• لینکهای روز ۲۵٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • در ایران حداقل حقوق ماهانه کارگران ، اندکی بیش از 300 هزار تومان است که فقط برابر با 20 کیلو گوشت گوسفند است ، (‌هستند کسان بسیاری که از این رقم هم کمتر می گیرند ) در حالی که دستمزد یک کارگر در آنجا حدوداً با قیمت 200 کیلو گوشت در کشورشان برابری می کند ، یعنی 10 برابر اختلاف . شاید گفته شود که قیمت گوشت به تنهایی نمی تواند مبنای قضاوت باشد ولی مقایسه قیمت سه نیاز اولیه یعنی مسکن ، خوراک وپوشاک تقریباً ما را به همان نتیجه رهنمون می کند .حال این سوال پیش می آید که چرا شاهد این اتفاق هستیم ؟
    • تناقضات رفتاری حاکمیت چنان بالاست که درست هفته‌ای قبل از آزادی سارا شورد پرچم‌های آمریکا در سراسر ایران توسط تظاهرکنندگان روز قدس به آتش کشیده می‌شود و یک هفته بعد هیات بدرقه با تبعه آمریکایی آزاد شده "بای بای"‌ می‌کنند و قرار آزادی برای کوهنورد آمریکایی متهم به جاسوسی از قرار آزادی فعالان حقوق بشر در کشورمان نه مساوی بلکه مهمتر و فوری تر است. در کشوری که اگر متهم امکان پرداخت وثیقه را نداشته باشد باید در زندان بماند و هیچ "ضمانتی" هم جوابگو نباشد اما وقتی یک تبعه آمریکایی، نه خانواده و نه دولتش حاضر به پرداخت مبلغ تعیین شده نیستند با هواپیمای خصوصی بدرقه می‌شود.
  • لینکهای روز ۲۴٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • نتیجه اخلاقی این هفته اینکه هر چیزی آمریکایی اش مرغوب‌تر است. حتی قرآن.
      چون می بینید که قرآنهایی که زیر بلدوزرهای برادران گمنام هنگام ویران کردن مسجدهای سنی ها در سیستان و مشهد و حسینه‌های گنآبادی ها و جاهای دیگر له شدند و یا در حمله به بیت مراجع غیر حکومتی زیر دست و پا مانند، از حرمت قابل مقایسه‌ای با قرآنهای چاپ آمریکا برخوردار نبودند.
    • با توجه به اینکه مشکل اصلی کشور ما بی عرضه بودن رئیس جمهور و کابینه است، پیشنهاد می کنیم از وزرایی استفاده کنیم که هم قبلا فعالیت موفقیت آمیز داشتند، هم از نظر هزینه زیاد نباید پول بابت شان مصرف کنیم. پیشنهاد می کنیم از زندانیان موجود در اوین کابینه تشکیل داده و اگر در عرض شش ماه کلیه مشکلات فعلی کشور حل نشد، آنها را سه بار اعدام کنیم.
  • لینکهای روز ۲۳٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
  • لینکهای روز ۲۱٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • «اگر من معمم بودم، یعنی علاوه بر اعتقادی که لابد در سر داشتم، عمامه‌ای هم بر سر داشتم ومی‌توانستم به نام اسلام و مسلمانی حرف زنم، روز ۱۱ سپتامبر به کلیسای کشیش تری جونز در فلوریدا می‌رفتم و می‌گفتم که من آماده‌ام مشتی کاغذ را که قرآنش می‌نامند، آتش زنم. به راحتی می‌گفتم که خدای من، که آن را با صفت‌های «برتر»و «برترین»توصیف می‌کنم، در این کاغذها نمی‌گنجد؛ و اگر هم از آتش زدن این ترکیب، که کاغدش مثلاً محصول برزیل است، حروف‌چینی‌اش با محصولی از مایکروسفت انجام شده و چاپش با ماشین هایدلبرگ صورت گرفته، آشفته شود، خودش بنابر توصیفی که در کتاب از خود کرده، قادر به دفاع از خود و تلافی این کار است.»
    • یک زمانی میگفتند: قبل از انقلاب و بعد از انقلاب
      حالا میگن: قبل انتخابات و بعد انتخابات!
  • لینکهای روز ۲۰٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • : آیا بعد از یک سال توانسته‌ایم در نظام یک آرامش نسبی خالی از رعب و وحشت ایجاد کنیم؟ اگر باز هم می‌گوییم در جامعه مشکلی نیست، پس چرا دائم به صورت لفظی دم از وحدت می‌زنیم؟ اگر هست، چرا مردم در یک استراحت واقعی نیستند؟ چرا وحدت به همراه رعب و وحشت از ناحیه‌ی عدّه‌ای باشد و عدّه‌ی کمی در آرامش به خیال خود باشند و هر چه بر زبانشان می‌آید، می‌گویند و هیچ به فکر عواقب الفاظ خود نیستند. آیا شما خبرگان تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا نتوانسته‌ایم مردم را نسبت به وقایع موجود راضی کنیم و در رأس همه‌ی اینها، آیا پی به این معنا برده‌ایم که چرا مراجع و علما نسبت به وضع موجود رضایت ندارند؟
  • لینکهای روز ۱۹٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • دیده اید این الکلی ها دست شان می لرزد نمی توانند مثلن خودکار بگیرند توی دست شان و چیزی بنویسند یا امضا کنند؟ حالا من هم این طوری شده ام. دیگر نمی توانم تمرکز کنم. بس که توی فایرفاکسم هر لینکی و عکسی و مطلبی را دیده ام آن را توی یک تب جدید باز کرده ام و بس که بین تب ها هی این طرف و آن طرف شده ام و بس که تند تند و سطحی مطالب را خوانده ام تمرکزم به فاک رفته است.

