• لینکهای روز ۲۰٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • اقدام بخشی از مدیریت دانشگاه الزهرا(س) در فراخوانی و تهدید برخی استادان دانشگاه، جوی منفی به وجود آورده است.

      به گزارش خبرنگار "آینده"، شماری از اساتید دانشگاه الزهرا(س) که به همراه سایر دانشگاه ها برای حمایت از کاندیداتوری میرحسین موسوی اقدام به تهیه امضاء نموده اند، با برخورد توهین آمیز بخشی از مدیریت این دانشگاه با فرهیخته ترین اقشار جامعه روبرو شده اند.

      بنا بر این گزارش، بخش مربوطه با اطلاع از لیست امضاء شده کتبی و شفاهی، اساتید مربوطه را برای بازجویی فراخوانده و مورد تهدید و نکوهش قرار داده است که این اقدام کم سابقه با اعتراض شدید اساتید مواجه شده است.

      استادان الزهرا(س) این حرکت غیر قانونی را در دانشگاه که مهد آزادی و اندیشه است، به عنوان مخالفت با انتخاب آزاد و ضد مردم سالاری و جلوگیری از حق انتخاب آزادانه اساتید دانسته و محکوم نموده اند.

      گفتنی است، دانشگاه الزهرا(س) تا 2 سال پیش تحت مدیریت زهرا رهنورد، همسر موسوی اداره می شد.

    • یکی از مسؤلان وزارت کشور که موبایل قبلی مصطفی تاج زاده را در اختیار دارد خود را جای وی زده به مصاحبه پرداخته و سخنان فرمانده سپاه در قانونی بودن دخالت بسیج در انتخابات را تأیید کرده است!
  • لینکهای روز ۱۹٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • وقتی رییس‌جمهور کشور پا به هر شهر و روستایی می‌گذارد، هزار و یک جور بذل و بخشش می‌کند، طبیعی است که برخی مردم عادی فکر کنند که هر کاری از «رییس‌جمهور» برمی‌آید؛ حتی نصف کردن قیمت طلا و نقره. وقتی نامه‌های طرح مشکلات و درخواست‌های مردم، خطاب به رییس‌جمهور نوشته می‌شود و همه چیز از کانال رییس‌جمهور عبور می‌کند، جای تعجب ندارد اگر برخی باورشان شود که رییس‌جمهور می‌تواند (و باید) به گرفتاری‌های تک‌تک مردم رسیدگی کند.
    • «بحث بلوکه شدن دارایی های ایران واقعیت ندارد. این پولها به عنوان غرامت به ایرانیانی که به شهروندی آمریکا درآمده بودند و اموالشان به هر بهانه ای، مثلا طاغوتی بودن، توسط سپاه و دولت و دیگر نهادها مصادره شد پرداخته شده است. آنها به دادگاه های آمریکا شکایت کرده اند که اموال و زمین ها و کارخانه هایشان بی دلیل مصادره شده و پس از بررسی غرامت هایی به آنها تعلق گرفته و از آن پول چیزی باقی نمانده است.»
      همچنین زیبا کلام در پاسخ به سخنان بابایی که آمریکا را موجب بسیاری از مشکلات کشور خواند گفت : «ما به همین دلیل با آمریکا دشمنی می کنیم که برای مشکلاتی که از حلشان عاجز هستیم مقصری داشته باشیم و چه مقصری بهتر از آمریکا.»
      این استاد دانشگاه در مورد این تصور که آمریکا رژیم صدام را به جنگ با ایران مجبور کرد، گفت: «سی سال از این دروغ را به مردم گفته ایم اما پاسخ نمی دهیم اگر جنگ بد بود و آمریکا آنرا به راه انداخت چرا پس از فتح خرمشهر آنرا متوقف نکردید؟ آیا آمریکا بود که بر ادامه جنگ اصرار می کرد؟»
  • لینکهای روز ۱۸٫۰۲٫۱۳۸۸ ۱ Comment
    • این نظرسازی‌ها به دو شیوه تولید می‌شود: گاه با دست‌بردن در ارقام یافته‌های نظرسنجی‌های انجام شده، گاه با ساختن ارقامی تصنعی که از اساس هیچ داده‌ی واقعی برایش تولید نشده است. در هر دو حالت، سفارش‌دهنده یا انجام‌دهنده‌ی نظر‌سنجی یا اشخاص و سازمان‌هایی که آن را با قصد نظرسازی منتشر می‌کنند، هدف‌شان این است که از این طریق بر نظر مردم تأثیر بگذارند نه آن‌که نظر آن‌ها را، چنان‌که هست، گزارش کنند.
    • اما از بین آن همه دانشجوی معترض، مهندس موسوی همسر شما شد؛ کسی که کنتراست بیشتری با دیدگاه‌های پیشین شما داشت.

      * ما هر دو هنرمند بودیم. بعدتر فهمیدیم که هر دو برانداز هم هستیم. موج اسلام‌خواهی که بلند شد، مرا به شدت جذب کرد، حتی بیش از آن که آقای موسوی را به خودش جذب کند، چون ذهن من خالی از هر چیز بود، اما او پایه لازم اولیه را داشت. اما در مورد من «لا اله» را گفته بودم و حالا نوبت «الاالله» بود.

      - در چه فاصله‌ای از آشنایی‌تان با آقای موسوی این اتفاق افتاد؟

      * فاصله زیادی نبود. چون دکتر شریعتی و شهید مطهری و آیت‌الله طالقانی مرا جذب خودشان کردند. و دیری نگذشت که امام خمینی را شناختم. پیش از آن، برای من فرقی نداشت که در چه جمعی شرکت کنم. همین که آن جمع به شرایط موجود معترض بود، کافی بود. اما حرف‌های شریعی در دانشگاه و حسینیه ارشاد، مطهری در کانون توحید چیز دیگری بود. بنابراین هرگز فرصت ابراز اختلاف با مهندس موسوی پیدا نشد. البته پارامتر علاقه در این میان نقش مهمی ایفا می‌کرد. تقریبا از همان زمان آشنایی موج اسلام‌گرایی با زبان و بیانی متفاوت مرا با خود برد.

