-
در واقع کیهان که هر ورق پارهای را میجوید تا نشانی از رد و بدل شدن سلامی احتمالی بین یکی از روشنفکران، نویسندگان و یا فعالا سیاسی و اجتماعی ایران را با یکی از وابستگان و یا هواداران دربار پهلوی کشف و آن را به عنوان سند جنایت و خیانت آن فرد افشا کند، چگونه است که همکاری نزدیک آقای مولانا با سناتور مصباح زاده را نادیده گرفته و نه فقط از گذاشتن ستونی دائمی در اختیار وی در روزنامه دریغ نکرده، بلکه جا به جا در تجلیل و تمجید از آقای مولانا چیزی فروگذار نمیکند؟
پرسش دوم اما از شخص آقای مولاناست. حال که ایشان برکشیده سناتور مصباح زاده در عالم ارتباطات و روزنامه نگاریاند، در چه زمانی چه انقلاب روحی یا فکری در ایشان پدید آمده است، که دوستان سابق خود را یکسره در راه باطل یافته و به همکاری با تندترین طیف حاکم بر جمهوری اسلامی رو آوردهاند؟
-
وقتی متنی اینقدر فاشیستی و توهین آمیز در یک نشریه "دانشجویی" چاپ شود خودتان بفهمید که در کوچه و خیابان چه خبر است. در کلانتریها چه خبر است. در کارگاههای ساختمانی چه خبر است. در مدرسه چه خبر… آه گفتم مدرسه؟ نه در این یکی خبری نیست، مگر نمیدانید بچههای افغانی حق تحصیل ندارند. مگر نمیدانید حتی اگر قانونی به ایران مهاجرت کردهباشند هم ایرانیها عارشان میآید بچههایشان کنار بچههای افغانیها بنشینند. مگر نمیدانید ما از نژاد پاک آریایی و همخون با آلمانی ها هستیم!
-
روز اول محرم است، به خاطر جنایات اخیر غزه، عزای عمومی اعلام شده و برنامههای مختلفی به این مناسبت برگزار میشود.
بچههای بسیج دانشگاه پارچهی سفیدی که پرچم اسرائیل رویش طراحی شده، را انداختهاند کنار در ورودی دانشکده فنی-مهندسی تا بچهها از رویش رد شوند و نمادی باشد برای محکوم کردن حملات اخیر اسرائیل و کشتار مردم غزه. یکی از اساتید، چند نفر از دانشجویان عضو بسیج و چند نفر از مسئولین دانشگاه هم پایین پلههای ورودی جلوی در تالاری که قرار است در آن تحصن برگزار شود، ایستادهاند منتظر جمع شدن دانشجویان
اما نکتهی جالب اینجاست که هیچ کس از روی پرچم رد نمیشود. مسئولین فکر بهتری به سرشان میزند! پرچم را دقیقاً جلوی در ورودی میاندازند تا بچهها مجبور باشند از روی پرچم عبور کنند. اما مسئله جالبتر از این حرفهاست. هیچ کس مستقیم از روی پرچم رد نمیشود، همه از دو گوشهی در ورودی که خالی است و از روی دو کیسهی شنی که در دو طرف پرچم قرار گرفته، عبور میکنند. مسئول بسیج با تعجب میگوید: « بابا! به خدا مین نذاشتیم!» -
سرانجام با توقف فعالیت آخرین توزیع کننده نوارهای VHS زمان مرگ این فرمت فرارسید.
به گزارش ایسنا، نوارهای VHS که تقریبا همه از آنها خاطره دارند در بازار آمریکا از طریق شرکت Distribution Video Audio of Palm Harbor عرضه میشدند اما اکنون این شرکت اعلام کرده آخرین موجودی VHS خود را روانه بازار کرده است.
هنگامی که این فرمت محبوب بود این شرکت درآمد خوبی از آن کسب کرد اما این کسب و کار چند سالی است که عملا از بین رفته است.
مصرفکنندگان اکنون از CD و DVD استفاده میکنند و حتی DVD اکنون از سوی فرمت بلوری تحت تهدید قرار گرفته و CD نیز ممکن است با فراگیر شدن توزیع دیجیتالی از میان برچیده شود.
پخش مستمر آنلاین تمامی انواع فرمتهای سختافزاری را تحت تهدید قرار داده و تنها زمان نشان خواهد داد چه فرمتی در سالهای آینده حاکم خواهد بود.