      من فقط توانستم 5دقیقه با تمرکز کتاب بخوانم! خیلی وقت است که توی اینترنت مطالب طولانی را نمی خوانم. این خیلی بد است. گاه پیش می آید که مطلبی طولانی را در تب جدید باز می کنم. خیلی دوست دارم آن مطلب طولانی را بخوانم. می دانم که یک چیزی به من اضافه می کنداما در نهایت نمی خوانمش. نهایت اگر توی گوگل ریدرم باشد یک استار کوچولو می زنم که بعدن بخوانم. ولی گوگل ریدرم پر است از این مطالب طولانیِ استار خورده… حس می کنم دیگر قدرت تفکر عمیق ندارم. یکی از بزرگ ترین نشانه هایش همین است که مطالب طولانی ولی به دردبخور و مشروح و کامل را نمی خوانم. حس می کنم برداشت هایم خیلی سطحی و آنی و لحظه ای شده. و اینترنت جهان لحظه ای بودن است…

  • لینکهای روز ۱۸٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • در مقابل اقدام خشونت آمیز و نفرت انگیز این کلیسای گمنام، دو گونه می توان واکنش نشان داد؛ یا همچون ماجرای کاریکاتورهای اهانت آمیز روزنامه دانمارکی، پرچم و ساختمان آتش زد، در و شیشه و پنجره شکست، دشنام داد و تهدید به قتل کرد، و یا مثل آن جانباز "باشعور" در تهران که وقتی همه داشتند رگ گردن کلفت می کردند، آتش می زدند و می شکستند، رفت جلوی سفارتخانه دانمارک و چهره "مریم مقدس" را به زیبایی روی بوم نقاشی کرد
    • چه کسی توانسته مجموع تظاهرات کنندگان «ده ها» شهر فرانسه را بشمارد و درست به همان عدد معروف «سه میلیون نفر» برسد؟ عددی که بسیاری آن را شمار تظاهرکنندگان راهپیمایی 25 خرداد می دانند؟ گزارش بی.بی.سی شمار تظاهر کنندگان پاریس را 30 هزار نفر اعلام می کند. آیا فرانسه 100 شهر دیگر مانند پاریس دارد؟
    • دوست عزیزی که اینترنت مال پدر شماست؛

      برادر من؛

      شاید هم خواهر من؛

      شما اینترنتت را کلا قطع کن. لازم نیست سرعتش را کم کنی. لازم نیست نصفه و نیمه دهن مردم را صاف کنی. یک باره تمامش کن برود پی کارش.

      ما عادت کرده‌ایم.

