردگی نمی شود. هوای سرد ممکن است باعث تنگی نفس وحالتی شبیه آسم شود که منجر به تضعیف سیستم ایمنی می شود و در نهایت بدن را برای ابتلا به سرما خوردگی(در صورت تماس با ویروس) مستعد می کند. دلیل این که در فصل زمستان سرماخوردگی شیوع پیدا می کند همین امر است.
-
مستی چیز بیرحمیه. دیشب همهی جمع مست بودن به جز یه نفر. به قول یکی از بچهها همه "مست قشنگ" بودن. یعنی مهربون بودن باهم. خیلی مهربون. هیچ کس دلخوریهاش رو یادش نمییومد. همدیگر رو بغل میکردن و دلشون واسه هم تنگ بود. با هم غش و ریسه میرفتن و به چیزای بامزه و بیمزه میخندیدن. چقدر دوستت دارم شنیده باشم که در گوشی به هم گفته میشد، خوبه؟ چقدر بغل کردن و زل زدن تو چشم همدیگه دیده باشم خوبه؟ بلند شده بودیم میرقصیدیم. از اون رقصایی که دیگه خیلی هم بستگی به آهنگه نداره. به هم نگاه میکنید و دستای دوتاییتون توی هوا پی یه چیز می گرده. پاهاتون دیگه روی زمین نیست. اصلن نمیفهمید که دارید به این و اون میخورید و لیوانی رو که روی میزه، میندازید زمین و صدای شکستنش مییاد. اینکه چیزی بریزه زمین، چیزی بشکنه، کسی پای کسی رو لگد کنه، واسه کسی مهم نیست…. مستی یه بازیه و وای به حال کسی که بیرون از بازی باشه و هیچی از این بازی ندونه. مستی خیلی بیرحمه، اگه توش نباشی، باهات خیلی غریبهاس. فریبت میده. خسیسه.
-
در عرض 25 سال گذشته گرایش غالب در روانشناسی قوای ذهنی مقایسهای، در جهت پیدا کردن تشابهات بین آدم و حیوان و بیاهمیت دانستن تفاوتها به عنوان تفاوتی در مرتبه یک درجه و نه تفاوت بنیادین بوده است. در این مقاله محققین دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس مدعی شدهاند که داروین اشتباه کرده است به این معنا که وجود پیوستگی بیولژیکی بین آدم وحیوان به همان اندازه گسستگی بنیادین بین ذهن آدم و حیوان را تحت الشعاع قرار داده است. آنها نشان دادهاند که این گسستگی در ادراک بین انسان و حیوان عمیقتر از آنی است که حتی با اشاره به قدرت تکلم و وجود فرهنگ در یک جامعه انسانی راجع به آن صحبت شده است و مدلی برای قوای ذهنی انسان و حیوان ارائه دادهاند که تخمینی از قدرت تشخیص نمادین یک سیستم توسط انسان و یا حیوان است.
بطور خلاصه نویسندگان این مقاله مدعی هستند که قوای استدلال منطقی آن چیزی است که بین انسان و حیوان آن گسستگی را ایجاد میکند.
-
مهدی مهدویکیا در AOL آرهنا هامبورگ حاضر شد و با یکی از رویدادهای نادر در فوتبال جهان روبرو شد.مهدوی کیا در این باره گفت: اتفاقات عجیبی افتاد. زمانی که توپ برای نخستین بار در زیر پای من افتاد و به سمت دروازه هامبورگ حرکت کردم تمام ورزشگاه شروع به تشویق من کردند. همین توپ تبدیل به کرنر شد و زمانی که خواستم ضربه کرنر را بزنم، ناگهان مشاهده کردم تمام حاضرین در AOL آرهنا نام من را صدا میکنند که من هم به این ابراز احساسات پاسخ دادم. درواقع در تمام 82 دقیقهای که در میدان بودم، هر گاه که در دفاع یا حمله صاحب توپ شدم، این تشویقها ادامه داشت و حتی شدیدتر از آن زمانی بود که در دوران اوجم برای هامبورگ بازی میکردم. حتی بازیکنان هم تیمی من در اینتراخت به من گفتند که این موضوع بسیار باور نکردنی است که تماشاگران تیم سابقم من را اینگونه تشویق میکنند و حتی یکی از شبکههای تلویزیونی آلمان در این رابطه با من گفتوگو کرد. در کل اتفاق با شکوهی بود که هیچگاه از یادم نمیرود و به عنوان یک ایرانی مایه افتخارم است که هواداران هامبورگ تا این اندازه به من لطف دارند.
-
اخیراً یکی از دانشگاهیان که سمت اجرایی داشتند نقل میکردند که مادری برای اعتراض به دانشکده مراجعه کرده بوده و شکایت ازاین داشته که دخترش با ورود به دانشکده "فاحشه" شده است. دلیل آن را هم این ذکر کرده که از وقتی دانشجو شده دیگر چادر سر نمی کند.
-
ماجرای لنگه کفشهایی که به سمت یک رئیسجمهور پرتاب شده است، چنان به صدر اخبار جهان نشست و شگفتی آفرید که انگار همه فراموش کردهاند مشابه همین اتفاق را ما در ایران برای احمدی نژاد داشتهایم
و اما برداشت رسانههای رسمی ایران از این رخداد مشابه و موضعگیری مشابه جالب توجه است.
صرف نظر از شعف و شوق رسانه ملی و خبرگزاری دولتی درپخش و انتشار چندین باره ماجرای دسامبر رئیسجمهور آمریکا برخلاف سکوت خبری سنگین در مورد دسامبر رئیس جمهور ایران، میشود به این رویکرد کاملا متفاوت آنها در برابر بهره برداری سیاسی دو رئیس جمهور از این ماجرا اشاره کرد.
شگفتا که هر دو رئیس جمهور مهرورزی خویش را با بیان عدم ناراحتی از اعتراض کننده بروز دادند و در اقدامی همدلانه تر هر دو نیز این شیوه اعتراض را دلیلی برای وجود آزادی و دموکراسی خواندند اما شگفت تر تیتر خبرگزاری فارس است که نوشت:” وقتی لنگه کفشها معنای دموکراسی میدهند. ” -
_ قبول داری از دل برود هر آنکه از دیده برفت ؟
_ نه … قبول ندارم.
_ پس با نبودنش چه کار می کنی این روزها ؟
_ به فرند فید سر می زنم .
نیم خط وحید
انعکاس مطالب خواندنی روز





