-
6- روز انتخابات همین جمعه است و باید شناسنامه همراه ببرید. از بردن کارت دانشجویی، دفترچهبیمه، قبض موبایل، سند ماشینلباسشویی، گاز پیکنیکی، اسب، دوستپسر، مایو، کارت ماشین، قورباغه، پلیاستیشن، هومن و باقی چیزهای بیربط خودداری کنید.
3- برای وارد شدن به حوزه لازم نیست کفشهایتان را در بیاورید.
4- بعد از وارد شدن به حوزه، یک برگه جلویتان میگذارند که باید اسم یکی از این چهارنفر را توی آن بنویسید: 1- میرحسین موسوی 2- میرحسین موسوی 3- میرحسین موسوی 4-میرحسین موسوی
7- افشین قطبی سرمربی تیم ملی فوتبال است و آنروز، انتخابات ریاست جمهوری است. شما نباید به قطبی رأی بدهید.
9- در حوزهی رأی گیری با شیارهای متفاوتی روبرو میشوید، شما باید رأیتان را داخل شیار آن صندوق سفیده روی میز بیاندازید.
12- بعد از رأی دادن، انگشت توی دماغتان نکنید چون دماغتان جوهری میشود.
13- استامپ را بلند نکنید. بقیه لازم دارند.
15- بلافاصله بعد از بیرون آمدن از حوزهی اخذ رأی، لخت نشوید. رئیس جمهور جدید از مردادماه کارش را شروع میکند.
-
روزنامه کیهان که از امکانات عمومی و از بودجه بیت المال اداره می شود در حالی با بزرگنمایی و مونتاژ عکس همایش حامیان احمدی نژاد آن را سونامی بی سابقه و میلیونی مردم می خواند که در همین گزارش اجتماع مردمی حامیان مهندس موسوی در خیابان ولیعصر را در دروغی واضح، چند صدنفری می خواند.
البته واقعیت این است که وقتی رییس جمهور در مقابل چشمان میلیونها ایرانی به راحتی دروغ می گوید نباید از حامیان ایشان انتظاری بیشتر از این را داشت.
-
-
-
اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیدههای زشت و گناهآالودی مثل تهمت ها ؛ دروغها و خلافگوییهای مطرح شده برخورد کند چگونه میتوانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟ نقطه قابل توجه دراین تهمتها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جنابعالی که هادی دولتها بودهاید و با اظهارات صریح، مدیریتها را مورد تأیید و تحسین قراردادهاید، نشانه گرفته است.
-
…او هر چه که بگوید حناق نگیرد و این نشانی است برای اهل تفکر (6) در چهارسال دولت او نشانههایی برای مومنین قرار دادیم(6) همانا به موسی ید بیضا دادیم و به او هاله نور(8) که از آن بهتر است و کم مصرفتر و ما خیلی خفنیم(9) … بر تو باد دوست داشتن و گاهی دلسوزی بر آنها و بیادشان آوردن که اطلاعات اشتباه گرفتهاند که اکثرشان نمیدانند (15) و حتی رسوا کردن همسرانشان که آنها در جهنم در حالی که کیف گلگلی بر دوش دارند بر آتش همسرانشان هیزم میگذارند(16) و قبل از ان از آنها سه مرتبه اجازه بگیر و بگو: بگم؟ بگم؟ نه بگم؟(17)
-
مناظره میرحسین موسوی و مهدی کروبی به جایگاهی تبدیل شد که موسوی واقعی را بشناسیم. وی در ابتدای این مناظره می گوید: «ما در این چهار سال با پدیدهای رو به رو هستیم که مستقیم در چشم مردم نگاه میکند و با اعتماد به نفس سیاه را سفید نشان میدهد.»
موسیو اضافه می کند : «این آقا میتواند به دوربین نگاه کند و 2 در 2 را بگوید که 4 تا نیست، 10 تا است. این را با اطمینان و با اعتماد به نفس هم میگوید و مردم را تحت تاثیر قرار میدهد.» [ببینید]
اما سخنان موسوی به همین جا ختم نمی شود. میر حسین دارد در همان قالب نخست وزیر امام قرار می گیرد. شجاع و با جسارت . صریح و بدون تعارف. -
احمدی نژاد این روزها با لشگر کشی ها و اتوبوس راه انداختن ها تلاش بی وقفه ای در پیروز نشان دادن خود در برابر رقیبش دارد. با توجه به امکانات نابرابری که رقیب دارد شاید توانایی پاتک هایی مشابه از سوی ستادهای حامی موسوی نباشد. مشابهش برنامه در مصلای تهران است که با وجود تعلق مصلا به ستاد نماز جمعه زیر نظر رهبری، امروز حامیان احمدی نزاد می توانند در برنامه حاضر شوند، اما مصلا اطلاعیه می دهد که حامیان موسوی امکان حضور در مصلا را ندارند. همه اینها در کنار مشکلات دیگری که پیشتر گفتم نشان از امکانات نابرابری دارد که در مقابلش باید تنها به هوشیاری مردم و قدرت محبتی دل بست که بر اذهان و دلها می نشیند و هرچه مکر و فریب است بدین طریق رنگ می بازد.
