• لینکهای روز ۳۱٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
    • اکبر گنجی: وقتی سه ماه در سلول انفرادی 240 بود، حاج علی می گفت: "دوست بی غیرت تو فقط می رقصد".سخن او را باور نکردم، تا بعدها که در بند عمومی یکدیگر را دیدیم، مدعای او را تایید کرد. پرسیدم:مگر رقص هم بلد هستی؟گفت:خیلی خوب.گفتم: کجا می رقصی؟ گفت در جشن های خانوادگی. در سلول انفرادی هم خوب می رقصید. گفتم:کمی خود را تکان بده تا ببینم چه می کنی؟گفت: جلوی شمس و باقی و لطیف صفری رویم نمی شود. یک وقت که آنها نبودند، کمی رقصید و مهارتی از خود نشان داد. در انفرادی فقط فکر و عبادت نمی کرد، می رقصید و این شاید بیشتر دستگاه سلطانی را خشمگین می ساخت. احمد این باور را می پراکند که: "رقص اندر خون خود مردان کنند". رقص او، با ظلم فرعونی سلطان هم ارتباطی وثیق داشت و دارد.
    • گمان می کنم افرادی همچون مجتهد شبستری، عبدالکریم سروش و یا مصباح یزدی می توانند نسبت به احکام خشن صادر شده علیه سلمان رشدی کمی نرمش نشان دهند.
  • لینکهای روز ۲۹٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
  • لینکهای روز ۲۴٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
    • نیمه های شب بود که از ستاد شمارش آرا وزارت کشور به ما خبر دادند که اگر رای ها را بشماریم ممکن است نتیجه به نفع دشمنان نظام تمام شود. این بود که تصمیم گرفتیم شمارش آرا و اینجور قرتی بازیها را بگذاریم کنار و خودمان نتیجه انتخابات را اعلام کنیم.
    • آقای توکلی! گفته اید که "احمدی نژاد دچار استبداد رأی شده است". چقدر خبرها دیر به دستتان می رسد! … می خواهم بگویم همان اسفند سال 87 که میرحسین از آمدنش برای انتخابات ریاست جمهوری گفت، باید خاک پایش را سرمه چشمانتان می کردید که بیست سال عافیت و سکوت و خوشی را، و به طعنه رفقایتان: "بیست سال نقاشی کردن" را کنار گذاشت تا در این کمتر از یک سال و نیم گذشته، در پایان هفتمین دهه عمرش، این هم فحش و بی حرمتی را، این همه حبس مشاوران و یاران اش را، این همه دروغ و توهین را، این همه کور کردن ریزترین روزنه ها به سوی هوادارنش را تاب بیاورد تنها به این دلیل که در پیشانی اصولگرایانی چون شما خوانده بود که آن قدر موس موس می کنید و سماق مصلحت می مکید، که از "جمهوری اسلامی" جز نامی خشک و دافع هر آن که اسلامیت و جمهوریت توأمان را می خواهد، بر تارک تاریخ باقی نماند و همه نهادهای کشور زیر مصمّمات رییس قوه مجریه واژگونه شوند … چقدر دیر و دورید آقای توکلی! دیر جنبیده اید و آن که را به هنگام جنبید، تنها گذاشتید
    • صبح با تماس سردبیر از خواب بیدار شدم داشت پیغامی از مدیرعامل را ابلاغ میکرد که ماجرای روز قبل با رحیمی را در مجلس طی گزارشی در وبلاگم تکذیب کنم و آن را جوسازی رسانه ها بدون بعدش گفت اگه این کار نکنی ما خودمودن در خبرگزاری شهر این ماجرا را تکذیب میکنیم…
  • لینکهای روز ۲۳٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
    • وقتی راهپیمایی‌های عظیم خرداد راه افتاد، به این تشخیص رسید که این بار بحث این حزب و آن حزب نیست و گروهی که از دید وی و بسیاری دیگر می‌شد نام «مردم» بر آنان گذاشت به میدان آمده‌اند این چنین بود که به میان آنها آمد و آهنگی برای آنان خواند که سرود سبز اعتراض ایران شد.

