-
حذفیات به لحاظ مفهومی بخشی اساسی از سخنرانی بود. الزامات شورا آن چنان سخت گیرانه و غیر منطقی و سلیقه ای بود که امکان هیچ توجیهی را باقی نمی گذاشت. تصور ابتدایی آن بود که جدی نمی گویند. از نظر من که سال ها در ایسنا مراقب چارچوب های خبری بودم، حتی یک کلمه در سخنرانی مهندس یافت نمی شد که در سخت ترین شرایط رسانه ای امکان سانسور داشته باشد. سخنرانی او فوق العاده مبتنی بر اصول و به دور از هر گونه حرف و حدیث و حاشیه بود.
دقایقی بعد متوجه شدیم که این تصمیم شوراست و بر مبنای آن، چیزی از سخنرانی جز شیری بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند! آن ها می خواستند که جمله ی ساده ای چون "من این سال ها محدودیت تصویر داشتم" و حتی خاطره ای از امام و چند مطلب مهم دیگرحذف شود.
مهندس با صبوری به حرف هایشان گوش داد. یکی دو پرسش کرد و سپس برخاست و آرام، با متانت و قاطع گفت: "ظاهراً مرا نمی شناسید. شرایط شما پذیرفتنی نیست. به دوستانتان بگوئید رویکرد خود را اصلاح کنند"
-
احمدی نژاد دیروز در جمع حامیان خود در تهران گفت: «مهمترین دستاورد این دولت در این چند سال بازیابی اعتماد به نفس ملت و خودباوری ملت ایران است. به فضل الهی بالاترین درجه اعتماد به نفس اکنون در بین ملت ما وجود دارد.»
آرای آقای احمدی نژاد! احتمالن اعتماد به نفس از نظر شما یعنی افزایش فحشا و تن فروشی، یعنی کارگری از شرم خانواده اش از سر بی پولی خودش را در کارخانه ی ورشکست شده حلق آویز کند!
اعتماد به نفس یعنی پدری دختر خود را برای یک میلیون تومان به هفت کارگر افغانی بفروشد. اعتماد به نفس یعنی 46 درصد تن فروشان تهران زنان شوهر دارند.
اعتماد به نفس در دولت شما یعنی دکتر زهرا بنی یعقوب را در اداره امر به معروف و نهی از منکر همدان حلق آویز کنند و آب از آب تکان نخورد، یعنی اکبر محمدی ، ولی الله فیض مهدوی و در امیدرضا میرصیافی در اوین کشته شوند صدایی از کسی شنیده نشود.
نیم خط وحید
انعکاس مطالب خواندنی روز