    • یک قبضه دوشکاری عراقی، کل گروهان را زمین‌گیر کرده بود. برادر «صمد» معاون گردان فریاد زد:«یه آرپی‌جی‌زن داوطلب می‌خواهم بره اون سنگر دوشکا رو خاموش کنه». نفس در سینه‌ی همه گیر کرد. دل شیر می‌خواست تا کسی بتواند حتی یک لحظه سرش را از روی زمین بلند کند، اما «حسین»؛ همان بچه بسیجی نوجوان و نحیف ساوه‌ای، قد علم کرد قبضه آرپی‌جی را برداشت و راه افتاد.
  • لینکهای روز ۱۷٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • فارس که سابقه جعل خبر و انعکاس خبر به نحو خاص دارد این بار به جعل خبر درباره آیت الله وحید خراسانی اقدام کرد.

      در پی درج خبری با عنوان "درس خارج آیت‌الله وحیدخراسانی تعطیل شد" این خبر از سوی فرزند ایشان تکذیب شد.

      در تماسی که با فرزند آیت الله وحید خراسانی برقرار شد ایشان این خبر را تکذیب نموده و خاطرنشان کردند: «آیت الله وحید خراسانی از دوسال قبل تا به حال روزهای چهارشنبه تفسیر قرآن می گویند و پیشنهاد این برنامه نیز از سوی هیچ شخصی به ایشان داده نشده است. بقیه هفته نیز درس خارج فقه و اصول برقرار است. همچنین به مناسبت شهادت حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ایشان روز چهارشنبه 16 اردیبهشت سخنانی در این رابطه بیان فرمودند و درس خارج در روزهای شنبه و یکشنبه هفته آینده را به همین مناسبت تعطیل کردند».»!
      وحید: فارس نوشته بود که آیت الله به پیشنهاد قرائتی تفسیر قرآن برگزار خواهد کرد

    • با صدای خنده ی همسرم از خواب پریدم… دیدم لپ تاپ را جلویش گذاشته است و دارد ترانه ی وطن داریوش را گوش می کند. اندیشیدم:" این چرا داره می خنده؟!" به دنبال چیزی گشتم تا رویم بکشم زیرا سردم بود اما چیزی پیدا نکردم و به ناچار خودم را مچاله کردم تا سرما را حس نکنم. دوباره داشت خوابم می برد که شنیدم همسرم دارد حرف می زند:" تو خاینی… تو به ایران خیانت کردی…" به زور چشمانم را باز کردم و به او نگریستم تا ببینم با کی حرف می زند. این بار رو به روی من نشسته بود…
    • بسیار جالب. هیچ قسمتی رو نقل نمی‌کنم که همه‌اش خوانده شود
    • حالا هم جوانان طرفدار مهندس موسوی اجرای جدیدی از سرود قدیمی "آفتابکاران" یا همان "سر اومد زمستون" (البته با همان شعر اصلی) را روی ویدیوکلیپی تبلیغی برای مهندس موسوی گذاشته‌اند. شاید این جوانان ندانند اما بزرگترهایشان حتما به خوبی به یاد می‌آورند که این سرود متعلق به "فدائیان خلق" بود. من قصد ندارم گناه اعدام اعضای این گروه را به گردن مهندس موسوی بیاندازم که در آن زمان رئیس دولت بود اما همه می‌دانیم که تفکری که ایشان به آن متعلق است هیچ حق اجتماعی و سیاسی و حتی انسانی برای افرادی که تفکری حتی نزدیک به صاحبان اصلی سرود آفتابکاران داشته باشند قائل نیست. باور کنیم که "مصادره به مطلوب" به هرشکلش ناپسند است.
    • دوستانی که می‌اندیشند پاسخگو کردن رهبران و مدعیان دموکراسی کاری بیهوده است، می‌توانند صدها کتاب و مقاله را علم کنند که پیگیری اعمال پیشین حاکمان وقتی مردم از ایشان حمایت کنند، کاری بیهوده است. اما به نظر من انتظار تحول از کسانی که یا دستشان به خونی آلوده است و یا خونریزی را تایید کرده‌اند و تا کنون علنا جنایت‌های ثبت شده را تقبیح نکرده‌اند، بشدت خطا است.

      من نمی گویم همان روند پاکسازی میرحسینی را اعمال کنیم تا ده‌ها هزار نفر از زندگی ساقط شوند. بلکه معتقدم جماعت را وادار کنیم به مسوولیت خویش را بپذیرند. مسوولیت پذیری اینقدر دردناک است؟ حتما هست!

    • پس از بازگشت به ایران در سال 1390 در شهر مقدس مشهد به تدریس پرداخت و بعد از یکسال به شهر مقدس قم مهاجرت نمود.
    • رئیس امنیت عمومی قم ضوابط جدید برخورد با رانندگان بدحجاب و خودروهای حامل سگ را اعلام کرد.

      به گفته مهدی خراسانی رانندگان بدحجاب تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت و خودروی این رانندگان در مجازاتی مشترک با خودروهای حامل سگ دو ماه توقیف می شود.

    • ماجرا از این قراره که مردم از همه جا بی خبر یک میلیون تومن پول میدن به دولت تا برای زمین‌های ۹۹ ساله ثبت نام کنند. سیل پول مردم کم درآمد به سمت جیب دولت سرازیر میشه. بعد از هفت ماه بی خبری از سرنوشت یک میلیون تومن، خبر میدن که باید ۱۰ میلیون تومن دیگه ظرف ۲ ماه واریز کنید. اگر این پول رو واریز نکنید خبری از زمین و ساخت و ساز نیست. علاوه بر این ۲۰ میلیون تومن هم وام باید بگیرید که تا اینجا میشه ۳۱ میلیون. بعد از طی این همه مراحل و بدبختی کشیدن برای جور کردن ۱۰ میلیون تومن و انتظار برای دریافت وام، حد اقل یک سال دیگه به زمان انتظار شما اضافه میشه و دولت ۱۱ میلیون توی جیبش داره که کار کنه. حالا بعد از اینکه نوبتتون شد وام بگیرید باید دنبال ساخت و ساز برید. با ۳۰ میلیون تومن کجا رو میشه ساخت؟ چقدر مصالح میشه خرید؟ اصلا کجا؟ پرند، اندیشه، هشتگرد، ملارد و …
    • به همراه نظرات خواندنی بالاترین از دوران دبیرستان!
    • در فاصله کمتر از یک روز تا گشایش اجلاس وزرای کشورهای آسیایی، بنر، پوستر و آرم این اجلاس در حالی منتشر شد و در دایره توجه رسانه‏ها گروهی قرار گرفته که جا افتان نام خلیج فارس در نقشه ایران که در این پوستر و آرم آمده بود، بحث برانگیز شد.