و مکرو و مکر الله والله خیر الماکرین
-
در مورد این گاف این خبر آرشیوی را هم بخوانید http://www.aftabnews.ir/vdciwza3.t1au52bcct.html
-
بعدش چه میشود؟ فرض کنیم آقای احمدینژاد با این تاکتیک و سایر امدادها پیروز شود. بعد آیا نباید رییس مجلس خبرگان و خاندانش و رییس بازرسی بیت و پسرش محاکمه شوند؟ بالاخره اگر فسادی هست نباید پیگیری شود؟
-
-
-
من هم مثل برخی دوستان همین خط استدلال را دنبال میکردم که یا موسوی دور اول رای میاورد و لذا رای ما به کروبی تاثیری روی نتیجه ندارد یا میروند دور دوم و رایی که دور اول میخواستیم به صورت استراتژیک به او بدهیم را دور دوم بهش میدهیم. [ولی] میخواهم نشان دهم که استدلال دوستان لزومن درست نیست و تغییر رای از کروبی به موسوی در دور اول میتواند تاثیر واقعی داشته باشد.
-
.این جملهای که میرحسین موسوی امشب گفت باید ثبت تاریخی شود.میرحسین گفت : « ما امروز با یک پدیده شگفتانگیزی در کشور روبهرو هستیم که توی دوربین و رو به شما مردم نگاه میکند و «سیاه» را «سفید» میگوید، توی دوربین نگاه میکند و میگوید دو دو تا نمیشود چهارتا ، میشود شش تا….میرحسین موسوی دست روی نقطه درستی گذاشته است و آن اصرار و ابرام در حد خودکشی برای ماندن در ساختار قدرت از سوی دولت نهم است.
-
دوستان، وقت تنگ است و باید با دروغ جنگید. نگرانی من از این است که کسانی که از اینترنت استفاده میکنند گمان کنند که همین افشا گریهای برای مقابله با دروغهایی که هر روز یکی بزرگتر از دیگری گفته میشود کافیست. باید به میان مردم کوچه و بازار رفت و صحبت کرد و افشا گری کرد. پیشنهاد میکنم که شما دانشجوها وقت بذارین (یک دو هفته ای را بیخیال درس و مشق شوید!) و این دو هفته صبحهای زود را بروید بازار (بازار بزرگ هر شهر بهتر است) و سر میدان تره بار فروشها و میوه فروشها، آنجا در ضمن یک خدا قوتی گفتن و کمی کمک در مثلا خالی کردن بار و یا کمی خرید سر گفتگو را با کسبه باز کنید. متقاعد کردن هر کسبه یعنی 5 تا رای از خانواده او هم. در مسیر هم که تاکسی و اتوبوس بهترین جا برای بحث انتخاباتی است. دخترهای شیک و پیک هم که از این کارها بلد نیستند بروند آرایشگاهها و مغازهها در میان زنهای خانه دار و متوسط جامعه سر صحبت را باز کنند. مهم اینست که نخواهید برای شخص بخصوصی مستقیم تبلیغ کنید که آن ممکن است فورا احساس منفی ایجاد کند. فعلا هدف فقط باید افشا گری دروغهایی باشد که این روزها خیلی راحت گفته میشود.
-
وضو گرفته و از مسئول مالی فدراسیون میپرسد:«امروز نماز جماعت نیست؟ پیشنماز نداریم؟» یکی جوابش را میدهد:«پیشنماز همراه لیدرها رفته کرهشمالی» واکنش رئیس مثل همیشه هست:«نه بابا؟! کی؟!» در همین لحظه کریمی به مهدویکیا پاس میدهد و موقعیتی خوب برای ایران بهدست میآید که هاشمیان به توپ نمیرسد، کفاشیان فریاد میزند:«آخ»
-
وقتی در برابر انتقادهای کروبی ، آقای رئیسجمهور میگوید ما کاری کردیم که امریکا امروز رفتارش با ما عوض شده و ما را به رسمیت میشناسد، خب جواب این وهم ایشان خیلی روشن است و آن اینکه این رفتار امریکا نیست که عوض شده ، بلکه این رویسجمهور امریکاست که عوض شده و مسلما روش بیان و مشی باراک اوباما با جرج بوش تفاوت اساسی دارد، همان طور که مشی کروبی با احمدینژاد در سیاست خارجی متفاوت خواهد بود و هست.پس اینجا امتیاز تازهای به نام آقای احمدینژاد ثبت نمیشود.
-
آنان که “عوض” شدنشان بعید است؛ “عوضی” شدنشان قطعی است!
-
تکنیک دروغ بزرگ ( Big Lie یا به آلمانی Große Lüge ) یکی از تکنیکهای شناخته شده جنگ روانی است. این تکنیک به صورت ساده این طور تعریف می شود: مردم دروغهای بزرگ را راحتتر از دروغهای معمولی باور می کنند چون هیچ کس نمی تواند تصور کند شخصی آن قدر وقیح باشد که تا این حد واقعیت را تحریف کرده و آشکارا دروغ بگوید.
