• لینکهای روز ۱۸٫۰۷٫۱۳۸۹ No Comments
    • فکر می‌کنند خصلت و ذات که می‌گویند همین‌هاست. فکر می‌کنند یک “من آدمی‌ام” بگذارند اول کارهای مسخره و بی‌ادبانه‌شان خاص بودن‌شان را می‌رساند. به این آدم‌ها نمی‌شود ایراد گرفت که چرا فلان روز ریدی به شخصیت من؟ سریع جواب دارند که “من؟ من آدمی‌ام که کلن می‌رینم.”
    • بعد از دوماه زندگی در غربت چند روزی است که متوجه شده‌ام علاوه بر چهل و چهار کیلوگرم بار مجازی که در دو چمدان آوردم چمدان سومی هم دارم که برای آوردنش جریمه‌ی اضافه بار نداده‌ام، چمدانی به وزن بیست و دو کیلوگرم مملو از ترس…
    • در حالی که اخباری از حضور هواداران جنبش سبز در محل بازی ایران و برزیل در ابوظبی به گوش می‌رسید، و از چند روز پیش از بازی در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های اشتراکی دعوت به حضور در این بازی با نمادهای سبز شده بود، در اقدامی عجیب تلویزیون ایران بازی را از چشم دوربین مخالف یا دوربین روبروی جایگاه به روی آنتن برد.
  • لینکهای روز ۱۷٫۰۷٫۱۳۸۹ No Comments
    • اگر تو مخالف اعدام هستی، حتما استدلالی برای این مخالفت داری (اینجا قضایایی مثل «اعدام نفرت‌انگیز است» را می‌گذاریم پشت در و حرف دودوتا چهارتا می‌زنیم). حالا نکته‌ی مهم این است، توی مخالف اعدام ادعا می‌کنی که «اعدام بد است چون …». این یعنی تو یک حساب ِ اگر-آنگاه چیده‌ای که نشان بدهی اعدام نباید انجام شود. این حساب را حالا از دیدگاه ابطال‌پذیری نگاه کنیم. مثلا اگر کسی می‌گوید «اعدام بد است چون باعث کاهش جنایت نمی‌شود» ازش بخواهیم جمله‌اش را اینطور بگوید «اگر کسی نشان بدهد که اعدام گاهی باعث کاهش جنایت می‌شود من هم می‌پذیرم که اعدام گاهی خوب است». همین قضیه برای طرف مقابل جاری است، یعنی اگر کسی می‌گوید «اعدام خوب است چون اگر نباشد فساد زمین را برمی‌دارد» ازش بخواهیم جمله‌اش را اینطور بازنویسی کند «من می‌پذیرم که اعدام لزوما امر لازمی نیست اگر جوامعی باشد که در آنها کسی اعدام نمی‌شود اما فساد در این جوامع کمتر از جاهای دیگری است که در آنها کسانی اعدام می‌شوند».
    • فکر می‌کنند خصلت و ذات که می‌گویند همین‌هاست. فکر می‌کنند یک “من آدمی‌ام” بگذارند اول کارهای مسخره و بی‌ادبانه‌شان خاص بودن‌شان را می‌رساند. به این آدم‌ها نمی‌شود ایراد گرفت که چرا فلان روز ریدی به شخصیت من؟ سریع جواب دارند که “من؟ من آدمی‌ام که کلن می‌رینم.”
    • بعد از دوماه زندگی در غربت چند روزی است که متوجه شده‌ام علاوه بر چهل و چهار کیلوگرم بار مجازی که در دو چمدان آوردم چمدان سومی هم دارم که برای آوردنش جریمه‌ی اضافه بار نداده‌ام، چمدانی به وزن بیست و دو کیلوگرم مملو از ترس…
    • در حالی که اخباری از حضور هواداران جنبش سبز در محل بازی ایران و برزیل در ابوظبی به گوش می‌رسید، و از چند روز پیش از بازی در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های اشتراکی دعوت به حضور در این بازی با نمادهای سبز شده بود، در اقدامی عجیب تلویزیون ایران بازی را از چشم دوربین مخالف یا دوربین روبروی جایگاه به روی آنتن برد.
  • لینکهای روز ۱۶٫۰۷٫۱۳۸۹ No Comments