      به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در شرایطی که حساسیت‏ها بر سر صیانت از خلیج فارس در بالاترین حد خود قرار دارد، پس از اتفاقات به وقوع پیوسته در خصوص بازیهای شورهای اسلامی و خواست نامشروع عرب‏ها برای عدم درج نام خلیج‏فارس و یا درج نامی مجعولی به جای خلیج، این حساسیتها دو چندان شده است و فضا به شکلی است که محذوف ماندن این نام تاریخی در نقشه‏های داخلی، با مواضع تندی همراه میشود.

  • لینکهای روز ۱۶٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • نظام جمهوری اسلامی معمولا همیشه سعی کرده است تا میزان حضور مردم در هر انتخاباتی را به حمایت ‏مشارکت کنندگان از کلیت نظام و مشروعیت بخشیدن به آن نسبت دهد و همین مساله، آن بخش از ایرانیانی را ‏که نمی‌خواهند به عنوان مشروعیت بخش نظام اسلامی معرفی شوند، در مورد شرکت در انتخابات بسیار ‏حساس کرده است.‏

      این در حالی است که در هیچ نقطه‌ای از جهان و بخصوص آنجاهایی که امکان تحریم رسمی و علنی و امن ‏وجود ندارد، شرکت یا عدم شرکت در انتخابات هیچ ربطی به مشروعیت یک نظام سیاسی ندارد.‏

      نظام سیاسی در دنیای امروز از طریق کارآمدی، جلب رضایت عمومی و نهادینه کردن روند تغییر تمام ‏زمامداران از راه مسالمت‌آمیز برای خود مشروعیت تولید و بازتولید می‌کند و کمیت شرکت کنندگان در یک ‏انتخابات ربطی به این موضوع پیدا نمی‌کند.‏

      اینکه نظام جمهوری اسلامی همیشه دغدغه عمیقی نسبت به میزان شرکت مردم در هر اننتخابات دارد، ‏علامت اعتماد به نفس آن محسوب نمی‌شود، از این رو، بهتر است نظام منابع مشروعیت خود را در جاهای طبیعی آن بجوید تا رای دهندگان ایرانی هم فارغ از این معضل ‏بتوانند رای دهند یا ندهند.‏

    • وقتی می‌رسد می‌فهمد که باید برود ته صف. صفِ سیم‌سوخته‌ها و سیم‌نسوخته‌ها مخلوط است. نوبتش که می‌شود، متصدی می‌گوید «چی کار داری؟» پاسخش تمام نشده به او فرمی می‌دهد. می‌گوید «پرش کن، سیم کارتت رو هم در بیار بده به من». این‌جا هم از «شما» و حداقلی از احترامات عادی خبری نیست. به فرم نگاهی‌ می‌اندازد. نوشته شده که او از مخابرات تقاضا می‌کند سیم‌کارتش را بسوزانند و به جای آن سیم‌کارت جدیدی بدهند. یعنی نه تنها به حقوقش تجاوز کرده‌اند، و نه‌ تنها برای این تجاوز به او هشدار نداده‌اند، که حالا در تجاوزی دیگر از او می‌‌خواهند اعلام کند که خودش درخواست کرده به او، یعنی به حقوقش، لطفاً تجاوز کنند. نگاهی به بالای فرم می‌اندازد. فرم، عنوانی ندارد اما در واقع همان فرم درخواست تجاوز است، بدون هیچ‌گونه علامت تعجب!
    • طنزی فوق‌العاده جالب در مورد خاطرات اطرافیان دکتر احمدی‌نژاد. بهتر است اول اصل خاطرات را از لینک موجود در همین مطلب بخوانید
    • اینکه ما ایرانی‌ها مردم با انصافی هستیم یا نه را می‌توان با نگاهی به روابط روزمره و گفتار اطرافیانمان دریافت. برای نمونه به موارد زیر توجه فرمائید: در وبلاگ بخوانید
  • لینکهای روز ۱۵٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • برگی دیگر از تاریخ معاصر به کوشش علی اشرف فتحی (وبلاگ تورجان) در این مطلب می‌خوانیم که خمینی و مطهری چنان مغضوب آیت‌الله بروجردی شده بودند که مطهری از قم رانده شد و به تهران کوچ کرد. آیت الله بروجردی نه تنها وی را برای ادای توضیح نپذیرفت بلکه حتی در جلوی جمع منتظری (شاگرد محبوبش) را شرمنده کرد و نامه‌ای که مطهری به وسیله او رسانده بود را نگرفت. همه اینها بخاطر اینکه وی گمان می‌کرد خمینی و مطهری از فدائیان اسلام حمایت می‌کنند (نمی‌کردند؟) بعدها مطهری بخاطر مخالفت (مبارزه) با اندیشه‌های شریعتی مبنی بر اسلام منهای روحانیت دوباره محبوب حوزه شد.
  • لینکهای روز ۱۴٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • طنز جالبی درباره کتک‌کاری حسین شریعتمداری و محمد قوچانی و کروبی از آینده نیوز
    • به گزارش «فردا»، پایگاه خبری نیوزماکس مدعی شده است که ایران با اعزام یک هیئت دیپلماتیک به آمریکا برای مذاکره، به دولت اوباما پیشنهاد داده است که سران القاعده را تحویل آمریکا بدهد!