این تکنیک اولین بار توسط آدولف هیتلر در کتاب نبرد من معرفی شد. برای توضیح بیشتر ترجمه بخشی از فصل دهم این کتاب را در اینجا نقل می کنم:
"در دروغ بزرگ همواره نیروی باورپذیری وجود دارد، زیرا توده های عظیم مردم همواره از طریق تاثیرهای ناخوداگاه بسیار راحتتر فریب می خورند تا اینکه بخواهیم انها را با استدلالهای غیرمنطقی گمراه کنیم. بنابر این مردم عادی به واسطه ذهن سادهای که دارند از طریق دروغ بزرگ راحتتر فریب می خورند تا دروغهای کوچک و معمولی چرا که مردم عادی خودشان اغلب برای موضوعات کوچک دروغهای کوچکی می گویند اما از اینکه دروغهای بزرگ و شاخدار بگویند شرم دارند.
-
محمود احمدی نژاد گفت: اگر فردی در مورد من و یا خانواده ام فساد مالی سراغ دارد ؛ بگوید.
"هر تخلفی از من یا خانوادهام دارید منتشر کنید."
من سوالی دارم در مورد خواهر زاده آقای احمدی نژاد،آقای "محسن قاسمی".
جناب قاسمی پیش از ریاست جمهوری دایی جان،حراست فیزیکی وزارت ارشاد بوده اند.(بخوانید،دربان).
ایشان در حال حاضر مدیر عامل "تعاونی مسکن کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" هستند.
طی چهار سال پیش ایشان حتی یک موتو سیکلت هم نداشته اما حالا مگان سوار می شود.
"شنیده ها" حاکی از آن است که ایشان تا کنون میلیون ها تومان پول را از کارکنان وزارت ارشاد دریافت کرده و وعده هایی را در مورد ساخت مسکن با حمایت دایی جان، به آنان داده است اما بسیاری از کارمندان هنوز در بی خبری مطلق به سر می برند.
-
-
-
صادق جم از من دعوت کرده است تا بنویسم که انتظار دارم رئیس جمهور آینده چه کارهایی را انجام ندهد، که من آنچه را به ذهنم میرسد فهرستوار مینویسم، انتظار دارم از رئیس جمهور آیندهی ایران این اعمال سر نزند: ۹- نفی وجود چیزی به نام ملت شریف ایران در دانشگاههای معتبر دنیا.
-
دختر خاله مادرم که خانه دار است، می گوید:" من به احمدی نژاد رای می دهم. هفته پیش ما را به رایگان بردند قم و جمکران. آنجا خانمی برایمان صحبت کرد و گفت مبادا به موسوی رای بدهید! این آقا ۱۵ سال خارج از کشور بوده(!!) حالا آمده و می خواهد رییس جمهور بشود!"
او وقتی می فهمد این حرف واقعیت ندارد انگشت به دهان می ماند.(۳)
در آرایشگاه، خانمی قسم می خورد که برادرش ۱۵۰ شناسنامه با خودش آورده که قرار است با آنها به احمدی نژاد رای داده شود. دوست دارم باور نکنم، اما یادم می آید از منبع معتبری شنیده بودم در بعضی پادگان ها شناسنامه سربازان را جمع کرده اند و قرار نیست تا بعد از انتخابات پس بدهند!
کافی است خودتان عبارت "شناسنامه پادگان انتخابات" را در گوگل سرچ کنید. -
بفرمایید!البته دکترشو جا انداختی اخوی / این دفعه مهندسشو جا انداختی برادر
-
1- نکتهی بسیار مهمی که از رفتارهای این روزهای احمدینژاد میتوان دریافت، آن است که رییس فعلی دولت به معنای واقعی زده است به سیم آخر. احمدینژاد به وضوح ترسیده است و رفتار و کلام عصبیاش در تلویزیون گواه آن است. گزارشهایی که از ریزش شدید رایاش در این روزها دریافت کرده، باعث شده او به هر کاری، حتی اقدامات انتحاری نیز دست بزند. من حتی بیشتر از اینها را نیز بعید نمیدانم. از قدیم گفتهاند: الغریق یتشبث بکل حشیش؛ غریق به هر خس و خاشاکی چنگ میزند!
-
زمانی است که دیگر جنگ، دفاع مقدس نیست آن هم برای کسانیکه تا دیروز اگر کسی درباره جنگ تحمیلی می نوشت آنچنان بر او می تاختند و آن را تصاحب می کردند و دیگران را انگ آمریکایی می زدند که بیا و ببین. زمانی است که جنگ که روزی عامل مشکلات آغازین انقلاب بود و دلسوزان را مانعی بود برای نقد ان دوره ادعا می شود تنها ۱۴ درصد بودجه را به خود اختصاص داده است. زمانی است که اوباما و ریاست جمهوری امریکا خوب می شود و حرفهایش نشاندهنده رفع تنش ها و اتهامات علیه ایر ان. زمانی است که معلم ارزشمند است، دانشجو حق دارد، قومیت ها عزیزند، مذاهب مختلف همه ایرانی اند، شهروندان ذی حقند، بر زنان ظلم می شود، جوانان بیکارند و صاحب حق، بازنشستگان عزیزند، هنرمندان صاحب کرامتند، روشنفکران نخبگان عزیز جامعه اند.