      ما عادت کرده‌ایم که بزرگترین ملت دنیا باشیم و قدرتمندترین دولت دنیا مال ما باشد، آن وقت سایتی مانند فیس‌بوک که یک الف بچه آن را علم کرده بزرگترین دشمن ما باشد. ما عادت کرده‌ایم، برادر من، شاید هم خواهر من.

      شما اینترنتت را کلا قطع کن. نمی‌خواهد سرعت آن را کم و زیاد کنی و جیمیل را با هزاران دلار پول مفت در ایران از کار بیندازی. نمی‌خواهد قدرتت در کنترل فیلتر شکن‌هایی که تا دیروز کار می‌کردند و امروز کاملا از کار افتاده‌اند را به رخ ما بکشی.

      کلید اینترنت که دست شماست؛ چرا رودربایستی می‌کنی.

  • لینکهای روز ۱۷٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • نباید نگران افول وبلاگنویسی بود، حتی اگر وبلاگ افول و زوالی داشته باشد. این میل از خود نوشتن، احساس و عقیده خود را گفتن، تحلیل کردن و متجلی کردن فردیت که استارتش را وبلاگ زد بعید است در ما ایرانیها بمیرد. ابزار تکنولوژیکیش به نظر من خیلی مهم نیست. این ابزارهای ارتباطی هستند تا آدمها حرفشان را بزنند، اطلاعات رد و بدل کنند و ارتباط برقرار کنند. مهم آدمها هستند که به ابزارها جان می‌دهند و با آنها آن می‌کنند که خود می‌خواهند و هر کدام از ابزار که ایشان را به برقراری رابطه بهتر، راحت‌تر بودن، احساس خوبی داشتن و برآوردن انواع نیازها بیشتر و بهتر و آسانتر کمک کند نزد آنها بر دیگری ارجحیت می‌یابد. گریزی هم از آن نیست. مهم به گمان من اینست که از آن ابزار، هر چه باشد «درست» استفاده کنیم و فرهنگ درست استفاده کردن آن را گسترش دهیم. رفتارهایمان را انسانی‌تر کنیم و از این ابزارهای ارتباطی در جهت بالا بردن قدرت تعقل، اندیشه، گفتگو ، مفاهمه، مدارا، مهربانی، همیاری، نوع دوستی و پیوستن بهره بگیریم. نه اینکه ابزار دیگری بشود برای پراکندن نفرت، دروغ، تهمت، جهل، توهین، تحقیر، آزار، دشمنی، جنگجویی و گسستن.
    • روزنامه نگاران باید از هر تعهدی به غیر از حق مردم برای دانستن رها باشند.
    • اتفاقی که افتاده به نظر من اینه: با گسترش تعداد تولیدکننده در هر رسانه‌ای، از تعداد غولهای اون رسانه کاسته می‌شه اما میلیونها بچه غول به وجود میاد. وقتی تنوع برنامه تلویزیونی کم باشه، همه راس ساعت ۱۰ شب منتظر تنها برنامه خوب اون شب هستند و اون برنامه غول برنامه‌ها به شمار می‌ره و میلیونها نفر در موردش صحبت می‌کنند. اما وقتی صدها کانال تلویزیونی وجود داشته باشه، تعداد غول های برنامه‌ها هم کمتر می‌شه و عوضش هزاران برنامه بچه غول ساخته می شه. (به همین ترتیب در کتاب و فیلم و خبر و هر نوع مدیای دیگه). این نظریه که long tail نامیده می‌شه اساس و پایه خیلی از اتفاقات و بیزنسهای مهم آنلاین به شمار می‌ره و پنج سال پیش همین جا در موردش نوشتیم. (hit و long tail این نظریه را، اینجا ما بدون هیچ ارزش‌گزاری خاصی غول و بچه غول اسم گذاری می‌کنیم)
    • اما در نگاهی دیگر در دنیای سرعتی امروز آدمی اشتیاقش به سریع تر شدن است ،دوست دارد هر چه سریعتر جلو برود ،بخورد،کار کند ،و حتی بنویسد وقتیکه بتوانی با نوشتن چند کلمه مطلبت را به طرف مقابل و در کمترین زمان منتقل کنی دیگر نوشتن و وقت گذاشت یکی دو ساعته معنایی ندارد!درست متوجه شدید بحث بر سر وب 2 و شبکه های اجتماعی است که به سرعت در حال رشد است و مانند تار عنکبوتی همه زندگی ما را دارد در بر میگیرد.دیگر کسی برای دلش کمتر می نویسد بیشتر برای لایک دیگران و شبر کردن در فلان سایت و گوگل ریدر است ،البته من موافق صد درصد اینگونه شبکه ها هستم و اعتقاد صد در صد دارم که این شبکه ها نه تنها باعث رکود نمی شوند بلکه باعث شناخت بیشتر و ارتباط نزدیکتر وبلاگنویسان می شود اگر به درستی شناخته شوند و به کار گرفته شوند.
    • محمود احمدی‌نژاد تلاش‌ها برای حذف علی خامنه‌ای از عرصه سیاست خارجی را رسمن آغاز کرده است.