      بنابر این ادعا، جمهوری اسلامی ایران سران مذکور را بازداشت کرده است.

      این پایگاه خبری، با اعلام نام فردی به نام «احمد سماواتی»، از وی بعنوان سرپرست هیئت ایرانی در آمریکا خبر می دهد که در بهمن ماه (فوریه) با 5 نفر دیگر در مذاکرات شرکت کرده بود.

      این گزارش با ادعای اینکه «سماواتی» هیچ گاه متصور نمی شد که پیشنهادش رد شود، در تشریح این پیشنهاد می آورد:« پیشنهاد ایران به طرف آمریکایی، تحویل برخی از مقامات القاعده به آمریکا بوده است که نام آنها در لیست تعقیب بین المللی پلیس فدرال آمریکا به چشم می خورد.»

      با این وجود، ظاهرا وزارت امور خارجه آمریکا با توجیه اینکه «جای تروریست ها در آمریکا نیست» این پیشنهاد را رد کرده اند.

    • با کوتاه آمدن نیروی انتظامی در اجرای طرح امنیت اجتماعی و صدور مجوز از سوی این نیرو برای پارک خودروها و موتور سیکلت‌های مغازه‌داران در دو سوی این خیابان‌، کسبه اقدام به بازکردن مغازه‌های خود کردند.
    • امیر قلعه نویی درحالی عنوان اولین مربی فاتح دو قهرمانی لیگ را به دست آورده که خیلی از جزییات ویژه کارش در همین فصل پرآشوب «عریان» شد.

      مربی ای که میانبرهای فوتبال ایرانی را خوب بلد است و برای انتخاب سرپرست و دستیارانش هم بیشتر به روزهای «میانبری» فکر می کند تا مسائل فنی و راههای مستقیم. اینجا چه خبر است؟ چرا قهرمان لیگ تنها 10 درصد شانس ماندن دارد؟

      4 -علی پروین 15 سال جلو رفت و روی نیمکت نشست و جام آورد و قهرمان شد تا به جایی برسد که اکبر غمخوار رسماً پروژه «عبور از پروینیسم» را آغاز کند. 15 سال طول کشید تا ماجرای گروه 2 + 5 یا 1 – 8 کلید بخورد و «مربی کلاسیک ایرانی» خطر انقراض را حس کند. علی پروین هر طوری بود، کنار رفت، اما مربی کلاسیک ایرانی نسل خود را ادامه داد.

      لبخند نورسیده را روزی دیدیم که امیر قلعه نویی به دوربین زل زد و گفت: «بله،علی پروین الگوی من است.» البته جانشین پروین در خیلی مسائل،دست خود پروین را از پشت بسته. کارهایی می کند که پروین در عمر مربیگری و تیمداری اش انجام نداده بود.

    • اولی- اومدن از دانش‌آموزان مدرسه ما لیست گرفتن به مدیر گفتن باید 800 نفر از مدرسه شما(آینده‌ساز یا آینده‌سازان واقع در میدون شهدا) حتما در مراسم شرکت کنن. جایی هم که باید وایسیم خودشون تعیین کردن.
      دومی- مدرسه ما هم همینطور(این یکی دبیرستان حجاب می‌رفت) ناظم گفته هیچکس حق نداره فردا مریض شه. بگو آخه مگه ما با میکروب‌ و ویروس قرارداد داریم؟ گفتن هر کی نیاد نمره‌ش کم می‌شه(نفهمیدم نمره‌ی چیشون) دوساعت قبلش هم باید مدرسه باشیم برای آمادگی.
      اولی با هرهر- مامانم می‌گه یه گیره لباس بزن رو دماغت بوی جورابش اذیتت نکنه.
      دومی با کرکر- مامان من برام یه شیشه گلاب گذاشته تا بزارم تو جیبم هر وقت حالم به‌هم خورد بگیرم زیر دماغم.
      اولی- لابد پرچم هم می‌دن دستمون تکون تکون بدیم؟
      دومی- تو می‌گی از نزدیک می‌بینیمش؟
      اولی- آره دیوونه رو ماشین سرباز وایمیسه. شاید هم چهارپایه گذاشتن زیر پاش(هر هر)
      دومی- نامه براش بنویسیم بهش بدیم؟ یه نامه عاشقانه! وقتی بازش می‌کنه چه حالی می‌شه(کرکر)
      اولی – من می‌خوام براش بنویسم یه چیزی به این مامانا بگه.(صداشو آروم می‌کنه) نمی‌ذارن با دوست پسرامون بریم بیرون.
    • «با دنده دو پیکانم از یک پورشه و پنج سوناتا سبقت گرفتم، آنقدر پشت چند بی ام و چراغ زدم که رانندگانشان از روی گارد ریل وسط اتوبان رفتند آن طرف تا من رد شوم، هرچند گارد ریلها از کیفیت بالایی برخوردار بود و جا دارد فرصت را مغتنم شمرده و در همین جا از عزیزان زحمتکش وزارت راه، سازمان ترافیک، شرکت عرف ایران، وزارت جهاد کشاورزی، ذوب آهن اصفهان، تراکتور سازی تبریز و میلگرد فروشی عنایت تشکر کرده و صعود تیم زحمتکش مس رفسنجان را به تک تک پرسنل سربلند این کارخانه ی معظم تبریک عرض کنم.

