• لینکهای روز ۰۶٫۰۲٫۱۳۸۸
    • چند روز بعد دکتر از راننده پرسید بیل را خریده یا نه. راننده بیل را تهیه کرده و پشت ماشین گذاشت، اما هنوز نمی دانسته بیل به چه کار دکتر می آید تا اینکه همان شب در گشت شبانه در سطح شهر، متوجه گرفتگی جوی آبی شدند. دکتر از راننده خواست ماشین را نگه دارد. بعد پیاده شد و با آن بیل راه آب جوی را باز کرد.
      .
      .
      .
      به خاطر ارادت قلبی و خاصی که دکتر به آقا (مدظله) دارد، بهترین زمانی که کارکنان دفتر می خواهند حرفی یا خطای کاری را که مرتکب شده اند، به دکتر منتقل کنند، زمانی است که ایشان از پیش آقا برمی گردند. دکتر هر هفته یک روز خاص را با آقا دیدار خصوصی دارد. وقتی جلسه شان تمام می شود و دکتر به نهاد برمی گردد، آنقدر شاد، پرانرژی و بانشاط است که کارمندان مطمئن هستند خطایشان را می بخشد.
      .
      .
      .
      دکتر عادت ندارد کارهای شخصی اش را به کسی واگذار کند. خدماتی ها از خدایشان است که دکتر به آنها کار بسپارد. اما بارها شده وقتی مثلاً با تلفن کار دارد و گوشی دور از دسترسش هست، به منشی و خدماتی ها که آنجا برای انجام وظیفه ایستاده اند، نمی گوید گوشی را به من بده، خودش بلند شده، دور زده، گوشی را برمی دارد،
    • تخریب یک کاندیدای اصلاح طلب کار شایسته ای نیست. بنابراین می شود به این پستی که من نوشته ام ایراد گرفت، اما خودتان را بگذارید جای من وقتی مجبور می شوم بارها به مسئولان ستاد کروبی که اصرار دارند پرسش کنندگان را از لیست آنها صدا بزنیم، تذکر بدهم که برگزارکننده این برنامه ما هستیم نه آنها و در مقابل تهدید می شوم که آدمهای زیادی را به سالن آورده اند و می توانند شعار بدهند بر علیه ما و نهایتا نیز این کار را می کنند و ناجوانمردانه انجمن میزبان را متهم می کنند به بسیجی بودن و طیف شیراز و …

      کروبی در نگاه نزدیک دیگر آن انسان قابل احترام نیست. او به هر قیمتی می خواهد رییس جمهور شود و در این میان هیچ حد و مرزی در افکار و اندیشه هایش ندارد. او برای آنکه برنده رای گیری باشد حاضر است هر چیزی بگوید و هر نمایشی را بازی کند. اعضای ستاد کروبی در جلسه دیروز، خود نقش دانشجویان منتقد را بر عهده گرفته و فریبکارانه با دستاویز قرار دادن دانشجویان دربند و سخنان احساسی در رثای آنها، به تعریف و تمجید از شیخ اصلاحات می پرداختند.
      شیخی که من دیروز دیدم بیش از آنکه فردی صادق و شجاع باشد، بازیگری می دانست!

    • در خبرها آمده است که یک راننده اتوبوس در برلین آلمان، به اتهام زیر گرفتن یک قورباغه نادر به شش سال حبس محکوم شد! در گزارش بازرسان این پرونده‌ که به دادگاه ارایه شد، آمده است که این زن به دلیل بی‌توجهی در رانندگی و زیر گرفتن این قورباغه نادر، به شش سال حبس محکوم شده است.
      وقتی این خبر را خواندم، حقیقتاً دچار آمیزه‌ای از حیرت و افسوس شدم. یادم هست همین سال گذشته وقتی از محیط بان زحمت‌کش منطقه‌ی حفاظت شده سبزکوه پرسیدم: چرا با متخلفین آن گونه که باید با قاطعیت برخورد نمی‌شود؟ وی جواب داد: چند وقت پیش یک شکارچی غیرمجاز را به همراه اسلحه و بیش از 400 قطعه گنجشک شکار شده به دادگاه بردم … امّا قاضی دادگاه رو به من کرد و با تمسخر گفت: آخه شکار گنجشک هم دیگه جرم داره؟ من خودم تا حالا چند هزار گنجشک شکار کردم مردک!
    • کاش تنها پخش پول بود، در سفرش به اسلامشهر بخشنامه ای به تمام مدارس شده بود که باید تمامی دانش آموزان و معلمین در برنامه سخنرانی احمدی نژاد حاضر باشند. این بخشنامه نه مقطع می شناخت و نه دختر و پسر و نه هیچ استثنایی دیگر. یکی از مدیران این مدارس با شکایت اعلام کرده است که توان بردن بچه های مدرسه راهنمایی را ندارند. شلوغی بیش از حد و کنار هم قرار گرفتن دانش آموزان دختر و پسر در شرایطی که خانواده دانش آموزان را به مدرسه سپرده است کاری نشدنی است. اما گویا اصرار مسئولین بر آوردن تمامی دانش آموزان بوده است. نکته اینجاست که در آموزش و پرورش معیار ارزیابی مدیر و معاونین از همین زمان ها در می آید و کسی که مقابله کند از حقوقش بی بهره خواهد ماند. دولتیان محترم اینبار برای رسیدن به مقاصد تبلیغی خود نه گشت ارشاد شناختند، نه اختلاط ، نه تبرج و نه هیچ چیز دیگر. تنها این مهم بود که جایگاه سخنرانی حضرات پر شده باشد.
    • یک روز نوشت جالب دیگر از مرضیه رسولی

    ۱۱:۳۳ ب.ظ

  • Leave a Comment

    Please note: Comment moderation is enabled and may delay your comment. There is no need to resubmit your comment.

دسته‌بندی