      رئیس دولت دهم به قول زیبا کلام می‌خواهد هر طور که شده مذاکره با آمریکا را آغاز کند و خامنه‌ای مانع این کار است.

    • حالا در وضعیت تعادل هستیم: هر کس حرفی برای گرفتن داره می نویسه و خیلی از کسانی که در موج اول وبلاگ بهشون فرصت داد سکوتی که دچارش بودن رو بشکنن و مثلا درباره حقوق بشر، تکنولوژی، آزادی اجتماعی و دغدغه‌های واقعی‌شون بنویسن، این روزها شغلشون شده همون کار (چه در ایران چه در خارج). در وضعیت تعادل، تعداد کسانی که وبلاگ می‌نویسن خیلی کمتر شده و دیگه اینکه هر کی به هرکی برسه، تعداد وبلاگ‌هاش رو به رخ بکشه تموم شده. این خیلی هم خوبه.
      الان چندین وبلاگ خوب هست و چندین آدمی که با وبلاگ خودشون رو کشف کردن و حالا واقعا جایی هستن که باید باشن. راستش من کسانی که از رکود وبلاگستان حرف می زنن رو نمی فهمم. اونها باید اول نشون بدن که اصولا از وبلاگستان چی می خوان؟ انقلاب؟ رسانه متمرکز؟ آگاه کردن مردم در کشوری که دومین سانسور کننده اینترنت جهان است و اولین زندان خبرنگاران جهان؟ منظورتون از رکود چیه دوستان؟ به نظر من که وبلاگستان در حال تعادله (: درست مثل تلویزیون‌های سه بعدی در یکسال بعد.
  • لینکهای روز ۱۶٫۰۶٫۱۳۸۹ No Comments
    • حث در مورد وبلاگستان فارسی و رونق و رکودش را همه دیده ام. راستش اگر این مناسبت خاص هم نبود هیچ گاه در این مورد چیزی نمی نوشتم. به گمان من این بحث هیچ گره ای از هیچ مشکلی باز نمی کند. تازه این در شرایطی است که بپذیریم اصلا مشکلی وجود دارد. من به هیچ مشکل غیرعادی و ویژه ای در وبلاگستان فارسی اعتقاد ندارم. هرچه هست تغییراتی طبیعی است. نمی توان توقع داشت جهان به انتظار ما بنشیند. به ویژه در دنیای مجازی هر روز شاهد پدیده جدیدی هستیم که شبکه های اجتماعی بارزترین آنها هستند. به گمان من وبلاگ نویس ها اگر می خواهند همچنان جایگاه خود را حفظ کنند باید با شرایط جدید خودشان را وفق دهند.
    • علیرضا مجیدی: «برخی معتقد به وجود رکود در وبلاگستان نیستند. آنها به تعداد وبلاگ‌ها و میزان کلی بازدید از وبلاگ‌های تحت پوشش سرویس‌های ایرانی وبلاگ‌نویسی، استناد می‌کنند.

      اما من تصور می‌کنم چه از لحاظ کمیت و چه کیفیت وبلاگستان ما دچار رکود و رخوت شده است. من وبلاگستانی را پویا و پررونق می‌دانم که در آن هر از چندگاه وبلاگی متفاوت با نویسنده‌ای نکته‌دان متولد شود که نگاه‌ها را متوجه خود کند، میزان تولید محتوای آن بسیار بیشتر از حال حاضر باشد، بتواند عمده اخبار علمی و سیاسی و فرهنگی و هنری دنیا را پوشش ویژه بدهد، کپی‌کار نباشد، از لحاظ بازدید و اقتصادی وضعیت رضایت‌بخشی داشته باشد و بتوان در لابلای نوشته‌های آن تحلیل‌های عمقی و زوایای دید متفاوت را مشاهده کرد..»