-
این دو نفر یعنی کفاشیان و شهنازی کاندیدای فدراسیون شدند که حداقل در گذشته اکثریت قریب به اتفاق روءسای آن از خانواده فوتبال بودند…. اما چون این رشته فراگیر است و طرفداران زیـادی در کـشـور دارد و افـتـخـارات قارهای آن در سطح خوبی است، لذا این دو نفر را بهصورت دستوری کاندیدا کردند تا یکی در آخرین لحظات به نفع دیگری کنار برود. باور کنید فیلم تماشا نمیکنید، قطعههایی از آنچه اتفاق افتاده است بازگو میشود.
-
محمود احمدینژاد دائماً دست روی وضع مالی معمولی خود و خانوادهاش میگذارد و به این بهانه به دیگران به جرم «فساد اقتصادی» حمله میکند. شخصاً فکر میکنم مدیری که از ۱۰۰ میلیارد تومان بودجهاش، یک میلیارد تومان را اختلاس کند (به جیب بزند) اما مابقی را درست مدیریت و خرج کند، صدها بار بهتر از مدیری است که ریالی به حساب خودش نمیریزد، اما بودجهاش را هم درست خرج نمیکند.
شاید بهترین مثال برای خوبی و بدی مدیران، مقایسه شهرداری تهران در دو دوره است. بسیاری به غلامحسین کرباسچی و مدیرانش اتهام اختلاس زدند و خود وی حتی به این دلیل به زندان افتاد؛ اما هنوز که هنوز است بسیاری اهالی تهران، از او به نیکی یاد میکنند و معتقدند تهران، فرهنگسراها و بسیاری بزرگراههایش را به او مدیون است.
-
رئیس جمهوری در نشست ویژه خبری جمعه شب خود آمارهای مختلفی درباره اقتصاد کشور طی چهار سال گذشته و مقایسه آن با دولتهای پیشین ارایه کرد. این در حالی است که قریب به اتفاق این آمار، با ارقام ارائه شده از سوی مراجع رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار همخوانی ندارد.
به نوشته «سرمایه»، این ارقام که در جدول یک آمده نشانگر آن است که باز هم اطرافیان وی آمارهای نادرست در اختیار وی قرار دادند. آمارهای ارائه شده از سوی محمود احمدی نژاد در جمعه شب، بیش از 10 مورد بود.
-
خیرهسری و وقاحت محمود احمدینژاد در گفتوگو و انکار واقعیّات و دروغپردازی به کنار، ناتوانی طرفهای روبهرو در گفتوگو با او بسیار باعث تأسّف است. چسبیدن به حواشی زندگی و اعمال افراد و فراموش کردن نکات اساسی، نشان میدهد که وقتی پس از سالها مونولوگ سیاسی، حالا که حاکمان میخواهند با هم گفتوگو کنند، از انجام آن عاجزند. از همه بدتر تیمهای مشورتی و کارشناسی نامزدهای ریاست جمهوری است که میتوان از آنان پرسید وقتی نمیتوانند نامزد خود را برای یک گفتگوی یک ساعت و نیمه تجهیز کنند، فردا چطور میخواهند برای کشور برنامهریزی کنند؟
-
چلچراغ این هفته، گفتوگوی کتبیِ بامزهای انجام داده با میرحسین موسوی. پانزده تا پرسش پنجتایی کرده و جوابهای میرحسین را هم با دستخط خودش چاپ کرده. از میان این پانزده پرسش، پنجتایش را به تناسبِ فضای خوابگرد، در اینجا میآورم:
-
شیر به گرگ گفت آهو را بگیر. گرگ آهو را گرفت آنگاه شیر آمد و گفت آهو را رها کن. پس آهو در انتخابات جنگل به شیر رای داد و شیر همچنان سلطان ماند..!
-
آقای محترمی داشت از آن طرف کوچه می آمد. دوید. تکه آشغال را از چنگ باد گرفت. آمد دوباره این طرف خیابان. انداختش توی سطل و در سطل را بست و محکم کرد که دوباره باز نشود. بعد هم راهش را ادامه داد و رفت.
*
مرد می توانست بگوید…. [ادامه را در خود وبلاگ بخوانید] -
این روزها رقبای میرحسین که دست خالی مانده اند به شدت بر بی برنامه بودن وی تأکید می کنند. البته این بخشی از استراتژی ستاد میرحسین بوده است که برنامه ها را زمانی ارائه کنند که فضای انتخاباتی شکل گرفته است و توجه ها به آن جلب می شود. آوردن همه برنامه های میرحسین در بخش های مختلف کار دشواری است و در اینجا امکان پذیر نیست. فقط برای اثبات برنامه محور بودن میرحسین و تیم اجرایی وی، و اثبات کذب بودن ادعای رقیبان او، لینک مربوط به برخی برنامه های اعلام شده از سوی میرحسین را در زیر مشاهده می کنید. منصفان می توانند درباره این که کدام کاندیدای انتخابات در ایران تاکنون این مقدار برنامه قبل از انتخابات ارائه کرده است داوری کنند.
-
امشب، بعد از چهار سال، سرانجام یک نفر به محمود احمدینژاد گفت: ساکت.
امشب، بعد از چهار سال، سرانجام احمدینژاد مجبور شد همزمان به «قانون و اخلاق» تن بدهد و سکوت کند.
