-
صادق جم از من دعوت کرده است تا بنویسم که انتظار دارم رئیس جمهور آینده چه کارهایی را انجام ندهد، که من آنچه را به ذهنم میرسد فهرستوار مینویسم، انتظار دارم از رئیس جمهور آیندهی ایران این اعمال سر نزند: ۹- نفی وجود چیزی به نام ملت شریف ایران در دانشگاههای معتبر دنیا.
-
دختر خاله مادرم که خانه دار است، می گوید:" من به احمدی نژاد رای می دهم. هفته پیش ما را به رایگان بردند قم و جمکران. آنجا خانمی برایمان صحبت کرد و گفت مبادا به موسوی رای بدهید! این آقا ۱۵ سال خارج از کشور بوده(!!) حالا آمده و می خواهد رییس جمهور بشود!"
او وقتی می فهمد این حرف واقعیت ندارد انگشت به دهان می ماند.(۳)
در آرایشگاه، خانمی قسم می خورد که برادرش ۱۵۰ شناسنامه با خودش آورده که قرار است با آنها به احمدی نژاد رای داده شود. دوست دارم باور نکنم، اما یادم می آید از منبع معتبری شنیده بودم در بعضی پادگان ها شناسنامه سربازان را جمع کرده اند و قرار نیست تا بعد از انتخابات پس بدهند!
کافی است خودتان عبارت "شناسنامه پادگان انتخابات" را در گوگل سرچ کنید. -
بفرمایید!البته دکترشو جا انداختی اخوی / این دفعه مهندسشو جا انداختی برادر
-
1- نکتهی بسیار مهمی که از رفتارهای این روزهای احمدینژاد میتوان دریافت، آن است که رییس فعلی دولت به معنای واقعی زده است به سیم آخر. احمدینژاد به وضوح ترسیده است و رفتار و کلام عصبیاش در تلویزیون گواه آن است. گزارشهایی که از ریزش شدید رایاش در این روزها دریافت کرده، باعث شده او به هر کاری، حتی اقدامات انتحاری نیز دست بزند. من حتی بیشتر از اینها را نیز بعید نمیدانم. از قدیم گفتهاند: الغریق یتشبث بکل حشیش؛ غریق به هر خس و خاشاکی چنگ میزند!
-
زمانی است که دیگر جنگ، دفاع مقدس نیست آن هم برای کسانیکه تا دیروز اگر کسی درباره جنگ تحمیلی می نوشت آنچنان بر او می تاختند و آن را تصاحب می کردند و دیگران را انگ آمریکایی می زدند که بیا و ببین. زمانی است که جنگ که روزی عامل مشکلات آغازین انقلاب بود و دلسوزان را مانعی بود برای نقد ان دوره ادعا می شود تنها ۱۴ درصد بودجه را به خود اختصاص داده است. زمانی است که اوباما و ریاست جمهوری امریکا خوب می شود و حرفهایش نشاندهنده رفع تنش ها و اتهامات علیه ایر ان. زمانی است که معلم ارزشمند است، دانشجو حق دارد، قومیت ها عزیزند، مذاهب مختلف همه ایرانی اند، شهروندان ذی حقند، بر زنان ظلم می شود، جوانان بیکارند و صاحب حق، بازنشستگان عزیزند، هنرمندان صاحب کرامتند، روشنفکران نخبگان عزیز جامعه اند.
-
این دو نفر یعنی کفاشیان و شهنازی کاندیدای فدراسیون شدند که حداقل در گذشته اکثریت قریب به اتفاق روءسای آن از خانواده فوتبال بودند…. اما چون این رشته فراگیر است و طرفداران زیـادی در کـشـور دارد و افـتـخـارات قارهای آن در سطح خوبی است، لذا این دو نفر را بهصورت دستوری کاندیدا کردند تا یکی در آخرین لحظات به نفع دیگری کنار برود. باور کنید فیلم تماشا نمیکنید، قطعههایی از آنچه اتفاق افتاده است بازگو میشود.
-
محمود احمدینژاد دائماً دست روی وضع مالی معمولی خود و خانوادهاش میگذارد و به این بهانه به دیگران به جرم «فساد اقتصادی» حمله میکند. شخصاً فکر میکنم مدیری که از ۱۰۰ میلیارد تومان بودجهاش، یک میلیارد تومان را اختلاس کند (به جیب بزند) اما مابقی را درست مدیریت و خرج کند، صدها بار بهتر از مدیری است که ریالی به حساب خودش نمیریزد، اما بودجهاش را هم درست خرج نمیکند.
شاید بهترین مثال برای خوبی و بدی مدیران، مقایسه شهرداری تهران در دو دوره است. بسیاری به غلامحسین کرباسچی و مدیرانش اتهام اختلاس زدند و خود وی حتی به این دلیل به زندان افتاد؛ اما هنوز که هنوز است بسیاری اهالی تهران، از او به نیکی یاد میکنند و معتقدند تهران، فرهنگسراها و بسیاری بزرگراههایش را به او مدیون است.
-
رئیس جمهوری در نشست ویژه خبری جمعه شب خود آمارهای مختلفی درباره اقتصاد کشور طی چهار سال گذشته و مقایسه آن با دولتهای پیشین ارایه کرد. این در حالی است که قریب به اتفاق این آمار، با ارقام ارائه شده از سوی مراجع رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار همخوانی ندارد.
به نوشته «سرمایه»، این ارقام که در جدول یک آمده نشانگر آن است که باز هم اطرافیان وی آمارهای نادرست در اختیار وی قرار دادند. آمارهای ارائه شده از سوی محمود احمدی نژاد در جمعه شب، بیش از 10 مورد بود.