    • صدای مهزیار رو می‌شنوید که در نفس کشیدن مشکل پیدا کرده ولی داره از فراز بلندترین نقطه خاک ایران گزارش میده.
      عکسهایی از این صعود:

      http://friendfeed.com/mahziar/271a9aea/5671-10-12-1389

    • مجموعه‌ای از تک‌جمله‌هایی که در مورد شایعه مرگ جنتی نوشته شده بودند.
    • به گزارش خبرنگار تحول سبز، روز جمعه مهندس موسوی و دکتر رهنورد که تصمیم به شرکت در راهپیمایی روز قدس را داشتند متوجه این حقیقت می شوند که نیروهای لباس شخصی تمامی ورودی ها و خروجی های محل سکونت ایشان را در محاصره و تحت نظر دارند و هر فردی که ازخانه خارج می شود تحت کنترل است تا آنجا که وقتی دو نفر در ماشین ایشان از منزل خارج می‌شوند، سه گروه در میدان پاستور به طرف خودروی مهندس هجوم می آورند. یکی از گروه ها نیروی انتظامی، یک گروه نیروهای سپاه و گروه سوم نیز لباس شخصی ها بوده اند.

      پس از حمله به خودرو، متجاوزان، پس از وارسی کل اتومبیل حتی صندوق عقب متوجه عدم حضور مهندس موسوی و دکتر رهنورد در خودرو اجازه می دهند خودرو به مسیر خود ادامه دهد.

    • این ادعا که مردم ایران ضریب‏ هوشی بالایی دارند را بارها شنیده ایم. من تخصصی در زمینه ی تعریف و اندازه ‏گیری ضریب هوشی ندارم، پس دست به دامن گوگل می شوم. یک فهرست از کشورها و متوسط ضریب‏ هوشی مردم آنها در ویکیپدیا ذکر شده است. بالای فهرست توضیح داده شده است که سوالات زیادی درمورد همین رده بندی وجود دارد. به هرحال، ایران با متوسط ضریب هوشی ۸۴ در رتبه ی ۵۶ام و بعد از فرانسه، اسلونی، مالزی و ترکیه ایستاده است.
    • اما مشخص نیست که سپاه تهران، کیهان و دیگر فعالان و رسانه‌های حاکم چرا اکنون که گرد و خاک روز قدس خوابیده و تلاش‌هایشان برای برگزاری مهار شده‌ این راهپیمایی پایان یافته، به فکر محکوم کردن حمله چهار شب و روز منتهی به روز قدس به منزل آقای کروبی افتاده‌اند.

      یا کیهان وقتی خبر «تجمع اهالی مومن و انقلابی محل در اعتراض به مواضع ضد انقلابی کروبی مقابل منزل وی» را منتشر می‌کرد، چرا در خصوص عاملان حمله به منزل کروبی گمانه‌زنی نکرد؟

      یا وقتی خبر باشگاه خبرنگاران مبنی بر اینکه «عده ای از همسایه‌های مهدی کروبی در اعتراض به مواضع اخیر کروبی مقابل منزل وی تجمع کردند» اندکی پس از انتشار از خروجی سایتهای مدعی اصول حذف شد، چرا خبری از پشت پرده این تجمع و بی‌بصیرتی آنها نبود؟

      و یا چرا این سخنان، همان زمان که سایت روزنامه دولتی ایران در خبر ۵۲۱۱۰ نوشت: « جمعی از مردم معترض و انقلابی تهران که به نشانه اعتراض از مواضع ضد انقلاب و نظام مقابل منزل کروبی تجمع کرده بودند مورد حمله محافظان شیخ اصلاحات قرار گرفتند»، مطرح نشد تا مشخص شود که این مردم معترض و انقلابی، عامل نفوذی و یا فریب‌خورده هستند؟!

    • درمان قطعی؛ بدون درد، خون‌ریزی و ‌برگشت