      دو روز از ماه رمضان گذشت و صدای شجریان از هیچ شبکه‌ای شنیده نشد. صدای شجریان مایه‌ی اعتبار صداوسیمای فرقه‌ایست، نه عکس آن. آنان با رویکرد آشنای طرد مخالف، خود را بیش از پیش تنها و رسانه‌‌ی خویش را کم‌مایه می‌کنند.
    • با قتل ذبیحی صدای وی نیز به تدریج به فراموشی سپرده شد. هرچند به ندرت شاهد پخش بخش هایی از مناجات های وی در برخی برنامه های رادیویی بوده ایم ولی با ظهور جایگزین قدرتمندتری به نام «ربناهای شجریان» دیگر نیازی به صدای ذبیحی احساس نشد. بعدها مناجات های موسوی قهار نیز بر مجموعه آواهای مذهبی افزوده شد و جای خالی صدای ذبیحی را گرفت.

      اکنون اما به نظر می رسد صدا و سیما نتوانسته جایگزینی برای صدای جادویی شجریان پیدا کند. جای خالی مناجات های هنرمندانه و اثرگذار در برنامه های رمضان امسال به خوبی حس می شود و نغمه های قاریانی چون عباس سلیمی نخواهد توانست جای خالی صدای شجریان را پر کند. در سراسر مناجات های کنونی جای خالی موسیقی مقامی ایران حس می شود و خالقان این آثار ترجیح می دهند بر اساس نغمه های عربی بخوانند. گویا هنوز به راز ماندگاری صداهایی چون مؤذن زاده و شجریان پی نبرده اند.