اما، دیگر برای احمدینژاد خیلی دیر شده بود…
دیگر خیلی دیر شده است… -
احمدی نژاد در زمانی کمتر از 45 دقیقه در مناظره با میر حسین موسوی به نکاتی اشاره کرد که در روزها بعد محل مناقشه شد:
-
آقای محمود احمدینژاد لقمهای بود که آقای بشارتی وزیر کشور آقای اکبر هاشمی رفسنجانی در سفره این کشور به عنوان استاندار استان تازه تاسیس اردبیل گذاشت!
وقتی آقای محمود احمدینژاد داشت از دولتهای قبلی و بخصوص تیم کاری و افراد زیر دست آقای هاشمی انتقاد (که چه عرض کنم دادرسی و اعلام جرم عبارت بهتری است) میکرد. کاش ازش میپرسید که شما چطور وارد چرخه سیاست این کشور شدید؟
آیا استاندار بودن یک مقام انتخابی با آراء است که بگوییم که شما را «ملت» انتخاب کردهبود و شما در تیم آقای هاشمی نبودید؟ -
ساعت 10.20 شب چهارشنبه 13 خرداد؛ محمود احمدی نژاد هنوز داخل اتاق گریم است. رحیم مشایی آخرین فردی است که وارد ساختمان سیما، طبقه اول می شود. رو به روی در استودیو شماره 11 می پرسد حاج آقا کجاست؟ و وقتی متوجه شد هنوز داخل اتاق گریم است با عصبانیت گفت چرا اینقدر دیر به اتاق گریم رفتند؟ بلافاصله وارد اتاق گریم شد تا حلقه اول نزدیکان احمدی نژاد داخل اتاق گریم کامل شود.
مجتبی ثمره هاشمی، مسعود زریبافان، مهدی کلهر، علی اکبر جوانفکر، محمد جواد شمقدری، مسعود میرکاظمی، داوود احمدی نژاد و پسر رئیس جمهور تا دقایق آخر در اتاق گریم کنار احمدی نژاد ماندند تا پیش از آغاز مناظره با میرحسین موسوی آخرین سفارش ها را کنند و به رئیس دولت نهم روحیه بدهند.
حدود ساعت 10.27 تیم همراه از اتاق گریم بیرون آمدند. البته احمدی نژاد از محرابیان و جوانفکر خواسته بود همراه او داخل استودیو بروند. پسر احمدی نژاد هم سفارش های آخر را به مشایی کرد و با جمله «مراقب پدر باشید» ساختمان سیما را ترک کرد.
-
-
-
آیتالله یزدی: «انجام این کار [تشکیل کمیتهی صیانت از آراء]، خلاف شرع و قانون و در حقیقت یک خلاف عقل است».*
به نظر شما اگر از بقیهی چیزها در این عبارت صرفنظر کنیم، منظور این حضرت آیتالله از «عقل» در این جمله جیست؟
-
-
-
مطلبی مفید با مثالهای ملموس در مورد حریم خصوصی: «عجیب ترین قسمت ولی آن قسمتی بود که احمدی نژاد پرونده خانم موسوی ( با عکس) را در دست گرفته بود و آن را به موسوی و مردم نشان می داد. این اقدام احمدی نژاد سوالات زیادی را برمی انگیزد. از جمله اینکه: مرز حریم خصوصی مردم در ایران کجاست؟ آیا یک رئیس جمهور یا شخصی دیگر می تواند برای مقاصد سیاسی به پرونده اشخاص در استخدام دولت دسترسی داشته باشد یا نه؟ آیا یک شخص (مخصوصا فرد دولتی) می تواند بدون محکومیت افراد در دادگاه آنها را متهم به مثلا فساد کند یا نه؟ حقوق افرادی که به حریم خصوصی آنها بدین گونه تعرض شده است چیست؟ آیا دسترسی به پرونده کسانی که در استخدام دولتند باید عمومی باشد؟…
برای اینکه مسئله روشن تر شود چند نمونه از مسائل مربوط به حریم خصوصی در امریکا را مثال می زنم.» -
فرض کنید طرفداران یک نامزدی دست به تخلفی از جنس تبلیغ در داخل حوزه بکنند. دو حالت داریم. یا این تخلف اثر خیلی بزرگی روی رای صندوق دارد که در این حالت صندوق باطل میشود و یا اینکه اثر جزیی دارد که ممکن است منجر به ابطال نشود. حال سناریوی زیر را در نظر بگیرید: طرفداران نامزد الف میدانند که در صندوق منطقه ایکس نامزد آنها رای بسیار کم و نامزد رقیب رای خیلی زیادی دارد. آنها به آن حوزه رفته و شروع به تخلف میکنند. به دو حالت قبل برگردیم. یا تخلف آنها سنگین بوده و صندوق باطل میشود. یا نبوده و فقط مقداری به رای نامزد آنها اضافه شده است. در حالتی که صندوق ابطال شود رای نامزد الف میسوزد ولی رای نامزد رقیب که در آن صندوق بسیار بالا بوده هم میسوزد. در هر صورت نامزد الف از این استراتژی سود میبرد و فاصلهاش را با رقیب کم میکند.