      وقتی تمام خودروهای وارداتی در خاک پیکانم گم شدند دیدم یک نفر کنار خیابان دارد غر می زند و دست تکان می دهد. با اینکه بالای سیصد تا سرعت داشتم ولی چون سوار پیکان بودم طرف را شناختم، مایلی کهن بود. به ملایمت روی ترمزها فشار آوردم، میخکوب توقف کرد، حتی اصطکاک هم در اختیار من بود. مایلی کهن نزدیک شیشه آمد، با ساده ترین تکنولوژی موجود در کهکشان راه شیری شیشه را پایین آوردم. مایلی کهن گفت: دوست عزیز! اگر اخلاق را رعایت می کنی مرا تا کارخانه ی ایران خودرو برسان. گفتم: منظورتان کارخانه ی معظم و معزز ایران خودرو می باشد؟ …

    • «پیت بیوتر» دستیار اول افشین قطبی روی نیمکت تیم ملی خواهد بود؛ کسی که قطبی در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود با این کلمات او را وصف کرد: «دستیار اول تیم ملی از سال 1993 با من دوست است و در جام جهانی 1994 در خانه‌ من جام جهانی را تماشا می‌کرد؛ بازیکنی ممتاز در فوتبال هلند بوده و با تیم‌های آژاکس، آیندهوون و تیم ملی هلند که در جام ملت‌های 1988 اروپا به مقام نایب قهرمانی رسید، حضور داشته است. در آخرین جایی هم که فعالیت داشته تیم پوتردکت بوده است.» البته به خاطر اینکه کسی نام او را نشنیده بود، در آن کنفرانس دیگر سوالی پیرامون دستیار اول قطبی روی نیمکت سرمربیگری تیم ملی به میان نیامد. حتی پس از آن هم به خاطر اینکه جست‌وجوهای اینترنتی در سایت‌های انگلیسی زبان به خروجی مستندی ختم نشد، کسی سراغ پرونده کاری «پیت بیوتر» نرفت. با وجود این اگر منابع جست‌وجو را از سایت‌های انگلیسی‌زبان به سایت‌های آلمانی‌زبان عوض کنیم، خروجی جست‌وجو اطلاعات دندان‌گیری خواهد بود.

      به نوشته اعتماد ملی، دایره‌المعارف اینترنتی «ویکی‌پدیا» در بخش آلمانی‌زبان خود، مدخل مفصلی با نام «پیت بیوتر» دارد…

    • شاکی گفت: طی چند روز گذشته افراد مختلفی به محل سکونتم مراجعه کرده‌اند و گفته‌اند از طرف یک بنگاه برای خرید خانه آمده‌اند؛ در حالی که من هیچ‌گاه قصد فروش خانه‌ام را نداشته‌ام. وقتی به بنگاه مراجعه کردم، مرد بنگاه‌دار گفت که فردی به آنجا آمده و نشانی خانه را در اختیار وی قرار داده است.

      یک بار هم صدای زنگ خانه، ما را مقابل در کشاند و دیدیم فردی 200 پرس غذا برای برگزاری مجلس ختم به یک رستوران سفارش داده است و روز دیگر پیک موتوری یک پیتزا فروشی آمد و گفت 50 عدد پیتزایی را که سفارش داده‌ام آورده است.

      وی افزود: همین چند روز پیش نیمه‌شب باردیگر صدای زنگ خانه به صدا درآمد و زمانی که در را گشودم 2 نفر از امدادگران اورژانس را مشاهده کردم که می‌گفتند، من در تماس با آنها عنوان کرده‌ام یک بیمار قلبی نیاز به کمک آنها دارد و …

      تحقیق در این زمینه ادامه داشت تا این ‌که 2 روز پس از شکایت شاکی، وی باردیگر با حضور در دادسرا اعلام کرد ساعتی پیش آمبولانس بهشت‌زهرا (س) مقابل منزل وی آمده و مرد راننده گفته است برای انتقال یک مرده به این نشانی آمده …

    • در چند روز گذشته سعی کرده‌ایم به بیشتر شکایات رسیدگی کنیم. این منجر به بسته‌شدن تعداد زیادی حساب کاربر تقلب‌کار یا قانون شکن بالاترین شده‌است. همینطور از چند کاربر بالاترین برای همکاری در رسیدگی به شکایات دعوت کرده‌ایم. اگر به یاد داشته باشید قبلا هم ما از کاربران کمک خواسته بودیم. دفعه گذشته کاربران با همان نام کاربری خود به شکایات رسیدگی می‌کردند که این منجر به مشکلات زیادی شد. بعضی از کاربران نسبت به این کاربران که بالایار نامیده‌ می‌شدند خصومت شخصی پیدا کردند و ما در نهایت مجبور شدیم آن برنامه را متوقف کنیم. اینبار بالایارهای جدید با اسم کاربری مستعار که مشخص کننده این باشد که آنها بالایار هستند به بالاترین کمک خواهند کرد.
    • ما در حال بررسی سیستم مدیریت کاربر در بالاترین هستیم. متاسفانه از آنجایی که تقلب در فرهنگ ایرانی گسترده است و حتی نوعی «زرنگی» محسوب می‌شود، در میان کاربران نیز تقلب و قانون شکنی کم نیست و این به گردش کار سیستم لطمه جدی وارد می‌کنند. برای آنکه شما هم بتوانید به مشکلات فعلی بالاترین فکر کنید و راه حل بدهید، سعی کرده‌ایم مشکلات فعلی را در قالب این تصویر به شما نمایش بدهیم.
    • این فیلم ماجرای دیدار شکیبایی با این هنر پیشه را در شهر سانفرانسیسکو روایت می کند و بنا به ادعای کارگردان آن ، این فیلم 9 سال پیش و در جریان سفر شکیبایی به شهر شیکاگوی آمریکا برای حضور در یک جشنواره سینمایی ، تهیه شده است.

      شکیبایی در این فیلم مستند برای دیدار با هنر پیشه معروف قبل از انقلاب از شیکاگو به شهر سانفرانسیسکو سفر می کند .

      اما بر اساس ادعای سازنده این فیلم مستند ،خسرو شکیبایی از او خواسته است تا کپی این فیلم را نزد خود نگهدارد و تا زمانی که خود او اجازه انتشار آن را نداده است، از ساخت این فیلم مستند و ماجرای دیدار او با هنر پیشه ایرانی ساکن در آمریکا سخنی به میان نیاورد.