-
خیرهسری و وقاحت محمود احمدینژاد در گفتوگو و انکار واقعیّات و دروغپردازی به کنار، ناتوانی طرفهای روبهرو در گفتوگو با او بسیار باعث تأسّف است. چسبیدن به حواشی زندگی و اعمال افراد و فراموش کردن نکات اساسی، نشان میدهد که وقتی پس از سالها مونولوگ سیاسی، حالا که حاکمان میخواهند با هم گفتوگو کنند، از انجام آن عاجزند. از همه بدتر تیمهای مشورتی و کارشناسی نامزدهای ریاست جمهوری است که میتوان از آنان پرسید وقتی نمیتوانند نامزد خود را برای یک گفتگوی یک ساعت و نیمه تجهیز کنند، فردا چطور میخواهند برای کشور برنامهریزی کنند؟
-
چلچراغ این هفته، گفتوگوی کتبیِ بامزهای انجام داده با میرحسین موسوی. پانزده تا پرسش پنجتایی کرده و جوابهای میرحسین را هم با دستخط خودش چاپ کرده. از میان این پانزده پرسش، پنجتایش را به تناسبِ فضای خوابگرد، در اینجا میآورم:
-
شیر به گرگ گفت آهو را بگیر. گرگ آهو را گرفت آنگاه شیر آمد و گفت آهو را رها کن. پس آهو در انتخابات جنگل به شیر رای داد و شیر همچنان سلطان ماند..!
-
آقای محترمی داشت از آن طرف کوچه می آمد. دوید. تکه آشغال را از چنگ باد گرفت. آمد دوباره این طرف خیابان. انداختش توی سطل و در سطل را بست و محکم کرد که دوباره باز نشود. بعد هم راهش را ادامه داد و رفت.
*
مرد می توانست بگوید…. [ادامه را در خود وبلاگ بخوانید] -
این روزها رقبای میرحسین که دست خالی مانده اند به شدت بر بی برنامه بودن وی تأکید می کنند. البته این بخشی از استراتژی ستاد میرحسین بوده است که برنامه ها را زمانی ارائه کنند که فضای انتخاباتی شکل گرفته است و توجه ها به آن جلب می شود. آوردن همه برنامه های میرحسین در بخش های مختلف کار دشواری است و در اینجا امکان پذیر نیست. فقط برای اثبات برنامه محور بودن میرحسین و تیم اجرایی وی، و اثبات کذب بودن ادعای رقیبان او، لینک مربوط به برخی برنامه های اعلام شده از سوی میرحسین را در زیر مشاهده می کنید. منصفان می توانند درباره این که کدام کاندیدای انتخابات در ایران تاکنون این مقدار برنامه قبل از انتخابات ارائه کرده است داوری کنند.
-
امشب، بعد از چهار سال، سرانجام یک نفر به محمود احمدینژاد گفت: ساکت.
امشب، بعد از چهار سال، سرانجام احمدینژاد مجبور شد همزمان به «قانون و اخلاق» تن بدهد و سکوت کند.
اما، دیگر برای احمدینژاد خیلی دیر شده بود…
دیگر خیلی دیر شده است… -
احمدی نژاد در زمانی کمتر از 45 دقیقه در مناظره با میر حسین موسوی به نکاتی اشاره کرد که در روزها بعد محل مناقشه شد:
-
آقای محمود احمدینژاد لقمهای بود که آقای بشارتی وزیر کشور آقای اکبر هاشمی رفسنجانی در سفره این کشور به عنوان استاندار استان تازه تاسیس اردبیل گذاشت!
وقتی آقای محمود احمدینژاد داشت از دولتهای قبلی و بخصوص تیم کاری و افراد زیر دست آقای هاشمی انتقاد (که چه عرض کنم دادرسی و اعلام جرم عبارت بهتری است) میکرد. کاش ازش میپرسید که شما چطور وارد چرخه سیاست این کشور شدید؟
آیا استاندار بودن یک مقام انتخابی با آراء است که بگوییم که شما را «ملت» انتخاب کردهبود و شما در تیم آقای هاشمی نبودید؟ -
ساعت 10.20 شب چهارشنبه 13 خرداد؛ محمود احمدی نژاد هنوز داخل اتاق گریم است. رحیم مشایی آخرین فردی است که وارد ساختمان سیما، طبقه اول می شود. رو به روی در استودیو شماره 11 می پرسد حاج آقا کجاست؟ و وقتی متوجه شد هنوز داخل اتاق گریم است با عصبانیت گفت چرا اینقدر دیر به اتاق گریم رفتند؟ بلافاصله وارد اتاق گریم شد تا حلقه اول نزدیکان احمدی نژاد داخل اتاق گریم کامل شود.
مجتبی ثمره هاشمی، مسعود زریبافان، مهدی کلهر، علی اکبر جوانفکر، محمد جواد شمقدری، مسعود میرکاظمی، داوود احمدی نژاد و پسر رئیس جمهور تا دقایق آخر در اتاق گریم کنار احمدی نژاد ماندند تا پیش از آغاز مناظره با میرحسین موسوی آخرین سفارش ها را کنند و به رئیس دولت نهم روحیه بدهند.
حدود ساعت 10.27 تیم همراه از اتاق گریم بیرون آمدند. البته احمدی نژاد از محرابیان و جوانفکر خواسته بود همراه او داخل استودیو بروند. پسر احمدی نژاد هم سفارش های آخر را به مشایی کرد و با جمله «مراقب پدر باشید» ساختمان سیما را ترک کرد.
نیم خط وحید
انعکاس مطالب خواندنی روز