-
این نامه ی وارده را جناب Nightmare فرستاده است. بعید است اهل شبکه های اجتماعی باشید و با این نام آشنا نباشید. حضور دو کاندیدای نسبتا اصلاح طلب و معتقد به حقوق انسان در انتخابات اخیر به ما فرصت داد تا لذت گفتگو از نوعی دیگر را تجربه کنیم. این بار حریف بیگانه نبود. هردو به ارزشهای کمابیش یکسانی معتقد بودیم و با زبان مشترکی سخن می گفتیم.حالا فرصت داشتیم یاد بگیریم چگونه حریف را با محک اعتقاداتمان بیازماییم. وسواس به خرج دادیم، گذشته شان را زیر و رو کردیم. ما به سیاستمداران یاد دادیم که حتی محبوبترین شما هم نمی تواند خواست خود را به ما تحمیل کند. گریزان ترینشان را به دنیای مجازی آوردیم و وادار نمودیم تا به سوالات ما پاسخ دهند. به آنها یاد دادیم که رای مان را بی قید و شرط در اختیارشان نخواهیم گذاشت. مقهور نامشان نشدیم و تازیانه وار نقدشان نمودیم. نتیجه هر چه باشد و هر کدام پیروز شوند یا حتی اگر پیروز هم نشوند، ما پیروز این انتخابات هستیم. ما یاد گرفتیم با هم برسر آرمانهای مشترک گفتگو کنیم، به سیاستمداران استبداد زده و مغرور آموختیم که رای ما ارزان نیست. فرصت مبارکی است، قدرش را بدانیم
-
ن دلم می خواست اقای موسوی انقدر بیش از حد نجیب نبود و از معجزه هزاره سوم می پرسید اگر همه سران مملکت فاسدند پس حضرتعالی و آن دستگاه عریض و طویل اطلاعات تان که چوب توی آستین هر مخالفی اعم از دانشجو و روشن فکر کرده چرا سراغ این مفسدین اقتصادی نرفته اید؟کاش میرحسین به ایشان یاداوری می کرد ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی منصوبین رهبر جمهوری اسلامی در مجمع تشخیص مصلحت نظامند.آیا آقای خامنه ای یک مشت غارتگر بیت المال را به عنوان رییس و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب کرده است؟ناطق نوری رییس بازرسی دفتر رهبری است.آیا آقای خامنه ای یک مفسد مالی را به عنوان رییس بازرسی دفتر خود منسوب کرده است؟باند حامی آقای احمدی نژاد و خود ایشان چنان مشتاق حفظ قدرتند که حرمت رهبر جمهوری اسلامی را نیز نگاه نمی دارند.این حرف ها بوی خون می دهد.آیا برنامه ای برای کودتا در کشور وجود دارد؟
-
اگر فیلمنامه نویس بودید، شما این صحنه و این دیالوگ را در فیلمتان، به چه نوع شخصیتی می دادید؟ به نظر شما این آدم بارها قبلا با این ادبیات جای دیگری حرف نزده که حالا یکهو از دستش در می رود و خودش می شود؟این ادبیات عجیبی برای یک رئیس جمهور نیست؟
-
-
-
دکتر زهرا رهنورد با استقبال از بررسی پرونده تحصیلی وی تاکید کرد که هتاکی و پرونده سازی با اخلاق اسلامی سازگار نیست.
به گزارش قلمنیوز، این استاد دانشگاه، روندهای غیراخلاقی در فصل انتخابات بروز پیدا میکند که رویه شدن آن یک خطر جدی است، به آنان که در مدرک تحصیلی بنده تشکیک میکنند تذکر میدهم لااقل اطلاعات خود را تکمیل کنند.
رهنورد در پاسخ به سوال یک دانشجوی اصولگرا که از روی نوشته روزنامه ایران تهمت به رهنورد را میخواند، در جمع پرشور دانشجویان دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد تهران شمال پاسخ داد: در چند روز اخیر برخی شبهات پیرامون مدرک تحصیلی بنده مطرح شده که نشان از تنگ آمدن برخی و دستاویز شدن به اقدامات مجعول و شائبه برانگیز میدهد.
رهنورد گفت: برای من جای این سوال باقیست که کسانی که به خود اجازه افترا میدهند، آیا از سوابق مبارزاتی من خبر دارند؟ اولین آثار قرآن پژوهی من در سال 52 تا 54 منتشر شد و برخی کتابهای من به زندان طی یک هفته منتشر گردید. وقتی که انقلاب شد، 10 جلد از مکتوبات من منتشر شد؛ 30 جلد کتاب تدوین کرده و 10 جلد از آن به زبانهای زنده دنیا ارائه شد.
-
مناظره مسلخی است برای احمدینژاد. نباید ایراد گرفت که گفتوگوی کروبی و رضایی چرا سرد بود، چون دلیلی برای جدل نبود و مناظره دربارهی کسی اوج میگیرد که الآن و در موقعیّت فعلی دارای قدرت اجرایی باشد و کاری کرده باشد، پس پیشنهاد محسن رضایی در حقیقت حمله به احمدینژاد بود و گرمترین شبها هم شبهایی است که احمدینژاد یکطرف آن باشد. موسوی، کروبی و رضایی- به ترتیب- با سلاحهای عقلانیّت، زبانآوری و اقتدار با او روبهرو میشوند. دو نامزد دیگر را بعد مینویسم ولی موسوی بختیار بود که اگر احمدینژاد دو گل به او زد، ولی از سر نادانی دو گل به خود هم زد و گرنه رسماً بازندهی مناظره میبود.