  • لینکهای روز ۲۲٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
  • لینکهای روز ۲۱٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
    • خدایا! تا ما را نیامرزیده ای از دنیا نبر.
    • خواستم داستانی تعریف کنم از آدم هایی که گمنامند، از دختر ها و پسرها و زنها و مردهایی حرف بزنم که بهره هوشی خاصی ندارند، المپیادی، فرزانگانی، نفر اولی چیزی نبودند، تو خانوادشان شهید، جانباز، مفقود ندارند، ساده اند، معمولی اند، چیز خاصی ندارند که با آن شناخته شوند، بیگناهند، متاسفانه معصوم و ساده اند. خانواده ای دارند که آسه می روند آسه می آیند، احتمالن صبح های شنبه سر میز صبحانه پدر مادرهاشان بهشان گوشزد می کردند که نروند تو مدرسه بگویند که دایی زهرماری می خورد، و عمه دامن کوتاه می پوشد و دیشب توی مهمانی همه به شخص اول مملکت فحش داده اند و پسرخاله ناصر ادای رفسنجانی را درآورده است، توی فرمهای مدرسه همیشه نوشته اند دین: اسلام، شیعه. این ها را ببینیم، این مردم را ببینیم، زنها و مردهایی که به خاطر نداشتن روابط سیاسی آنچنانی ماه ها بی نام و نشان و خبری توی زندان می ماند و صدایشان به گوش هیچ کس نمی رسد. کمتر مدالها و افتخارات علمی، هنری، سیاسی را دنباله اسم ها کنیم، انسان های معمولی به گمان من مورد ظلم ترند، مهره ترند، راحت می سوزند و از یاد می روند.
    • مسئله بغرنج تر از این حرفهاست، سلسله مراتب را که یادتان نرفته است، درهمه پاسگاه ها نصب است، اگر به رفتگر محله انتقاد کنید، به شهردار و فرماندار و استاندار و وزیر کشور و رییس جمهور خرده گرفته اید، اوهم که توسط رهبر تنفیذ می شود، پس تو به رهبر تعریض کرده ای و رهبر هم که نایب امام عصر است و امام هم خلیفه خداست ! پس کارت به جایی رسیده که بر حق تعالی خرده می گیری، تو پاک مرتدی و مهدور الدم، خونت حلال و مالت مباح و زنت حرام ( البته بر تو!) است.
  • لینکهای روز ۲۰٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
    • مسعود بهنود
    • بلافاصله پس از انتشار اخبار آمدن «رسا» به مناسبت آغاز ماه رمضان بسیاری شروع به انتقاد کردند که اسلام رحمانی آمد و این رسانه نماینده‌ی سبزها نیست و مانند آن، امّا ایران ندا از بسیاری جهات برای این گونه افراد تهدید بزرگتری است. همانطور که روشنفکران دینی، نواندیشان مذهبی و روحانیان منتقد، خطر بسیار بزرگتری از غیرمذهبیان برای حکومت ولایی بوده‌اند، سکولارهای معتدل، ناستیزه‌گر با دین و طرفدار گفتگو و تفاهم با مذهبیان روادار، تهدید بزرگتری برای سکولارهای افراطی هستند چون به مرور زمان خود را به عنوان نماینده‌ی اصلی خیل ایرانیان سکولار معرّفی و بازار حضرات را کساد می‌کنند. این چیزیست که مرور زمان آن را ثابت خواهد کرد. این موضوع را هم امیدوارم بتوانم در زمانش بسط بیشتری بدهم. همکاری و همفکری این دو شبکه می‌تواند الگویی برای همراهی اندیشه‌های گوناگون باشد. پرهیز از سیاست‌زدگی، اولویّت دادن به فرهنگ، گفتگو با همه، تلاش برای ترمیم شکافها و خرده‌شکافهای جامعه، گوش فرادادن به نقدها و ویرایش مدام خویش موفّقیّت بیشتر این دو شبکه را تضمین می‌کند.
    • شاید خیلی از شما فکر می کنید که کشتار مردم مشهد در مسجد گوهرشاد به دلیل اعتراض آنها به کشف حجاب بوده است. من هم تا همین دیروز، همین تصور رایج را بدیهی می پنداشتم و حتی به کتاب های دم دستی تاریخ هم رجوع نکرده بودم تا این تصور غلط را اصلاح کنم. دیروز که برای حل بعضی ابهام ها درباره قضیه گوهرشاد، مشغول جستجو در سایت ها بودم به مقاله ویکی پدیا درباره واقعه مسجد گوهرشاد مشهد برخوردم که دلیل دیگری را برای اعتراض مردم مشهد ذکر کرده بود.
  • لینکهای روز ۱۷٫۰۵٫۱۳۸۹ No Comments
    • اگر شما می توانستید با خامنه ای صحبت کنید به او چه می گفتید؟

      در یک روز سرد زمستانی سال ۱۳۵۴ قرار بود من را از سلولی که در آن بودم منتقل کنند. خامنه ای که خیلی لاغر و تکیده بود از سرما می لرزید. من یک بلوز بافتنی داشتم، آنرا از تن در آورده و به خامنه ای دادم. او ابتدا کمی مقاومت کرد و بلوز را نگرفت. ولی در نهایت که آنرا پذیرفت و به تن کرد ما یکدیگر را بغل کردیم. او گریه افتاد و گفت : «هوشنگ، زمانی‌که اسلام به قدرت برسد، حتی یک قطره اشک نیز از چشم کسی جاری نخواهد شد.»

      من دوست دارم از او بپرسم « آقای خامنه ای آنچه را که در آن روز گفتید به یاد می آورید؟ اکنون که تو پر قدرت ترین حاکم در تاریخ سیاسی ایران هستی آیا هیچ قطره اشکی جاری نمی شود؟ یا درست برعکس ما شاهد فجایعی هستیم که در تاریخ ایران سابقه نداشته است؟