    • با اینکه از حدود ده روز پیش تمامی ادارات و نهادهای دولتی همپای رادیو البرز (رادیو شهرستان کرج) برای حضور رییس جمهور دست به تبلیغات گستردهای زده بودند اما حجم این تبلیغات در روزهای منتهی به ورود رییس جمهور بسیار افزون تر شد تا جایی که امروز جای جای شهر پوشیده از عکس ها و پوسترهای رییس جمهور بود.
      بر روی این بنرها و پوسترهای بزرگ که به تعداد زیاد در تمامی میدان ها و چهارراه ها شهرنصب شده نام «ستاد هماهنگی استقبال از دومین سفر رئیس جمهوری» نوشته شده است. ستادی که از قرار معلوم آنچنان بودجه ای در اختیار داشته است که نه تنها تمامی مسیر حرکت رئیس جمهور – از میدان شهدا تا میدان سپاه – آذین بندی شده بود بلکه ایستگاه های صلواتی نیز در طول مسیر میان مردم آب معدنی و چای پخش می کردند.

      آنچه در این میان قابل توجه بود حضور پررنگ دانش آموزان دختر و پسری بود که به دلیل حضور رییس جمهور در کرج مدارسشان تعطیل شده بود و اتوبوس هایی آنها را به محل برگزاری مراسم آورده بود.

      تعداد زیادی پارچه نوشته از سوی دبیرستان ها ،هنرستان ها ، مدارس فنی حرفه ای در دست آنها قرار داشت.

    • در این مناظره «کوچک‌زاده» مدافع «احمدی‌نژاد» سخنانی را در مقام دفاع از وی گفت که ابتدا می‌خواستم یک پست را به آن اختصاص بدهم. ولی چون احتمالا خیلی‌ها حوصله خواندن کل این مناظره را ندارند و من خیلی مصر هستم هم بعضی از جملات حتما دیده شوند آنها را در این آدرس هایلات کردم. کلیک کنید و ببینید که با افتخار می‌گویند: سیاست خارجی احمدی نژاد را تلاش برای برپاسازی حکومت جهانی اسلام دانست و این وظیفه را بسیار مهم تر از پرداختن به معیشت مردم است.
    • تیتر عجیبی است، می‌دانم. امّا وقتی که تا انتهای یادداشت را تعقیب کردید، درخواهید یافت که این مطلب هم یک عنوان محیط زیستی و کاملاً مرتبط با گرایه‌های «مهار بیابان زایی» است، هم به تهران مربوط می‌شود و هم استفاده از واژه‌ی «جنایت» شاید نتواند به خوبی حق مطلب را آن گونه که سزاوار می‌نماید در توصیف آزمندی‌ها و نابخردی‌های دیکتاتور خون‌آشام عراق، بیان دارد! نابخردی‌هایی که چند سال پس از اعدام وی و سقوط حکومت مستبدانه‌اش در عراق، همچنان گریبان مردم بی‌گناه در ایران و عراق و کویت را گرفته و رها نمی‌سازد.
  • لینکهای روز ۱۳٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • نشریه تایم، به روال همه ساله خود، 100 فرد پر نفوذ دنیا به زعم خود را انتخاب کرده است.

      به گزارش فردا، تایم اعلام کرده است که کار غیرممکن را با دسته بندی افرادی که بیشترین تاثیر را بر جهان دارند، صورت داده است.

      بنابراین گزارش، 100 نفر مذکور شامل «رهبران و انقلابیون»، «سازنده ها»، «هنرمندان»، «چهره ها و قهرمانان» و «دانشمندان و متفکران» می باشند.

      گرچه تایم، 105 نفر را بعنوان 100 چهره پرنفوذ دنیا انتخاب کرده است.

      لیست کامل 100 چهره پرنفوذ جهان را در فردا بخوانید:

    • واکنش ها به سخنان رئیس جمهور درباره فرستادن اراذل و اوباش به معادن، که همزمان شد با انفجارمعدنی در استان کرمان و جانباختن 12 معدنکارهمچنان ادامه دارد.

      به گزارش«فردا» دو تن از نمایندگان مجلس درباره این بخش از سخنان احمدی نژاد، خواستار عذرخواهی رئیس جمهور شدند.

      علی اصغر یوسف نژاد مخبر کمیسیون صنایع و معادن گفت:«به نظر می رسد آقای احمدی نژاد در گفتن این موضوع که باید اراذل و اوباش را برای آدم شدن به معادن بفرستند، تعمدی نداشته باشند اما چون به هرحال چنین جمله یی از سوی ایشان عنوان شده شایسته است شجاعانه از مردم عذرخواهی کنند چرا که فعالیت های معدنی اگرچه سخت اما بسیار مقدس است. نقش معدن در اقتصاد ملی بر کسی پوشیده نیست.

  • لینکهای روز ۱۲٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • رضایی سال 84 و در فیلم تبلیغاتی که به کارگردانی مرحوم رسول ملاقلی‌پور ساخته شده بود، که هر دو بر روی یک پیت نفتی نشسته بوده و با هم گپ می‌زدند، در پاسخ به این سؤال ملاقلی پور که آیا در انتخابات می مانید یا کناره گیری می کنید، ابتدا تأکید کرد یا با رأی مردم کنار می روم یا به ضرب گلوله و ادامه داد: «قطعاً، شما که می دونی من چقدر به خانوم فاطمه زهرا اعتقاد دارم، به حضرت زهرا(س) قسم می خورم که به هیچ قیمت از انتخابات کنار نمی‌روم…»

      اما قسم رضایی کارساز نبود و وی در آخرین لحظات به نفع دیگری کنار کشید،

      به هر ترتیب، رضایی این بار هم برای آمدن خود، از نام مبارک حضرت زینب(س) هزینه کرده است و در بیانیه‌ای هم که صادر کرده، بار دیگر تأکید می‌کند که از کاندیداتوری خود انصراف نخواهد داد.

    • من یک انسان منطقی هستم. فحش هم نمی دهم. حرف می زنم. از هر کسی که از اعدام دلارا دارابی حمایت می کند دعوت می کنم بنویسد چرا. خواستید نوشته ی شما را همین جا می گذاریم.

      به من کمک کنید بفهمم بالای دار کشیدن این دختر چرا پذیرفتنی است.