-
به گزارش ثانیه نیوز ، زنی که در مستند تبلیغاتی آقای مهندس میر حسین موسوی که در اتوبوس اشک می ریزد خانم صدیقه باصری فرزند غلامحسین متولد 1335 است که در سال 1382 نام فامیل خود را از «حسنی نفتی» به باصری تغییر داده است.
خانم باصری که از علاقمندان به رشته بازیگری و تئاتر است در میان اقوام و آشنایان به نام منیژه شناخته می شود و در محافل هنری و تئاتر در ابتدای انقلاب ، متأثر از فضای مذهبی آن روزها و به جهت شناخته نشدن در آشنایان به جهت مخالفت ها با بازیگری خانمها خود را به جای « حسنی نفتی » « حسینیان » معرفی کرده است.
وی که در نمایش بامها زیر بامها به همراه لادن نیکنام هنرمند نام آشنای آن خطه بازی کرده است ، به نام هنری منیژه حسینیان در محافل هنری شناخته می شود.
خانم مرمر فیروزپوربندی عضو دوره دوم شورای شهر بابل و مسئول ستاد بانوان مهندس موسوی در شهر بابل در اثنای تهیه فیلم تبلیغاتی وی را به قربانپور دستیار آقای مجیدی معرفی می کند.
گفتنی است قربانپورکه خود نیز اهل بابل است در دوران اصلاحات جشنواره مستند فیلم کوتاه وارش را اداره می کرده که در دولت نهم به این همکاری پایان داده شده است.
-
حکایت شریعتی را به قلم خودش از جلد هفتم مجموعه آثارش بخوانید:
« در یک تاکسی نشستم و گفتم حسینیّهی ارشاد. مؤمنی که مسافر قبل بود و ضدّ حسینیّهی ارشاد، فرصت را برای هدایت من از دست نداد و وقتی دید که برّهوار و اهل گوش میدهم، افزود که:« نمیدانی آقا، از زمان شاه فقید این مرد مخالفخوانی میکرد. پدرم با او رفیق جون جونی بود و میگفت سوادی ندارد. با هم از بچّگی توی سنگلج همبازی بودند و تا وقتی پدر پدرم مرد هرشب بعد از قرآن و روضه مینشستند دو نفری به پاسور کردن. همین حسینیّه را که بیست سی سال پیش ساخت، پدرم به او کمک کرد ولی وقتی دید که بهاییها از آمریکا برایش پول فرستادند، خودش را کنار کشید. آقاجان شما جوان و سادهاید؛ بروید اوّل او را بشناسید بعد پای صحبتش بنشینید. مرحوم پدرم پنجاه سال پیش رفیق گرمابه و گلستان همین« شیخ علی شریعتی» بود. خودم هم از وقتی چشم باز کردم هممحلّه و هممدرسهی پسرش بودم. او رفت طلبه شد و بعد هم دکتر معقول و منقول و من هم رفتم بازار. الحمدلله، خدا هم دنیا را داد و هم آخرت را. ای… بخور و نمیری میرساند به خود ما و به وسیلهی ما به دویست سیصد بندهخدای دیگر -
شاید یک هنرپیشه با خلوص نیت به علت مشکلات پشت رل نشسته است و شاید بر عکس از یک فرد معمولی ناشناس خواسته شده است این نقش را بازی کند. پس ادعای شناسایی این فرد، چیزی را ثابت نمیکند، اما نکته در کجاست؟
1 ـ تاکنون در یک اتوموبیل با پنجرههای باز نشستهاید؟
-
خبرگزاری فارس امروز خبری عجیب با این تیتر منتشر کرد:"
یک منبع آگاه اعلام کرد:
انتشار عکس خصوصی افراد خلاف شرع و اخلاق است"این در حالی است که خلاف شرع بودن انتشار عکس خصوصی امری مشخص است و نیاز به منبع آگاه ندارد.
به نظر می رسد یا رسانه مذکور از انجام این اقدام توسط برخی حامیان افراطی و خودسر دکتر احمدی نژاد مطلع شده و تلاش می کند با این خبر آن را به گردن دیگران اندازد و یا با این خبر قصد دارد نامزد پیروز را تهدید به انتشار تصاویر خصوصی همسرش کند.
-
محمدتقىمهدیخانى، مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت تاکسى بیسیم تهران در گفت وگو با جوان ضمن اعلام خبر فوق گفت: چندى پیش از جانب ستاد آقاى موسوى پیشنهاد ۵۰۰ میلیون تومانى براى انجام تبلیغات میدانى بر روى ۱۳ هزار تاکسى تحت پوشش این شرکت داده شد.
وى افزود: تیم تبلیغاتى ستاد مذکور خواستار بستن پارچه سبز به آنتن تاکسى ها و چسباندن عکس کاندیداى آنها بر روى شیشه ماشین ها بودند.
-
سأله اقامه نماز بر پیکر آیت الله العظمی بروجردی – که در دوره معاصر دارای جایگاه منحصر به فردی بود و در میان فقهای نیم قرن اخیر هرگز کسی به رتبه اجتماعی و نفوذ دینی وی نرسید – با اقامه نماز از سوی یکی از فرزندان وی حل شد و هیچ کدام از مراجع مهمی که جانشین مرحوم بروجردی شدند (حضرات آیات عظام خمینی، شریعتمداری، گلپایگانی، خوانساری و مرعشی نجفی) در این امر مشارکت داده نشدند.
