• لینکهای روز ۲۷٫۱۰٫۱۳۸۷
    • دخترک تپل وسفید، بیست و یکی دوساله و معلم زبان است. مدام پرشور عاشق می شود و مدام رهایش میکنند. بهش میگم که این همه محبتی که خرج می کند باعث بی اعتباریش می شود
      با غصه می گه :آخه تمام مزه عاشق شدن به محبت کردنشه واگرنه چه فایده ای داره
      آنقدر صادق و عمیق می گه که چشمه آبی چشمانش لبالب می شود
      می خواستم بهش بگم اما فکر کردم ،خب خودش می فهمه ،همه یه روز میفهمیم…
    • لوزیون حالا راه به راه لگدی هم به دموکراسی و حقوق بشر می زند، روشنفکران و سیاسیون منتقد متهم می شوند که چرا اسرائیل را کم محکوم کرده اند، وبلاگنویسی که در نوشته اش از لزوم میانجیگری برای صلح حرف می زند به اشاره ای آماج انواع توهین می شود، روزنامه کارگزاران به بهانه چاپ بیانیه تحکیم توقیف می شود، دفتر تحکیم به واسطه نقدش به جنبش حماس باید انواع تهمت های علنی را تحمل کند، تجمع مادران صلح در حمایت از مردم فلسطین نمی دانم به چه بهانه ای مورد حمله فیزیکی واقع می شود، سران تشکیلات خودگردان همچون مدیران اسرائیل معرفی می شوند و رسما در ادبیات سیاسی ما واژه غزه جایگزین فلسطین می شود و…

      حالا یک سوال می ماند: گیرم که همه صهیونیست شده اند و در جهت منافع دشمن گام برمی دارند، گیرم که دموکراسی و حقوق بشر اباطیل بشر امروزی است گیرم که…

    • دلم به دنیای فیلمهایم خوش بود و هیچ نیازی به بازکردن فاز جدیدی در تفریحات سینمایی ام احساس نمی کردم. اما با گذشت زمان تب لاست روز به روز شدیدتر شد. دیگر در دنیای مجازی کمترجایی یافت می شد که صحبتی از لاست و شخصیتهایش به میان نیامده باشد. سرانجام روزی رسید که احساس کردم اگر الان به سراغش نروم از جریان رایج دنیای مجازی عقب می مانم و درک گفتگوها و شرکت در مباحث برایم دشوار می شود! پس صرفا برای انجام یک تکلیف تحمیلی، من هم نسخه ای را سفارش دادم. و سه روز بعد…

      لاست یک داستان بلند است. داستان کوتاهی نیست که آن را برای سریال شدن کش داده باشند. هر قسمت از این داستان خود فیلم کاملی است که در عین راز آمیز بودن خط اصلی (که واقعا بعید است پیش از پایان کامل سریال کسی به آن پی ببرد) به سادگی، داستان زندگی آدمهای گوناگون را در دنیای واقعی نشان می دهد. داستانهایی از تنهایی، ترس، خشم، دروغ یا همزیستی. چیزی که لاست را از همه تجربه هایی که تا کنون داشته ام مجزا می کند هیجانی است که در تکه تکه های داستان تنیده شده است، ضرباهنگ دقیقی که به مجموعه بخشیده شده لحظه ای بیننده را به حال خود وا نمی گذارد.

    • یکی از اعضای گروه مادران صلح با تاکید بر اینکه این تجمع آرام که از ساعت 11 صبح آغاز شده بود حدود 45 دقیقه بعد توسط نیروهای لباس شخصی که معلوم نبود به چه نهادی وابسته اند به تشنج کشیده شد، اضافه کرد: آنها در مقابل شعارهای صلح طلبانه ما مدام شعار می دادند: "مرگ بر صلح طلب!" و "جنگ جنگ تا پیروزی!" در حالی که ما شعار می دادیم: "صلح، صلح، آتش بس!" و زمانی که ما تصمیم گرفتیم با دور شدن از آنها تجمع را خاتمه دهیم، به دنبالمان آمدند و پس از ایجاد درگیری لفظی، یکی از لباس شخصی ها با مشت به صورت بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار کوبید و به صورت خونین او اسپری فلفل پاشید.
    • Making for the user vahid:
      457kg / 1008lbs of CO2 yearly for twittering!
    • اگر فکر می‌کنید هیجان زده شده‌ام، کاملا درست فکر می‌کنید! تلویزیونی که وضعیت گرافیکی‌اش اینقدر زیبا باشد، مجریان جوانش –که بعضا تا آنجایی که من می‌شناسمشان تا قبل از همکاری با بی بی سی رنگ یک استودیوی تلویزیونی را هم ندیده بودند- اینقدر مسلط وتمرین‌شده ظاهر شوند، تلویزیونی که در نخستین ساعات آغاز به کارش آنقدر خوشفکر باشد که گزارشی از بزرگترین مشکل معلولان ایرانی، یعنی نبود امکانات اولیه شهرسازی برای حمل و نقل آنها را پخش کند؛ یک اتفاق بزرگ و سرآغاز فصل نوینی در گستره‌ی رسانه‌های فارسی زبان سراسر جهان است.

    ۱۲:۰۰ ق.ظ

  • Leave a Comment

    Please note: Comment moderation is enabled and may delay your comment. There is no need to resubmit your comment.

دسته‌بندی