      زیر این لینک نظرات خواندنی موجود است

    • مادر دلارا گفت که دیروز با دلارا ملاقات کرده. دلارا به او گفته که مادر اگر من از زندان بیرون بیایم می خواهم تحصیلاتم را ادامه دهم و یک نفر از قضات هم به من قول داده که رضایت اولیاءدم را خواهد گرفت. گفته که مادر من بی گناهم.

      مادر دلارا گریه کنان گفت: امروز ساعت ۷ صبح دلارا به وی زنگ زد و گفت مادر من را می خواهند اعدام کنند. من طناب دار را می بینم. مادر من را نجات دهید. می خواهم پدرم صحبت کنم و به پدرش هم گفت که پدر من می خواهم شما را ببینم. تو رو خدا من را نجات دهید. بعد یک نفر گوشی را از دلارا می گیرد و می گوید ما به راحتی فرزند شما را می کشیم و تو هیچ کاری نمی توانی انجام دهی.

      پدر و مادر دلارا قران به دست به زندان می روند التماس می کنند فریاد می کشند و می گویند تو رو خدا اجازه دهد تا ما اولیاءدم را ببینیم. به پایشان بیوفتیم. ولی…

      دلارا دارابی را به پای چوبه دار می برند. او راضی نمی شود اعدام شود. هیچ کس پیش او نبود نه مادر نه پدری و نه وکیلی که به خواسته هایش توجه کند. طناب دار را به گردن نحیفش می اندازند. و نمی دانم کدام بی رحمی صندلی را از زیر پایش رها می کند. نمی دانم او کیست

    • به جای آنکه همایش و کنگره بگیریم و به به و چه چه گویان را جمع کنیم تا مطهری را به عرش ببرند، بهتر است از همان کودکی، یاد بدهیم و یاد بگیریم که نقد بی رحمانه هر اثری، آن را بالنده و زنده نگه می دارد. شریعتی چهل سال است که بی رحمانه نقد می شود و به همین دلیل، پویاتر و بانشاط تر است. حکومتی کردن آثار مطهری سبب می شود که ناخودآگاه، همه شکست های سیاسی و اقتصادی دولتمردان با میزان محبوبیت آثار ارزنده استاد همسان شود و در یک مرتبه قرار گیرد. این امر نه به صلاح نظام است و نه به صلاح دانش و پژوهش.

      گروه فرقان جسم مطهری را گرفت. آقایان مراقب باشند که فکر مطهری را با ندانم کاری نابود نکنند.

    • با توجه به شروع مبارزه با خانه های مجردی از صبح شنبه، اینجانب نادر نهایتا تا پایان امروز فرصت ازدواج دارم. لذا از کلیه خانمهای متقاضی درخواست می شود حداکثر تا ساعت 23 امروز، درخواست های خود را به انضمام کپی اخرین مدرک تحصیلی، اخرین عکس تمام رخ، کپی فیش واریزی جهت شرکت در مزایده به مبلغ صدمیلیون ریال و یک تصویر از کپی سندمالکیت خودرو و منزل مسکونی خود را به ایمیل بنده ارسال نمایند. به درخواست هایی که بعد از مهلت مقرر ارسال شود ترتیب اثر داده نخواهد شد. به دلیل محدودیت های شرعی، تنها چهار درخواست مورد پذیرش قرار خواهد گرفت. – nader
    • «کی گفت؟ چی گفت؟»، تلاشی است از هئیت تحریریه «فردا» برای جمع آوری سخنان جالب توجه و گاه مهم خبرسازان ایرانی در هفته ای که گذشت
    • این همه آدم در حال مذاکره و رایزنی با خانواده مقتول بودند، وکیل دالارا طوری حرف می‌زد که انگار حتما عفو را برایش می‌گیرد.خبر دارم که آقای مسجدجامعی از طرف آقای خاتمی با خانواده مقتول تماس گرفته و از آنها درخواست عفو و بخشش کرده و اتفاقا آنها هم برخورد خیلی خوبی کرده بودند.یک گروه از هنرمندان داشتند دوباره برنامه ریزی می‌کردند که بروند رشت….با هر کس حرف می‌زدی امیدوار بود که خانواده مقتول از قصاص می‌گذرند…بعد امروز ناگهان ، خبر تلخ خیلی دردناک ، در یک جمله : دلارا دارابی اعدام شد.همین ؟

      این مرگ‌اندیشی، این خشونت‌طلبی، این همه لذت از انتقام، این انحطاط اخلاق انسانی که مجوز قانون هم دارد ما را به کجا دارد می‌برد؟ گیریم که «قصاص» توجیه قانونی هم داشته باشد.بالاخره شب که می‌خواهیم سرمان را بگذاریم روی آن بالش لعنتی و بخوابیم.آیا آن وقت که با خودمان تنها می‌شویم،می‌توانیم توجیه انسانی هم برای خودمان بتراشیم؟ چقدر ما نفرت‌انگیزیم.چقدر این جامعه می‌تواند نمونه زننده‌ای از نقایص بشری باشد. آدم باید مرده باشد تا نخواهد تمامت نفرتش را توی صورت این همه « اصرار بر بدی » تف کند.