با این حال پس از اقامه نماز بر پیکر آیت الله العظمی بهجت از سوی آیت الله جوادی آملی، این ابهام در ذهن بسیاری از طلاب و مردم قم شکل گرفت که چرا بر خلاف سنت متداول چند ساله اخیر، هیچ یک از مراجع بزرگ قم (به ویژه حضرات آیات وحید خراسانی و شبیری زنجانی) بر پیکر این فقیه عارف نماز نگذاردند؟ از همان روز شایعاتی در قم منتشر شد که آیت الله بهجت وصایای ویژه ای درباره آیت الله حاج علی صافی گلپایگانی داشته
-
۴. «آقای فلانی» پسر همین امامجمعهی گناهیاب و فسادشناس مذکور است.
-
تابستان 1380 فائزه هاشمی رئیس مسابقات زنان کشورهای اسلامی به هر دری زد که بتواند دختر چهارده سالهای راکه در سنت اتین زندگی میکرد به تهران بیاورد تا در مسابقات تنیس برای تیم ملی ایران بازی کند. هاشمی پنج بلیت رفت و برگشت برای آن دختر فرستاد و حتی در یکی از بهترین هتلهای تهران یک سوئیت پنج نفره رزرو کرد تا آن دختر همراه خانوادهاش بدون مشکل به ایران بیاید.
دختر با وجود این که ده سال از رقیبانش کوچکتر بود، به راحتی توانست مقام قهرمانی تنیس زنان کشورهای اسلامی را مال خود کند. پس از آن قهرمانی، خانوادة پنج نفره رضایی به سنت اتین برگشتند تا چهار سال بعد برای دومین مرتبه، قهرمان تنیس مسابقات ورزشی زنان کشورهای اسلامی شود.
-
-
-
به نظر من رویکرد موسوی در مستند تلویزیونی، همچنین در نطق انتخاباتی اولش، تاثیرگذاشتن روی مردم عادی و بهخصوص طبقات فرودست جامعه بوده است. در واقع این فیلم به هیچ وجه قرار نبوده روی من و شمایی که ادعای روشنفکری داریم، کتاب میخوانیم، روزنامه میخوانیم و به اینترنت دسترسی داریم، اثر بگذارد، بلکه اقشار کمتر آگاه جامعه و صد البته اصولگراهای مرددی که در ذهنشان دارند بررسی میکنند از بین موسوی و احمدی نژاد کدام را انتخاب کنند را هدف قرار داده بود. اگر از این منظر به این فیلم نگاه کنیم فیلم به نظرم موفق و حتی هوشمندانه بوده است!
-
چندی پیش یکی از برادران اهل سنت مقیم هلند از من درباره سخنان جنجالی و توهین آمیز روحانی جوانی به نام مهدی دانشمند پرسیده بود. با عرض پوزش از این برادر عزیز به خاطر تأخیر در پاسخ، باید بگویم که فجایع خونبار اخیر زاهدان می تواند نمونه ای از نتایج طبیعی تندروی منبری های کم سوادی مثل این جناب باشد که سال هاست سطحی ترین و سست ترین مفاهیم را به نام اصول دین به مردم تحویل می دهند. همانطور که در دو هفته گذشته و پس از رحلت آیت الله العظمی بهجت، شاهد سخنان سخیف و نسنجیده روحانیون مثل ابوترابی نایب رییس مجلس و کاظم صدیقی در مجالس ترحیم این مرجع بزرگ بودیم و متأسفانه کسی هم جرأت مقابله عملی را نداشته و ظاهراً نخواهد داشت!
-
-
-
آمارهایی در مورد فیلم انتخاباتی میرحسین: به کار بردن واژه ی«اصلاحات»: ۰ بار / به کار بردن واژه ی «جامعه ی مدنی»: ۰ بار / به کار بردن واژه ی «آزادی»: ۱ بار / نمایش تصویر خاتمی: ۰/۵ ثانیه / نمایش تصویر خامنه ای: ۴ دقیقه / صحبتهای زهرا رهنورد: ۰ ثانیه / صحبت از تیم اجرایی، حامیان، احزاب: ۰ / ثانیه صحبت از برنامه های اجرایی: ۰ ثانیه / جمله ی کلیدی: ایران یعنی اسلام / تم های کلیدی: رنگ سبز، نوستالژی زمان نخست وزیری، دیدارهای احمدی نژادی
-
- عماد بهاور
- ملاباشی در بی بی سی فارسی
- تلاش برای برابری حق خواهی و بیبندوباری اخلاقی ؟
- توهین به مردم آذربایجان و شعور آذری زبانان
- خط میکشم رو دیوار… ۲۰۰
- راهنمای جامع رسانههای ایران
- نوید مجاهد
- فراخوان کمک به جریان آزاد اطلاع رسانی
- خط میکشم رو دیوار… ۱۰۰
- گلایههای یک همسر شهید انقلاب ۵۷: «بگیرین من رو بکشین» / «ما در» ۹۹/۹/۹





