-
چه خبرتان است؟ چنان از خشونت جنبش سبز حرف می زنید که انگار ملت گردان های نظامی تشکیل داده اند و با نظامیان گوگولی مگولی در گیر شده اند.
-
چیزی که امثال بهنود انگار نمیخواهند درک کنند اینست که جنبش سبز تایید رفتار ۱۲ ساله اصلاح طلبان حکومتی که حداکثر مردم را وسیله فشار از پایین برای چانه زنی از بالای خود میدانستند نیست، بلکه اعلام شکست تاکتیک های آنهاست. شکست اصلاح طلبی و صلح طلبی نیست،بلکه شکست اصلاح طالبان حکومتی است که ۱۲ سال به صندوق رای چسبیدند و دانشجویان را در کوی تنها گذشتند و فقط و فقط با تظاهرات ۳ میلیونی مردم در ۲۵ خرداد از خواب بلند شدند (بپرسید از آقایانی که باید به خاتمی التماس میکردند در آنروز تا به خیابان آزادی بیاید)
-
در روزهای پیش از عاشورا هم ما سنگ انداختن داشتیم؛ آتش زدن هم داشتیم، برادرانمان را هم پیش رویمان کشتند؛ در روزهای پیش از عاشورا هم شاید کسانی از ما بودند که وقتی شعار میدادند از سر نفرت بود اما برآیند رفتارمان نشان از نفرت نداشت، کسی را هم به هشدار وانداشت. اگر هشداری هم بود, نزدیک شدن به خشونت را هشدار میداد. اینها را گفتم که بگویم ما تجربه کردهایم که میشود به رفتارهای خشن بدون خشونت جواب داد. امیدوارم این تجربه را ادامه دهیم.
-
فراموش نکنیم که بخش مهمی از شعارهای ضد-خشونت متوجه جایی و فردی است که ابزار و امکانِ ابراز خشونت به نحوی سیستماتیک را دارد. یکی با قصد تشفی خاطر و اعمالِ زور دست به خشونت میزند؛ یکی از روی غریزه و برای دفاع. این دو خشونت از یک جنس نیستند. یکسان انگاشتن این دو خشونت، خطای فاحشی است و نتایج مهلکی هم به بار میآورد.
-
من این جمله یا شکل من باش با هررری را دوست ندارم. من خیلی دلم گرفته است.
-
مگر در اینکه میتوانیم پیروز شویم شکی هم هست؟
اما آیا پیروزی کافی است؟ این سوالی است که تک تک ما باید از خود بپرسیم.
-
ایمایان
-
معلق ماندن بلندمدت در وضعیت فعلی به نفع هیچ کس از جمله خود نظام قدرت نیست. به نفع ما نیست چون جریان جنبش را به سمت رادیکالیسم نسبتن کور و غیرقابل دفاعی پیش میبرد و به نفع حاکمیت نیست چون چرخ امور مملکت را مختل میکند.
نیم خط وحید
انعکاس مطالب خواندنی روز