    • دیروز تولد صدام بود که جبهه آزادیبخش عربی در رفح فلسطین آن را جشن گرفت، وصدام را درخور بزرگترین تمجیدها دانستند واو را به خاطر اعدامش در عید قربان شهید حج اکبر نامیدند+عکسهایی از ارادت فلسطینیها به صدام http://balatarin.com/permlink/2009/4/29/1577639
    • دیروز داشتم نگاهی به دست‌نوشته‌ها و خاطرات دوران اول ریاست جمهوری آقای خاتمی می­کردم. در یادداشت­های ۲۱ اسفند ۱۳۷۹ نوشته بودم: امروز آقای خاتمی من را خواست و دوباره در مورد این­که تصمیم به شرکت در انتخابات دور دوم را ندارد صحبت کرد. ولی توصیه کرد که به دلیل احتمال کاندیداتوری در دور دوم، دفتر موظف است از این پس تا بعد انتخابات خرداد ماه سال آینده هیچ سفر جدیدی برای استان­ها و یا کشورهای دیگر برنامه­ریزی نکند. بیشتر کارها هم به سمت جلساتی برود که خبر آن منتشر نمی­شود. کاری کنید که جز در موارد ضرورت برنامه­های خبری از کارهای جاری من حذف شود. دستور آقای خاتمی برای این بود که اگر کاندیدا شود حق سایر کاندیداها که نمی­توانند از رسانه ملی استفاده کنند ضایع نشود. همین جوری. خاطره بود دیگه!
    • دکتر رحیم پورازغدی عصرهای جمعه جلوی یک عده جوان با فک‌های کش‌آمده می‌نشیند و پنبه غرب را می‌زند. درباره سکولاریسم صحبت می‌کند. هر وقت هم حال می‌کند بجای سکولاریسم می‌گوید اتمیسم یا لیبیرالیسم یا مثلن اومانیسم… کم مانده بگوید سورئالیسم! انگار نه انگار کلمات معنی دارند.
    • البته دشمنان در حال سیا‌نمائی هستند اگرنه از جنبه برخورداری از آزاد بودن مطبوعات، ایران در بین ۱۹۵ کشور جهان، امسال به همراه چین و روآندا در رتبه ۱۸۱ قرار دارد و خب این با بدترین خیلی فرق داره. این آزادی ۳۶۰ درجه‌ایه
    • آقا من هر کاری می‌کنم درباره این خبر یه چیزی بنویسم نمی‌شه. راستش دارم همین‌طوری می‌خندم به حدی که دلم درد گرفته. اصلاً شرف ندارم اگه این لحظات خوش رو با شما تقسیم نکنم. بخوانید این خبر را در خبرگزاری مهر:

      طرح جمع آوری خانه‌های مجردی از فردا آغاز می‌شود (11 اردیبهشت 88)

  • لینکهای روز ۱۱٫۰۲٫۱۳۸۸ No Comments
    • آقا این بخش کیهان و خوانندگان روزنامه‌ی کیهان خیلی باحال است ها، دقت کرده‌اید؟ قشنگ می‌تواند روز آدم را بسازد و از ته دل بخنداندش. این دو نظر تا از روزنامه ی امروز است:
    • الجزیره افزود: این منزل در واقع تفریحگاه تابستانی سلطان عمان بود که دوست روسای جمهور هر دو کشور امریکا و ایران بود.

      مارتین ایندایک گفت: من به سلطان عمان گفتم کلینتون ما را فرستاده است و حامل این پیام هستیم که می خواهیم شما راهی برای خروج ما از این تنگنا پیدا کنید.

      یوسف بن علوی وزیر مشاور در امور خارجه عمان گفت: فرستادگان کلینتون سپس از ما پرسیدند که آیا می توانیم نامه ای را به شخص پرزیدنت خاتمی برسانیم.

      مارتین ایندایک افزود: مایل بودیم این مسئله تضمین شود که فقط شخص خاتمی از این نامه آگاه شود، زیرا به نظر ما تندروها در تهران با همه توان تلاش می کردند مانع تحقق یافتن خواسته های خاتمی برای عادی سازی روابط با آمریکا شوند.

    • آخر برنامه که قدری دچار تنش شد یکی از جوانان غیوری که در همه ی صحنه ها همراه دارو دسته شیخ بود آمد و به افاضاتی تاریخی پرداخت. حالا افاضات تاریخی اش مبنی بر اینکه ما انجمن بسیجی هستیم و طیف شیراز هستیم و سایر افسانه ها! بماند! از اینجا به بعد را داشته باشید که آقای طالبی آمد و افشاگری کرد." آقای کروبی این آقا از ستاد جوانان شما هستند. خوبه که صادقانه تر برخورد کنیم."

      در همین لحظه یکی از همراهان شیخ که در روی سن رفت و آمد می کرد آمد و خیلی درگوشی طوری که من بفهمم و شیخ بفهمد گفت"حاجی سریع تکذیب کن بگو از ما نیست. سریع…" البته به گمانم من زودتر فهمیدم و حالا اینجا در خدمت شما هستم.

    • - من دیگر به احمدی‌نژاد رای نمی‌دهم.
      - چرا؟
      - آقا جان این بابا دور از جان شما گند زده به کشور رفته پی کارش.
      - وقتی به او رای دادی چه توقعی داشتی؟
      - می‌خواستم وضع مردم خوب شود.
      - ببین جانم اینجا شخص شما سه تا اشتباه اساسی مرتکب شده‌ای:
    • سارا باصدای بلند و تند تند شروع به صحبت با ماموران گشت کرده: «اگر راست می گویید بروید و این جوانان معتاد را از خیابان ها جمع کنید.» مادر سارا مدعی شد که با بالا گرفتن درگیری لفظی بین ماموران گشت و سارا، یکی از ماموران مرد او را به داخل ون هدایت کرد، سارا را به منکرات برده و از چهره اش عکسی با پلاکارد روی سینه گرفتند. وی ادعا کرد که شب سارا به خانه بازگشت و به مادرش تلفن کرد. به گفته مادرش سارا حالت روحی بدی داشته و به او اشاره کرده که قلبش درد گرفته است: «او اسم مامور گشت را به من داد و گفت مادر فقط این اسم به خاطرت باشد.» مادر سارا با ناراحتی گفت: «می دانم همه می روند ولی نحوه رفتن است که انسان را می سوزاند.»

      مادر سارا نزد بازپرس گریه می کرد و به خاطر سرنوشت دختر خود اشک ریخت.
      مادر سارا که همراه دیگر اعضای خانواده در گرمسار زندگی می کند، بعد از آخرین مکالمه دیگر با دخترش صحبت نکرده و ظاهراً دختر پس از صحبت با مادر و پیش از آمدن دوستانش به خواب رفته است؛ خوابی که برای سارا بیداری نداشت. جسد سارا را به پزشک قانونی تحویل دادند و مرگ او ایست قلبی ناشی از مسمومیت تشخیص داده شد