    • اگر تو مخالف اعدام هستی، حتما استدلالی برای این مخالفت داری (اینجا قضایایی مثل «اعدام نفرت‌انگیز است» را می‌گذاریم پشت در و حرف دودوتا چهارتا می‌زنیم). حالا نکته‌ی مهم این است، توی مخالف اعدام ادعا می‌کنی که «اعدام بد است چون …». این یعنی تو یک حساب ِ اگر-آنگاه چیده‌ای که نشان بدهی اعدام نباید انجام شود. این حساب را حالا از دیدگاه ابطال‌پذیری نگاه کنیم. مثلا اگر کسی می‌گوید «اعدام بد است چون باعث کاهش جنایت نمی‌شود» ازش بخواهیم جمله‌اش را اینطور بگوید «اگر کسی نشان بدهد که اعدام گاهی باعث کاهش جنایت می‌شود من هم می‌پذیرم که اعدام گاهی خوب است». همین قضیه برای طرف مقابل جاری است، یعنی اگر کسی می‌گوید «اعدام خوب است چون اگر نباشد فساد زمین را برمی‌دارد» ازش بخواهیم جمله‌اش را اینطور بازنویسی کند «من می‌پذیرم که اعدام لزوما امر لازمی نیست اگر جوامعی باشد که در آنها کسی اعدام نمی‌شود اما فساد در این جوامع کمتر از جاهای دیگری است که در آنها کسانی اعدام می‌شوند».
    • فکر می‌کنند خصلت و ذات که می‌گویند همین‌هاست. فکر می‌کنند یک “من آدمی‌ام” بگذارند اول کارهای مسخره و بی‌ادبانه‌شان خاص بودن‌شان را می‌رساند. به این آدم‌ها نمی‌شود ایراد گرفت که چرا فلان روز ریدی به شخصیت من؟ سریع جواب دارند که “من؟ من آدمی‌ام که کلن می‌رینم.”
    • بعد از دوماه زندگی در غربت چند روزی است که متوجه شده‌ام علاوه بر چهل و چهار کیلوگرم بار مجازی که در دو چمدان آوردم چمدان سومی هم دارم که برای آوردنش جریمه‌ی اضافه بار نداده‌ام، چمدانی به وزن بیست و دو کیلوگرم مملو از ترس…
    • در حالی که اخباری از حضور هواداران جنبش سبز در محل بازی ایران و برزیل در ابوظبی به گوش می‌رسید، و از چند روز پیش از بازی در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های اشتراکی دعوت به حضور در این بازی با نمادهای سبز شده بود، در اقدامی عجیب تلویزیون ایران بازی را از چشم دوربین مخالف یا دوربین روبروی جایگاه به روی آنتن برد.
  • لینکهای روز ۱۵٫۰۷٫۱۳۸۹ ۱ Comment
  • لینکهای روز ۱۰٫۰۷٫۱۳۸۹ No Comments
    • روزنامه جشن شاهنشاهی ایران را که مدتی قبل یکی از نهادها به کتابخانه مجلس اهداء‌ کرده و کنارم بود، باز کرده، می‌خواندم. این روزنامه در سال 1350 به عنوان روزشمار جشن‌های شاهنشاهی انتشار یافته و از ماهها پیش از جشن تا روزهای جشن و پس از آن را پوشش خبری می‌داد. رویش نوشته است که تیراژ آن به اندازه تمامی روزنامه‌های کشور است و همراه آنها انتشار می‌یابد.

      به مورخانی نگاه کردم که تئوریسین آن جشنها بودند و در این مجموعه مقاله داشتند. نام خیلی ها را دیدم که برخی سر در نقاب خاک کشیده‌اند و برخی همچنان به تئوری سازی می‌پردازند. حقیقت بار دیگر این پرسش برایم مطرح شد که آیا ما جماعت مورخان ـ که بنده کوچکترین هستم ـ چه رسالتی داریم؟‌ نکند غافلیم و هر زمان در پی توجیه امری و دستوری.

      در این فکر ها بودم و ورق می زدم که چشمم به نام خسرو معتضد افتاد. دوست نادیده مورخی که شبهای متوالی ایشان را در سیما می ‌بینیم و از داستانهایی که می‌گوید و بسیار شیرین نقل می کند بهره مند می‌شویم. دیدم چندین سلسله مقاله در آن روزنامه جشن شاهنشاهی دارد. مقدمه یکی از آنها

    • پیشنهاد می کنم کمیته ای حقیقت یاب تشکیل شود تا رفتار شما و زیر مجموعه تان را با خانه سینما بررسی کنند
    • ژیار گل