-
ولی در کمال تعجب چند روز پیش در وبگردی در یکی از نشریه های علمی – پژوهشی میان رشته ای به مقاله ای با عنوانی شبیه به عنوان مقاله مذکور برخوردم که از قضا اسم استاد بزرگوارم به همراه نام یکی دیگر از بزرگان رشته کتابداری (بدون ذکر نام من) در پای این مقاله بود، در صورتی که ایشون حتی یک ویرایش کوچیک هم بر روی این کار انجام نداده بودند و فقط و فقط کمی کلمات عنوان رو جابجا کرده بودند
-
حسین هدایتی حق دارد عصبانی باشد. در حالی که بر اساس مصوبه هیات دولت پرسپولیس باید تا پایان سال به بخش خصوصی واگذار می شد و هدایتی به عنوان گزینه اصلی از مدت ها قبل هزینه هایی زیادی را متقبل شده بود، اظهارنظر علی آبادی به یکباره همه برنامه ها را به هم ریخت. او به سرعت در مقابل سخنان رئیس سازمان تربیت بدنی واکنش نشان می دهد؛ «به من از ابتدای سال وعده فروش تیم را دادند.»
بحث آنها این بود که می خواهند تیم را بفروشند و قرار شد من به عنوان مشتری ابتدا به هیات مدیره بیایم تا ضوابط قانونی برای مناقصه تیم آماده شود.» هدایتی که حالا تمام هزینه هایش برای پرسپولیس نقش بر آب شده با نارضایتی می گوید؛ «اگر قرار بود فقط یک هوادار باشم، نیازی نبود عضو هیات مدیره باشم. من هم مثل هواداران شماره حساب باشگاه را بلدم و اگر می خواستم کمک کنم از طریق شماره حساب باشگاه کمک می کردم.»
-
ایشان آماری داده اند که ایران در اول انقلاب دارای نرخ چهل و هفت و نیم درصد بیسواد بوده، و اکنون پنج و شصت و هشت صدم درصد بیسواد داشته است. …. نرخ بیسوادی طبق درگاه ملی آمار حدود ۱۶ درصد است و نه پنج درصد جناب آقای قرائتی.
اما نکات جالبتری هم هست. ایشان که ادعا می کنند که سی سال مدیریت موفق و ماندگار داشته اند، نمی دانند که بیشترین آمار بیسوادی طبق مرکز امار در سال ۵۵ متعلق به افراد با سن بالاتر از ۶۵ سال و محدوده بین ۲۵ تا ۶۵ سال بوده است. اگر در جدول (البته این جدول باسوادها را نشان می دهد) مشاهده شود، بخش اعظمی از این گروه در طول این سی سال در قید حیات نیستند. بنابراین بهترین کمک رسان به امار آقای قرائتی مرگ و میر بوده تا آموزش و فعالیت های بسیار ایشان.
نیم خط وحید
انعکاس مطالب خواندنی روز