-
چند قسمت از ماجراهای روزانه یک کارمند داروخانه:«دو دختر نوجوان وارد میشوند.با لبخندی که بر لب دارند. بتدریج که جلو می آیند لبخند تبدیل به خنده میشود. با صدایی که نمیوانی درست بشنوی چیزی میگویند. میگویی بله؟ چی میخواستید؟ ناگهان داد می زنند که نوار بهداشتی بالدار متوسط .
5- مرد میانسالی وارد می شود . مثل همیشه پشت پیشخوان شلوغ است. چند دقیقه میگذرد چندین نفر می ایند ومی روند . مرد هنوز همانجا ایستاده وبا نگاه به ویترین های داخلی داروخانه خود را مشغول کرده. جرآت به خرج می دهی و از او می پرسی : آقا چه میخواهید؟ به آرامی سرش را از سوراخ نه چندان بزرگ پیشخوان رد می کند وبا نوعی شرم می گوید لطفا یک بسته کاندوم بدهید. …»
-
دلیل اصلی: زلیخا به تنهایی برای جذب مخاطب برای این مجموعه کافی است.
دلیل فرهنگی: چون مردم به رسانههای خارجی اصلا نگاه نمیکنند در آن ساعت خاص فقط یوسف میبینند.
دلیل تجربی: تجربه ثابت کرده است آمار در صدا و سیما همیشه نجومی است و مخاطبها از همه جای سازمان راضیاند.
دلیل هنری: به گفتهی کارشناسان ترکیب رنگها و گریمها در این سریال فوقالعاده و بازیها همه در سطح هالیوود است.
دلیل تلویزیونی: چون در ساعت پخش یوسف، تلویزیون چیز دیگری ندارد مردم مجبورند یوسف ببینند.
دلیل ورزشی: چون در ساعت پخش یوسف شبکه سه فوتبال زنده ندارد، استقلالیها و پرسپولیسیها مجبورند یوسف ببینند.
دلیل اقتصادی: وقتی برای ساخت یوسف دهمیلیارد خرج میشود، مردم مینشینند ببینند این پولها چگونه خرج شده است پس مخاطبش میشوند و بعد وسوسه زلیخا نمیگذارد از پای تلویزیون بلند شوند…..
-
خطاب به وزارت امور خارجه اسرائیل:«هرچقدر هم که سیاست های موجود را غلط بپندارم. هرچقدر هم که بر حقارت کشورهای مسلمان مبنی بر ناتوانی در به سرانجام رساندن موضوع باور داشته باشم، فراموش نمی کنم و فراموش نمی کنیم خون جوانان مظلوم غزه را! اگر بر سیاستی غیر از شعار امروزی ایرانیها که حذف اسراییل است پامیفشارم معنایش این نیست که خواست خدا بر ماندگاری این قوم خواهد بود که باور دارم طبق فرموده قران این قوم آرام نخواهند گرفت. اما اگر آرامش می خواهم و از آن می نویسم به معنای لزوم رفتار درست مسلمانان است و اتخاذ سیاستی هوشمندانه.»
-
یکی از روزنامه های پر تیراژ کشور در اقدامی نادر اقدام به مصاحبه با یکی از خوانندگان لس آنجلسی کرد.
به گزارش خبرنگار تابناک: این مصاحبه که در زمینه ترک اعتیاد و معضلات مربوط به اعتیاد انجام شده بود با شخصی به نام محمود اقبالی مدیر موسسه آینه انجام شده است که با مراجعه به سایت آینده و سایت بهبودی مشخص می شود که مدیر آینه نه محمود اقبالی که همان داریوش اقبالی خواننده لس آنجلسی معروف است. که در این سایت برنامه های سخنرانی وی در دانشگاه ها و مجامع علمی به همراه عکس هایی از وی تبلیغ و معرفی شده است.
-
وزارت امور خارجه ی اسراییل می تواند با جرح و تعدیل ِ مطالب ِ وبلاگستان از آنها برای تایید نگاهش استفاده کند*. مساله اساسی اما این است که بسیاری از این نوشته ها بیش از آنکه تایید سیاست اسراییل باشند تلاشی برای نگاهی جدید هستند. به عبارت دیگر، بنظر می رسد بیش از جانبداری از یکی از دوطرف ِ دعوا، اسراییل با جمهوری اسلامی، وبلاگستان به نقطه ی “باید دوباره فکر کنیم” رسیده است.
نیم خط وحید
انعکاس مطالب خواندنی روز





